من به تمام آدمهایی که به هر بهانه ای در طول
شبانه روز با تو در ارتباطند «حسادت میکنم».
به دوستانت وقتی از ته دل برایشان میخندی
و لحظاتت را با آنها ثبت میکنی.
به همسایه ی کناری خانه ات که هر روز صبح
قبل از هرکسِ دیگر با تو چشم در چشم میشود
و روزش را با جذابیت نگاهت آغاز میکند.
به دختر گل فروش سر چهار راه که با لبخند های
خاص و مهربانت دلش را بدست می آوری و نرگس هایش را یک جا میخری.
من به عابران پیاده ای که شانه به شانه از کنارشان
رد میشوی "حسادت میکنم".
به تمام آنهایی که با تو قدم زدن را تجربه کرده اند..
به تمام آنها و همه ی آن خیابان ها...
من حتی به پیراهنت که هر روز یک دل سیر "تو" را
در آغوش میکشد "حسادت میکنم".
و به دستانت بیشتر، که هر بار دکمه ی پیراهنت را محکم میبندند.
و به پاهایت که هر ثانیه همراهت هستند.
بین خودمان بماند اما....
من...
حتی...
به صفحه ی تلفن همراهت که با دقت به آن
خیره میشوی و برایش وقت میگذاری
"حسادت میکنم"....
و به هر کس و هرچیزی که برای دقیقه ای،
ساعتی و لحظه ای تو را خواهد داشت....
آخر خودت که بهتر میدانی
"تو"
دوستداشتنی ترین بی احساسِ دنیای منی.
+ تا حالا به هشتاد و نه سالگیت فکر کردی؟
- نه...
+ اگه پیر بشی و اونی که میخوای کنارت نباشه، جای هَمه چیز خالیه...
خالیه خالی.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
بهت قول میدم تنها روبه رو نشی باهاشون..
شعرترین حرف یک مرد
همان دوستت دارم است!
در آن نیمه شبی که
تکیه بر بازویش خوابیده ای
و همزمان با مرتب کردن موهایت
به زبان می آورد
هدایت شده از ✦سفاࢪٺ بھشٺ✦
Shervin Hajipour1_5145562517883322580.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
داد میزنم بلند بلند بلند
اما تو برنگرد :)!
•سفاࢪٺ بھشٺ•
دلم تا برایت تنگ میشود،
مینشینم اسمت را مینویسم
مینویسم؛ مینویسم
بعد میگویم، این همه او...
پس دلتنگی چرا :)))؟!
به رفتن تو سفر نه، فرار میگویند
به این طریقهی بازی قمار میگویند
به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته «نگار» میگویند
اگر چه در پی آهو دویدهام چون شیر
به من اهالی جنگل شکار میگویند
مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند
کنار گل مگر از حٌسن ِخار میگویند؟
تو رفتهای و نشستم کنار این همدم
به این رفیق قدیمی سه تار میگویند
بسیجـی هستم و باید صدایـت میزدم خواهـر ..
تو را دیدن به چشم خواهرے سخـت است .. میفهمی ؟