آدمها همدیگر را پیدا میکنند.
از فاصلههای خیلی دور، از تهِ نسبتهای نداشته، انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند!!
گفتم : چَند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده .
گفت : کارم از تِکیه گذشته،
دلم میخواهد تویِ بغلت بمیرم!
هدایت شده از - توھمات!
132K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنکھمیگفتمنمبهرتوغمخوارترین ..
چھدلآزارترینشد،چھدلآزارترین!
کاش به انسانی که عاشق است...
می آموختند که چگونه انتقام بگیرد!
غمگینم که عشق، این همه مهربان است:)!
هدایت شده از - توھمات!
سال ها بعد در روزی مثل امروز
که خورشید طلوع میکند و غروب
اخرین ذهنی که مرا به خاطر دارد می میرد،
و من میمانم و سکوت ..
- اخرین روز قرن بخیر