گفت تو مقصری!
هروقت خواست بودی،
هر وقت نخواست بودی،
تو هميشه بودی...
يه وقتا بايد بری
تا قدر بودنتو بدونه...
نگاش كردم،
لبخند زدم...
آروم گفتم:
وقتی بدونی دنبالت نمياد
نميری!
چون نمیخوای باورت عوض شه،
نمیخوای از دستش بدی!
بهش گفتم
وقتی بدونی كه اگر بری
همه چيز تموم ميشه،
هيچوقت نميری...
چون از تموم شدن ميترسی..
در اصل از نبودنش ميترسی!
تلخ نه الکل است
نه سیگار
و نه قهوه
میدانی چیست!؟
تلخ به یاد آوردن قول و قرار های
اولین روز دلدادگی بود
که به خیالمان قرار بود ابدی شود🗿'
بسامد'
خانه خواستی به آغوش کشیدمت:)
-الِعناقُ هو ان تَأتي بعطر و ترحل بعطرین-
آغوش یعنی با یه عطر بیای و با دو عطر برگردی؛)