وﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ
ﺣﺴﻮﺩ میشی ، ﺣﺴﺎﺱ میشی...
ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺭﯼ…
چشم نداری ببینی ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ میزنه…
ﻫﻤﺶ ﺍﺯﺵ ﺩﻟﮕﯿﺮو ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ میشی…
مدام ﻧﮕﺮﺍنو ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺸﯽ و سوال جوابش میکنى…
اینا همش ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﯾﺎﺩه اﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻓﮑﺮ میکنه ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯾﻮ ﺍﻟﮑﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﯿﺮ میدی...
زیادى ازش سوال میپرسیو اون فکرمیکنه بهش شک دارى!
اما تو فقط دوسش داری! :)
هدایت شده از پرازهیچ'؛
از سر شب که به تسخیر خیالت بودم
دیده میکرد تماشا دل بیزار مرا(؛
هدایت شده از پرازهیچ'؛
وقتی میبینی دوستات یکی یکی دارن میرن از پیشت و خاطره هاشونُ برات یه البوم میکنن که تو ذهنت فقط با خاطراتشون خوش بگذرونی، حرف بزنی و...
با هر رفتن، یه تیکه از وجودت کنده میشه و همسفر بقیه زندگیشون میشه💔(:
هدایت شده از پرازهیچ'؛
نمیتونم هضم کنم رفتارشونو
حرکاتشون، طرز صحبت..
برای همینه که تو دلم گریه میکنم براش.
بسامد'
«هنگامی که فقر از در وارد شود، عشق از پنجره میگریزد»
«خالی میکنن پشتتو؛ حتی سایه ها-!»
هدایت شده از - ۅیـࢪان -
درون من را هیچکس نمی تواند ببیند
حتی نزدیکترین کسانِ من، تازه چه میتوانند بکنند؟!
در نهایت احساس همدردی..
- vιιʀᴀɴ -