منو تو همیشه تضاد هم بودیم
اگه من سیاه باشم تو میشی سفید
اگه من مرگ باشم تو میشی زندگی
اگه من زشتی باشم تو میشی نهایتِ زیبایی
اگه من تاریکی باشم تو میشی روشنایی
اگه من سردی باشم تو وجودت پر از گرما میشه
شاید فرقمون زیاد باشه، شاید هیچ نقطه اشتراکی نداشته باشیم، اما تمام این تفاوتای درون و بیرونمون باعث میشه ما مکمل هم باشیم، همدیگرو کامل میکنیم، با تمام این فرق ها همدیگرو خوب میفهمیمم، میتونیم در کنار هم دنیامونو قشنگتر بسازیم، آسمونه دنیامونو آبی تر کنیم، شب و روزامونو رنگین کمونی کنیم، همونجوری رنگی رنگی و زیبا، خندهای از ته دل و واقعی بسازیم، دست تو دست هم قدم بزاریم توو جاده عاشقی، بیا یه قلم دست تو یه قلم دست من شروع کنیم دنیامونو نقاشی کنیم، دنیای رنگارنگ، پر از حس آرامش و عشق.
تو را دوست دارم ولی رو نکردم
فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم ؛
نگفتم، که روزی که گفتم، بگویی:
کف دست خود را که من بو نکردم
ضمیرِ مخاطب برایم، تو بودی
به غیر تو من، قصدی از او نکردم ؛
سرم با تو چرخید هر سو که رفتی
دلم را به غیر از تو همسو نکردم ؛
به پیشِ حسودان، تو اعتنایی
به یاوه سُرایی بدگو نکردم ؛
خودت را خودت را، تورا دوست دارم!
تورا دوست دارم ولی رو نکردم ..
Fereydoon Foroughi ماهان موزیکFereydoon Foroughi Divaneye Man.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
پروانه من،بی تو چه کنم؟
میدونی آدم کِی احساس تنهایی میکنه؟
وقتی میخواد یه نفر رو بیشتر از خودش دوست باشه.
میدونی آدم کی فرو میریزه؟
وقتی میفهمه به خاطر دوست داشتن یه نفر از قبل تنهاتر شده.
| پویا جمشیدی|
هیچچیز،
هیچوقت در هیچ کجای جهان
سر جایی که باید، نیست.
اسمهایی را در لیستهای خداحافظی دیدیم
که هنوز به حد کافی سلام نکرده بودند
و اسمهایی را در صفحه بیزاری
که هنوز عاشقشان بودیم...
| رویا شاه حسین زاده|
داشت برایم شعر میخواند
که پریدم میان یکی از مصرع ها و گفتم:
بوسه دارید؟
ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد!
تکرار کردم شما بوسه دارید!؟
از آن بوسه ها که انتها ندارند!
که دوستت دارم هایم را لابه لایش بچشی و بفهمی!
از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند
از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم؛
گل کند،شکوفه بزند،بهار برسد!
از آن بوسه ها که تا ماه ها لبهایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی!
خندید...
خندید و با چشم های بسته نگاهم کرد!
خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد!
بلند گفت: دوستت دارم مجنون جان!
و من از خوشی میان شعری که میخواند
قافیه در قافیه،ردیف شدم!
زندگی انگار این بود؛
دو مصرع،کنار هم،یک شاه بیت!
با طعم بوسه!
| #حامد_نیازی |
برف آمد که جای پای تو را
بر زمین عمق بیشتر بدهد
برف آمد که با زبان سپید
جغد را از درخت پَر بدهد
از همین قاب مستطیلی شکل
دیده ام ایستگاه آخر را
شیشهها را بخار میگیرد
تا نبینم نگاه آخر را
چیزی از آسمان نمیخواهم
تو اگر لکه ابر من باشی
زندگی را به گور میبخشم
تو اگر سنگ قبر من باشی
| احسان افشاری |
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ؟
ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﭼﺮﺍ
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﻢ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ ﻣﺪﺍﻡ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻣﯽﭼﺮﺧﻢ
ﻭﻗﺘﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﻮﯼ ﺗﻨﺖ
ﺩﺭ ﮔﻞﻫﺎﯼ ﭘﯿﺮﻫﻨﺖ
ﻋﺸﻖ ﻣﻦ!
ﺁﻭﺍﺭﮔﯽ ﻭﺍﺩﯼ ﭼﻨﺪﻡ ﺑﻮﺩ...
#عباس_معروفی