eitaa logo
بسامد'
874 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
 قهوه می‌نوشم که با تلخی فراموشم شوی؛ لعنتی..! قهوه، چقدر همرنگ چشمانت شده...
مادرم شاعر بود پدرم عاشق شعر چه کنم دست خودم نیست منم زاده‌ی عشق !
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم... پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم،نرمیدم! رفت در ظلمت غم آن شب و شب‌های دگر هم... ن گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم! ن کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم:)
تا جان به تنم باشد یادت به سرم باشد تا سر ندهم بر باد هرگز نروی از یاد :)
رود‌راهی‌دریاشد! کوه‌بااندوه‌گفت: "میروی‌اما‌بدان‌دریا ‌زِ مَن‌پایین‌تراست"
دل من میل به دیدار ط دارد و ط؟ فارغ از هر دلتنگی و وفایی ! خنده دار است بی وفا بودی و اینگونه حرف ماندن می‌زدی ؟ :) -
پسرا: دخترا دروغگو و شیادن. خودشون:
بسامد'
پسرا: دخترا دروغگو و شیادن. خودشون:
کلینیک تخصصی کاشت مو دکتر یاقوت خانوم🙂😂
هدایت شده از روغن اعجاز ثامن
ﻣﺘﺮﺳﮏ: «ﻣﻦ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﺗﻮ ﺳﺮﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﺷﺎﻟﻪ!» ﺩﻭﺭﻭﺗﯽ: «ﺍﮔﻪ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭘﺲ ﭼطوری ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟» ﻣﺘﺮﺳﮏ: «خب... بعضی ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻐﺰ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ! نمیزنن؟!»
هدایت شده از روح!
آیا روا بود که با من اینچنین کنی پدسگ ؟
‏إنَّ الجرح عِندما يتعب من البُكاء يبدأ في الغناء.

و آن هنگام که درد از گریستن خسته می‌شود
شروع به آواز خواندن می‌کند
.