«حَاوِل أن تُحِب أحزَانَك
لَعلَّهَا ترحَلُ كمَا يَرحَلُ كُل شَيءِ نُحبه»
سعی کن دوستدار غمهایت باشی؛
شاید بروند،بسان تمام چیزهایی که دوست داریم و میروند . .💙🐋
🖇@sowda_TN_18
داشتم نگاه میکردم، خیلیا تسلیت گفته بودن و ازشون یاد کرده بودن؛
حالا شیعهٔ علی(ع)! به این فکر کن، وقتی تو بری، چجوری ازت یاد میکنن؟🖇🪧
••@sowda_TN_18
بیاید امروز یه روایت کنیم، روایت از یه عده مرد..
که اگه نبودن، تو، امروز نمیتونستی راحت سر کلاست حاضر بشی، شب با خیال آسوده سرت رو روی بالش بزاری و صبح با دغدغهٔ اینکه امروز چه فیلم یا کتابی رو شروع میکنی بیدار بشی.
روایت از کسایی که با خودشون گفتن ″بیخیال دنیا″
گفتن دنیا به چه دردی میخوره، وقتی اسلام و وطن در خطره..
با خودشون گفتن، یعنی من، بمونم خونه تا یه عده بی دین، هر کاری دلشون خواست بکنن؟
میخوام روایت کنم از کسایی که یا علی گفتن، دست به زانو گرفتن و بلند شدن.
رفتن برای دفاع، دفاع از حرم بیبی زینب(س)؛
رفتن برای دفاع از حرم عمه سادات، برای دفاع از اسلام و خطری که خاک کشورشون رو تهدید میکرد..
دل کندن از آغوش گرم خانوادشون و رفتن میون توپ و تانک، وسط جنگ و خون:)
خیلیاشون یه مادر ِ چشم به راه داشتن.
دختر هایی که بابایی بودن، پسربچه هایی که شدن مرد خونه و.. زن هایی که حماسهٔ خلق کردن.
با بستن بندِ پوتینِ پاره تنشون، با فرستادن همسرشون، وسط یه عده گرگِ خدا نشناس، که تشنه بود به خون ِ شیعه و ایران و ایرانی..
دم ِ در، براشون قرآن گرفتن و آب پشت سرشون ریختن.
تمام مدت، وقتی دخترشون میپرسید ″مامان، بابایی که برمیگرده؟″ بغضون رو کنار میزدن و میگفتن: میاد مامان، زودی میاد.
با نگرانی پای اخبار میشستن و میدیدن و میخوندن از جونور هایی که پارهٔ تنشون رو به مصاف باهاشون فرستاده بودن..
میدیدن سر هایی که بریده میشد رو، خونه هایی که داغدار میشد رو و.. پرچم هایی که کفن میشد.. میدیدن..
☫ دُژَم
بیاید امروز یه روایت کنیم، روایت از یه عده مرد.. که اگه نبودن، تو، امروز نمیتونستی راحت سر کلاست حا
ولی بازم، دفعه بعد که اقاشون چشمک میزد و میگفت: خب خانم، اجازه هست دوباره برم؟
میگفتن: خدا به همرات..
اما همچنان.. با این همه سختی و بغض و درد، یه عده بودن و هستن، که بگن ″اینا همشون پول میگیرن و میرن..″
″اخه برای چی میرید بیرون مرز ها سرمایه خرج میکنید؟″
″شوهرتو فرستادی وسط جنگ که چی بشه؟″
میشنیدن و چیزی نمیگفتن..
هر چی بنویسیم کمه، باید ورق ورقِ صفحاتِ سفید دفتر سیاه بشه، جوهر خودکار ها تموم بشه داستان ها گفته بشه..
ولی فعلا، همینو بگم؛
دمتون گرم: شهید حججی، شهید محمدخانی، شهید معزغلامی، شهید سیاهکالی، شهید عسگری و همه کسایی که جونتون رو بخاطر ما دادید:))
و یه تشکر مخصوص از: شهیدحاجقاسمسلیمانی
امروز: ۱۴۰۴/۵/۱۸
روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم🌱
#دلطوری
میدونم طولانیه، دست که به قلم میبرم کلمه پشت کلمه چیده میشه و طولانی میشه.
ولی بازم حق مطلب ادا نشد
خوندنش خالی از لطف نیست، بخونید:))
خوندی؟
حالا اول، یه صلوات برای صاحب الزمان(عج)
و یه صلوات برای همهی سربازای وطن بفرستید❤️🩹
☫ دُژَم
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست:) |′@sowda_TN_18
ــــــــ ـ
شهدا این هدیهی الهی را،
آسان و رایگان بهدست نیاوردند؛
به قیمت مجاهدت بهدست آوردند...
در راه خدا جهاد کردند، از خودشان گذشتند و خدا این هدیه را به آنها داد((:
‹ سیدناالقائد ›🪧
#گنجینه
🕊@sowda_TN_18
[ ـ به نام خدایی که وقتی ناامیدی، دستش رو روی شونت احساس میکنی و قلبت پر از امید میشه:)🌸