eitaa logo
عفاف و حجاب
122 دنبال‌کننده
16هزار عکس
17.3هزار ویدیو
53 فایل
کانال صیانت از عفاف و ححاب و جمع آوری و نمایش کلیپهای مربوط به حجاب و دفاع از ناموس، عفاف و حجاب و شهداء نوامیس و قهرمانان ملی، دینی. دوستان فقط و فقط لطف کنند کلیپها و موضوعات ذیربط را بارگذاری فرمایند، در غیر اینصورت موارد غیر ذیربط پاک خواهند شد.
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨🌸🍃🌼🌸🍃🌼🌸 🌸🍃🌼🌸🍃🌼 🍃🌼🌸 🕊 ماجرای آزادی یکی از زوار خانه خدا از دست ظالمان سعودی 🧔🏻‍♂🕊👹 پرده اول: خبر عین برق و باد در بین زائرین کاروانهای مستقر در هتل هالیدی مکه پیچید. زائری از کاروان البرز توسط پلیس عربستان دستگیر و راهی زندان شده است. به کدامین گناه؟؟ تصویر عزیزی را در مسجدالحرام در مقابل دوربین موبایلش قرار داده تا آن عزیز را در قاب کعبه بنشاند و عکسی بیندازد به یاد ماندنی .. و این عمل به مذاق شرطه های عرب خوش نیامده و بهانه ای شده بود برای افزودن بر آمار دستگیریهای ایرانیان عجم .. که لابد در مذهبشان ثوابی دارد برابر با ده هزار حج !!! علی علیه السلام چه کشید از دست این جماعت بظاهر دیندار و نفهم پرده دوم: مسئولین کاروان و سازمان حج و زیارت به تکاپو افتاده اند . اما هر چه جلوتر می روند امیدها کمرنگ تر می شود .. شب_جمعه خبرها نومید کننده است. تحقیقات مقدماتی حداقل تا هشتم محرم طول خواهد کشید. خدایا نپسند که هیچ بنی بشری اسیر و زندانی باشد مخصوصا زندان این اعراب سعودی ..که وارثان هارونند در زندان سازی!! و یقینا تا هشتم محرم از این بنده ی خدا جز پوست و استخوانی باقی نخواهد ماند یا باب الحوائج موسی ابن جعفر علیه السلام پرده سوم : سرِ صبحی با صدای ضجه خانمی به لابی هتل کشیده می شوم. خودش را به زمین می کشید و مویه می کرد. از تک عباراتش که دربین گریه ها به گوش می رسید می شود فهمید همسر همان البرزنشینی است که سه روز از اسارتش می گذرد. کاروانش آماده رفتن به مدینه است و بایستی روز بعد حرکت کنند .. و او قسم می خورد که بدون همسرش مکه را ترک نخواهد کرد. همه متاثر شده بودند اما چه می شد کرد؟؟ صحنه عجیبی بود زینب در ترک کربلا چه کشیده بود .. امان از دل زینب پرده چهارم: عصر جمعه ، جلسه کاروان ، و من بعنوان مدیر مشغول سخنرانی و هشدار به زائرین گروه که مبادا دست از پا خطا کنید . شرطه عرب غدّار است و در پی بهانه ، جانب احتیاط رعایت کنید و سر در لاک خود ، روزهای باقیمانده از سفر را همچون بچه ی آدم به عبادت بپردازید.. اینان نوادگان قومی هستند که مولا را وادار کردند عمری به طول ربع قرن ، استخوان در گلو، شمشیر در نیام کند و دم برنیاورد.. امان از ناله های بی صدای علی در نخلستانهای مدینه و کوفه... پرده پنجم : شب چادر سیاهش را بر سر مکه کشیده است . و مکه تاریک تر از هر زمان ، حداقل در نگاه هم کاروانیان زندانی البرزی ... مدیر و معاون کاروانشان را می بینم که از هتل بیرون می زنند . دنبالشان می کنم ... مخلوطی از حس کنجکاوی و نگرانی .. پاسخشان مبهم بود: بریم ببینیم چکار میتونیم بکنیم .. یعنی چکار می توانستند بکنند ؟؟ اصلا با این صاحبان قلبهایی از سنگ ، مگر راه به جایی می شود بُرد؟ تنها می توانم دعا کنم اللهم فک کل اسیر .. پرده ششم: ساعتی از نیمه شب گذشته است .. مدیر و معاون کاروان البرز باز می گردند ... سه نفری !! همراه زندانی آزاد شده ... نسیم خوشحالی در هتل می پیچد ... دمشان گرم و یا به قول حاج آقای شاه بیک ، روحانی کاروانمان ، دمشان داغ .. کاری کردند کارستان ... به کدام پارتی استخوانداری متوسل شده بودند ؟؟ از چه ترفندی استفاده کرده بودند؟ مگر می شود؟ مگر داریم ؟ رهایی از زندان سعودی ؟!! بیشتر به یک شوخی شبیه بود یا خواب و رویا ولی هرچه بود این بار به مذاق ما خوش آمد. یا منجی کل اسیر ... اما به این حس فضولی نمی شد کنار آمد ماجرا چه بود؟ پرده هفتم: استنطاق از همکار البرزی را با تقدیم لیوانی آب شروع کردم که چگونه زندانی اش را از اسارت نجات داده است : جرعه ای آب خورد و به حرف آمد ... غروب که شد از همه جا ناامید شده بودیم ..دیگر به هیچ کجا دستمان بند نبود ..یکطرف زائری که ناآگاهانه به زندان افتاده بود و یک طرف همسری که سه روز بود لب به غذا نزده و مویه کنان می گفت بدون همسرش از این شهر نمی رود و و یک طرف حرکت دادن کاروان در این وانفسا و ... از همه طرف گیجی و نومیدی می بارید.. ناگهان رو به معاونم کردم .. بلند شو بریم کاری بکنیم .. کجا؟ قبرستان ابوطالب سرِ مزار حضرت خدیجه رفتیم توسلی کردیم و برای دلمان روضه ای خواندیم و استغاثه به محضرش که یک امشبی ، مادری کن و مگذار کاروانیان مایوس باز گردند .. حرف دلمان تمام نشده بود که زنگ زدند .. شرطه عربستان جمعه روز تعطیل بیایید زندانی تان را ببرید .. پرده های اشک بر چهره مدیر کاروان البرز نشست تو چه کردی مادر ... السلام علیک یا خدیجه الکبری السلام علیک یا زوجه رسول الله ایمان بیاوریم به کرامت و سخاوت این خاندان سید مصطفی باقری مدیر کاروان ۱۷۰۶۷ - تهران مکه مکرمه نیمه شب شنبه یکم مردادماه ۱۴۰۱ "پ.ن : با اندکی تغییر " 🍃✓🍃✓🍃✓🍃 ❤️ ۱۴ روز مانده تا غدیر ❤️ داستان📚 حکایت📜 پند🔑 (عطــرِدِلنشــینِ عِشــق) ┈┈••☘🍃❤️🍃☘••┈┈ 💫 @Atredelneshin_eshgh💫
💠 هدیه سوره قدر در شب جمعه به امام زمان 🔹 آیت الله سید علی قاضی (ره): شب جمعه صد مرتبه سوره قدر را بخوانید و به امام زمان علیه السلام هدیه کنید.که این عمل در صفا و جلاء دادن قلب اثر بسیار زیادی دارد. ✅کانال منبرهای عالی 👇 http://eitaa.com/joinchat/2043084812Ca1368da7dc
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دیشب اولین امسال محرمی که سالهای پیش برای رسیدن به فوز عظیم توش اشک ها ریختید و ناله ها کردید و حالا همه عندربهم یرزقون، زائر کربلایید
هدایت شده از جهاد تبیینJahaadtabyyn
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 روایت رهبر انقلاب از پوستری که از شهید آرمان علی‌وردی و شهید روح‌الله عجمیان مشاهده کرده بودند ✅ اطلاع از اخبار و تحلیل های از سراسر کشور:👇👇 📡 https://eitaa.com/joinchat/3706585090C97ae2221c1
هدایت شده از خبر فوری و مهم
🔥جلسه ساعت۳ بامداد 🔸امروز یکی از مسئولان ارشد ثبت اسناد قم تعریف می کرد: 🔻حدود دو هفته قبل از شهادت شهید رئیسی ایشان به قم سفر کرده بود. ساعت یک بامداد در منزل بودم که طی تماس تلفنی از من خواسته شد برخی مستندات مورد نیاز در نهضت ملی مسکن و جوانی جمعیت را به محل پروژه‌ها ببرم. 🔻حدود ساعت ۳ بامداد به محل پروژه‌ها در اطراف شهر قم رسیدم با صحنه‌ای مواجه شدم که بغض کردم. 🔻دیدم در آن ساعت روی زیراندازی نشسته و جلسه‌ای تشکیل داده و با جدیت پیگیر ساخت و رفع مشکلات مربوط مسکن استان است... 🔸گویا شهید رئیسی در برخی از سفرها، بازدید از طرح های مسکن را با توجه به تراکم برنامه ها پس از ساعت ۱ بامداد انجام می داد... ✍حمیدرضا ابراهیمی 📌به کانال بپیوندید : @khabare_fouriw
هدایت شده از احکام دین 📚
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هوای حسین هوای حرم هوای شب جمعه زد به سرم💔😭 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن 📚 👇 http://eitaa.com/joinchat/667484162C8f6ea6f09c