مدرسه كه ميرفتيم ،
هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم
معلممون ميگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى"
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم
نميشه خودمونو جا بذاريم!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛
توى يه كافه،
توى يه خيابون،
توى يه خاطره...'🎼'!
-فرهاد صبوری
تا به حالکسی تو را
با چشم هاش
نفس کشیده...؟!
آن قدر نگاهت می کنم،
که نفس هایم به
شماره بیفتد؛)
-عباس معروفی