هدایت شده از 🎶
من دوستت داشتم و برات احترام قائل بودم ولی تو سیاست و تعصباتت برات بیشتر ارزش داشتن و بهم ترجیحش دادی ، منم تصمیم گرفتم احساساتم برام ارزش داشته باشه و رابطه ای که قرار بود سر همچین مسئله بیخودی از بین بره رو خودم نابود کنم .
خیلی سادست ، نه ؟
شما پیام یه دخترو سهواً با یک ساعت تأخیر جواب بده اگه همون جواب تو رو عمداً با ۴ ساعت تأخیر جواب نداد ایرانی نیست
هدایت شده از "•طعݥ ݪذیذ~خـــۅڹ°"-!
#۴
"طعم لذید خون"
داشتم رسمن دییونه میشدم
از ترس..
از صدای خنده هاشون..
بدون هیچ فکر کردنی جیییغ بلندی زدم و به نفس نفس افتادم..
صداها کم کم محو شدن..
دستمو از روی گوشم برداشتم و ایستادم..
به دور و برم نگاه کردم.
خورشید در حال طلوع کردن بود و هوا کمی روشن شده بود.
تونستم اطرافمو ببینم...
با چیزی ک دیدم به عمق بدبختیم پی بردم...
هیچ راه فراری نبود...
دایره ی بزرگی بود ک عمق زیادی داشت.
یه دایره ی کوچیک تر وسطش بود و من روی این دایره بودم.
نگاهی ب پایین انداختم....
پر از شاخه با تیغ های بلند و تیزی بود ک از دیوار بیرون زده بودن...
قطعا اگر میوفتادم پایین میمردم.
با نا امیدی سرمو اوردم بالا.....
نویسنده :!-"•Aყ∂a°"
@Bloodthirstyy
هدایت شده از - آشفتگیهبایدببخشید -
+ الان دوس داری کجا باشی ؟
- یه جایی که حس آرامش توش موج بزنه . . .
+ اصن همچین جایی سراغ داری😂؟
-آره ...جمکران : )
هدایت شده از lmfao
قلبمو بشکن. هزاربار بشکنش اگه دوست داری. بهرحال قلبم فقط مال خودته و تو میتونی بشکنیش.
هدایت شده از روغن اعجاز ثامن