eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
ادوارد: میدونی آنا آدم ها چندین دسته اَن دسته ای که از تنهایی "فراری" اَن و تصمیم میگیرن که یکی رو دوست داشته باشن دسته ی دوم نمی تونن از تنهایی فرار کنن و از طرف یکی دوست داشته میشن و دسته ی سوم... آنا(با لبخند) : و دسته ی سوم چی...؟! ادوارد : اونا تو هیچ دسته ای نیستن میدونی آنا اونا واقعا "تنها"ن
تنها امیری که سرش خلوت،ِ امیر خلوته.
آدما یا عادین یا خیلی خیلی عمیق.
دین اگر دستم ببندد از هم آغوشی تو من مسیحی من کلیمی گبر و کافر میشوم … :)
زمین‌معـبراست‌نہ‌مقَـر!
آخره سالی توقع ندارید پست بزارم که!!😐🙁
هدایت شده از دلدادھ‌سابق ؛🇮🇷
کتاب‌هایی رو دارم که هنوز نخوندم آهنگ‌هایی که هنوز گوش نکردم فیلم‌هایی که هنوز ندیدم لباس‌هایی دارم که هنوز نپوشیدم شهرهایی که هنوز نرفتم اما عوض همه اینا عشقُ چشیدم ! خوندم.. گوش کردم.. دیدم.. پوشیدم.. سفر کردم.. چقدر خوبه که دارمت :)) -خانومِ‌هیچڪس-
بوسه بر سیب لپت را دوست میدارم ، ولی خوردن شیرین انار سرخ آن لب بیشتر . .!
بس که بد می‌گذرد زندگی اهلِ جهان مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند!
نگاهش به سبزه عید که افتاد رفت توی فکر... لحظاتی گذشت... وقتی سرشو بالا آورد و فهمید که دارم با تعجب نگاه می‌کنم، لبخند تلخی زد. گفتم: گیله مرد! توی سبزه‌ها چی دیدی که رفتی تو فکر؟! کمی سکوت کرد و گفت: به این دونه های سبز شده نگاه کن چند روز آب و غذا و نور خورشید خوردند و رشد کردند. گفتم: خب! گفت: سیصد شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود؛ می‌ترسم رشد که نکرده باشم هیچ؛ افت هم کرده باشم! دونه‌ای که نخواد رشد کنه؛ هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر می‌گنده. 📓گیله مرد نویسنده:بزرگ علوی