eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - کتابخانه ارواح🌬
‌‌ - من... دوستت دارم. فقط می‌خوام بگم که... +حالت خوبه؟ به‌نظر میاد یه‌کم... احساساتی شدی! - فقط حس کردم که قبلا به اندازه کافی بهت نگفته‌م که دوستت دارم. 📖
دنیا نه رود بود نه دریا، سراب بود کابوس بود،واهمه بود،اضطراب بود این روزگار با من دلخسته هرچه گفت توبیخ‌‌ بود و مسأله بود و عتاب بود خلوت گزیده بودم و در کنج بی‌کسی تنها رفیق من غم و شعر و کتاب بود ناگاه آمد از دل رویای نیمه شب حوری وشی که چهره‌اش از آفتاب بود زیبایی‌اش نشست به چشمم اگرچه او پوشیه داشت،چادری و باحجاب بود مشروطه‌خواه؟‌دختر قاجار؟ پهلوی؟ نه،دختری ز نسل همین انقلاب بود تا لب گشود بوی بهشت آمد از لبش اندیشه‌اش عصاره‌ی اسلام ناب بود با دست راست دانه‌ی تسبیح میشمرد در دست دیگرش قدحی از شراب بود گفتم اسیر عشق تو ام راه چاره چیست؟ گفت از خدا طلب کن اگر مستجاب بود یکباره با اتاق خودم رو به رو شدم شب بود،شاعری سر سجاده خواب بود
زهرِ این عشق مرا می‌کشد آخر امّا من نه آنم که از این مرگ پشیمان باشم
هدایت شده از پرازهیچ'؛
@Ay_233 اگه حمایت کنین بابتش ممنون میشم.
_آن بوسه کهنه بر لبانش تا ابد نا پیدا می ماند!
بشر با از دست دادن بزرگ میشه.
هر بار ڪه مرا می‌بوسی از مستیِ من تمام انگورها شراب می‌شوند در باغِ آغوشم...
جان می دهم به گوشه ی زندان سرنوشت سر رابه تازیانه ی او خم نمی کنم افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم زاری براین سراچه ماتم نمی کنم ای سرنوشت، مَردِ نبردت منم بیا زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز شادم از این شکنجه، خدا را، مکن دریغ روحم را در آتش بیداد خود بسوز!
هدایت شده از عاشقانه‌هایی‌در‌‌نبودت...! "((:
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی تو‌زندگی میبینی همه چیز داری جز‌اون چیزی که از دل عاشقش بودی
هدایت شده از - کتابخانه ارواح🌬
مردها گریه می کنند؟ سریع گفتم مطمئناً گریه می کنند. پوزخندی زد «آه، میچ، می خواهم تو صمیمی تر و راحت تر رفتار کنی، روزی به تو نشان می دهم گریستن مشکلی ندارد.» 📖
تا آخر عمر؛ درگیر من خواهی بود و تظاهر می کنی که نیستی... مقایسه تورا از پا در خواهد آورد من می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام تو دیگر خوب نخواهی شد ...
دَر سَجده و دَر رَکعَت و دَر سوره و دَر حَمد شَک می‌کُنَم اَز بَس که تو دَر خاطِرِ مایی !