خندههای تو ...
کودکیام را به من میبخشد .
و آغوش تو ...
آرامشی بهشتی ....
و دستهای تو ...
اعتمادی که به انسان دارم ..
چقدر ...،
از نداشتنت میترسم ..
من به تو میگویم که قوی باشی و میدانم که گاهی کلمات، واقعا معجزه میکنند.
من روزهای سخت زیادی دیدهام، رنجهای زیادی کشیدهام و اندوه زیادی را به جانم، خریدهام. من تا انتهای دردهای زیادی رفتهام، زخمهای زیادی را به جان لمس کرده و پایان اندوههای زیادی را به چشم، دیدهام.
من به تو میگویم که قوی باشی چون دیدهام که تمام مسیرهای درد، به مقصدهای خوبی میرسند و هیچ مسیری خالی از امّید نیست. که هیچ شبی بدون ماه و هیچ ماهی، بدون خورشید نیست.
من به تو میگویم که قوی باش و ایمان دارم که گاهی کلمات، واقعا معجزه میکنند...
ولی گناه تو گندم نبود، سیب نبود
خیانت تو برای کسی عجیب نبود
کسی که خیره به تنهایی تو بود از دور
مسیح بود ولی کاش بر صلیب نبود
حقیقت اینکه مرا طاقت خیانت بود
ولی تحمل دل سوزی رقیب نبود
شبیه سادهدلان باورت نمیکردم
اگر دروغ تواین قدر دل فریب نبود
هزار حیف که عمرم به غم گذشت ولی
هزار شکر که از عشق بی نصیب نبود