جان می دهم به گوشه ی زندان سرنوشت
سر رابه تازیانه ی او خم نمی کنم
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم
ای سرنوشت، مَردِ نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه، خدا را، مکن دریغ
روحم را در آتش بیداد خود بسوز!
هدایت شده از عاشقانههاییدرنبودت...! "((:
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی توزندگی میبینی همه چیز داری
جزاون چیزی که از دل عاشقش بودی
هدایت شده از - کتابخانه ارواح🌬
مردها گریه می کنند؟
سریع گفتم مطمئناً گریه می کنند.
پوزخندی زد «آه، میچ، می خواهم تو صمیمی تر و راحت تر رفتار کنی، روزی به تو نشان می دهم گریستن مشکلی ندارد.»
📖 #سه_شنبه_ها_با_موری
دَر سَجده و دَر رَکعَت و دَر سوره و دَر حَمد
شَک میکُنَم اَز بَس که تو دَر خاطِرِ مایی !
من فقط تنها خودش را دوست دارم
آن چشمهای لامذهبش را دوست دارم
از سر لج با خودم هم که شده، باید بگویم
با دیگریها، دیگریها بودنش را دوست دارم...