eitaa logo
بسامد'
874 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
لا لَبی اِلا لَبت لا بوس اِلا بوسِه ات یک حدیثِ دیگری دارد خدا با بوسه ات این وَالضالین ترین شعرِ منِ مغضوب توست اِهدِنا اللَبهایِ تو تا صُبحِ فردا بوسه ات روسری را باز کُن اِعجاز کُن؛ گُم راه کرد قاریانِ سوره یِ وَالعاشِقان را بوسه ات گردِ تَفسیرِ بحار البوسِه یِ لب هایِ تو زاهد و گبر و مسلمان است حاشا بوسه ات اینقدَر با سُرخیِ لبهات بی تابَم نکُن می کُنَد من را ذلیل و خوار و رسوا بوسه ات الفرار از مرگ، هِیهات از لبت، باید گُریخت تا نبُرده جانِ من را هم به یَغما بوسه ات
خب همه ی آدمها یک نقطه ضعف دارند مثلا من که در جغرافی چیزی بارم نبود "گمت کردم " یا تو که تاریخت خوب نبود "فراموشم کردی "
آبی،آبی،آبی آبی تر از هر آبی ! آبی یعنی دل من،تو دریایِ چشات اسیره..
هدایت شده از عاشقانه‌هایی‌در‌‌نبودت...! "((:
نمیشه زیاد شیم؟ 🚶🏻‍♂️
تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر می‌شود؛ دل است! | رضا امیرخانی
بسامد'
از دست تو تو سینه ی من هل هله بر پاست انگار درختی رو پر از سار کشیدن :))))))))))))
عرض کنم که؛ حتی اگر نقاش من جناب کمال الملک بود ،باز هم باب دل شما نبودم. یا چشمام هفتا اسمونو تو خودش جا کرده بودباز هم شما چشم عسلی دوست داشتید! قد بالای رعنا هم که داشتم،شما با لحنی حق به جناب میفرموندین؛دختر باید بغلی باشه-! تو دلتونم بحاطربنده هل هله برپا بوداااا اما یه درختِ پر از کلاغ سیاه.
با زبان گفتم نیا!اما دلم فریاد زد پشتِ در چشم انتظارم مثلِ دختر بچه ها.
من هنوز هم مبهوت مانده ام تو چه وردی خواندی که تا این اندازه مجنونت شدم آهای جگر گوشه پنهانم ...! هیچ میدانی...؟ که غمت از تو ماندگار تر شد برایم:)! +چہ‌مبـٰارڪ‌است‌این‌غـم‌ڪہ‌تـۅ‌در‌دلــم‌نهـادۍ
. تابستان‌ها ظهرش خورشید، عاشق‌تر مےشود این را از بوسه‌هاے آتشینے که بَراے شَمعدانے لَب پَنجره می فرستَد؛ مےتوان فهمید...!! ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌
وسیع‌ترین شکل تنهایی، دورماندن از کسی است که دوستش داری. حالا هی جهانت را با غریبه‌ها شلوغ کن...
خواهم ک ب خلوتکده ای از همه دور من و باشم و من باشم و من باشم و من . ‌ . .!
روسری وا میکنی خورشید عینک می زند ! دسته گل غش میکند پروانه پشتک می زند ! کفش در می آوری، قالی علامت می دهد جامه از تن می کَنی آیینه چشمک می زند ! هر کسی از ظّن خود در خانه یارت می شود گاز آتش می خورد ! یخچال برفک می زند میوه ها با پای خود تا پیش دستی می دوند آن طرف کتری به پای خویش فندک می زند ! روبرویم می نشینی جشن بر پا می شود صندلی دف می نوازد میز تنبک می زند .