eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هیچ²
بیمارِ سکوتِ تو ام ، بیشتر خفه شو.
هدایت شده از _ شهر بی بی _
خسته بودى عزيزِ جان، خوابَت برد... به شيرينىِ بوسه ى اولِ صبح كه فكر ميكنم، تمامِ تلخىِ شب بخير نگفتنت جبران ميشود! شبت بخير...
چه می‌دانی که بعد از رفتنت، احساس من گم شد! چه می‌دانی نبودت سوژه ای در دست مردم شد!
در کوچه‌های نجیب غزل‌ها که چشم تو می‌خواند گهگاه اگر از سخن باز می‌ماند افسون پاک منش پیش می‌راند ای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاک ای شط زیبای پر شوکت من ای رفته تا دوردستان آنجا بگو تا کدامین ستاره ست روشن‌ترین هم‌نشین شب غربت تو؟ ای هم‌نشین قدیم شب غربت من ای تکیه گاه و پناه غمگین‌ترین لحظه‌های کنون بی نگاهت تهی مانده از نور در کوچه باغ گل تیره و تلخ اندوه در کوچه‌های چه شب‌ها که اکنون همه کور آنجا بگو تا کدامین ستاره ست که شب فروز تو خورشید پاره ست؟
دل به دل کردم و جان کندم و گفتم آخر دوستت دارم و گفتی نظر لطف شماست!
زن ها، گاهی اوقات حرفی نمی زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود! تنها با نگاهشان حرف می زنند ... به اندازه ی یک دنیا با نگاهشان حرف می زنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، هرگز از چشمانش به سادگی نگذرید! -سیمون دوبوار
خبر داری که شهری روی لبخندِ تو شد شاعر .؟ چرا اینگونه، کافرگونه، بی‌رحمانه می‌خندی .؟!
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است... ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است...
پائولو کوئیلو تو کتاب کیمیاگر میگه: "آدما وقتی به گنج برسن ازش رد میشن؛ چون به گنج اعتقاد ندارن!" ما هم یه وقتا از کنار بهترین آدمهای زندگیمون به سادگی رد میشیم.. چون فکر میکنیم بقیه قراره از اون بهتر باشن!
هدایت شده از - ۅیـࢪان -
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نرۍ‌قلبتو‌دفنش‌کنی‌تو مُخت.. - vιιʀᴀɴ -
هدایت شده از - مُشَّوَش -
بچه تر که بودیم لای دفتر و کتابامون اسم کسی که دوسش داشتیمُ رمزی می‌نوشتیم با یه قلب درشت دورش . .🧡! ننوشته هم پاکش می‌کردیم که مبادا بزرگترا ببیننُ دست دلمون رو بشه ... خودشم شاید هیچ‌وقت نمی‌فهمید که ته دلمون براش قند آب میشه . . بزرگتر که شدیم به‌روزترم شدیم . . علایقمون واضح تر شد ، فهمیدیم نوشتن اسمش دردی از ما دوا نمی‌کنه . ارتباطات گسترده تر شد ، پای این موبایل لعنتی وسط اومد که تموم آتیش ها از گور این نیم‌وجبی بلند می‌شد . . اونقدر پیش رفتیم که اول اسمشُ پلاک کردیم و انداختیم دور گردنمون . . بعضیا شاید عکسشُ هم پشت زمینه گوشیاشون کرده باشن . . یکم روشن فکر‌تر شدیم و فهمیدیم که ای بابا می‌شه حتی به یکی هم قانع نشد و با یه دست چندتا هندوانه برداشت . . از این‌جا بود که قید وجدانُ تعهدُ صداقتُ زدیم و شدیم اونی که نباید می‌شدیم . . کاش مثل بچگی‌هایمون لای همون دفتر و کتابا اسمشُ می‌نوشتیم و خودش هم هیچوقت نمی‌فهمید که دوسش داریم . . شاید هیچوقت بهش نمی‌رسیدیم اما لاقل وجدانمون نمی‌مرد . . راستی کاش این موبایل لعنتی نمیومد و هنوز اون خلوت‌ها رو داشتیم . . اون خلوت های شیرین . !