رؤیای_واقعی
پارت_۴۳
روز ها میگذشتند علی اکبر بزرگتر میشد و هرچه می گذشت به علی شبیه تر میشد زمانی که دلتنگ علی می شدم با نگاه کردن به علی اکبر دل تنگیم را از یاد می بردم.
پسر آرامی بود اذیتم نمی کرد روزی خواب بودم که دستان کوچکی را روی صورتم حس کردم نگاهی به ساعت کردم که نشان می داد که تا چند دقیقه دیگر نماز صبحم قضا می شود.
گونه اش را بوسیدم و گفتم
_قربون پسرم برم که مامانش رو بیدار کرده نماز بخونه
شیر قوطی اش را دادم تا مشغول شود و نمازم را خواندم.
به پسرم که نگاه کردم آرام خوابیده بود و شیر قوطی کنارش افتاده بود.
فردا صبح خودم و پسرم تصمیم گرفتیم به مزار علی بریم
علی اکبرم را در آغوش گرفتم و به سمت گلزار شهدا حرکت کردیم
به قبر علی که رسیدیم.
علی اکبر انگشتان کوچکش را به عکس علی اشاره کرد و ناگهان گفت بَ بَ
شوکه شده بودم آنقدر از این کارش ذوق کردم و می بوسیدمش او هم خنده می کرد رو به مزار علی گفتم
_می بینی علی آقا پسرت برای اولین بار که صحبت کرد معلومه که خیلی دوستت داره حقم داره
علی اکبر را روی سنگ قبرش گذاشتم و گلهایی که خریده بودم را روی قبرش گذاشتم.
نشسته بودیم خانومی که تقریبا هم سن مادرم بود به سمت ما اومد.
و با لبخندی که بر لب داشت شیرینی تعارف کرد و گفت
_امروز تولد پسرمه
و بعد با محبت به علی اکبر نگاه کرد و دستی بر سرش کشید و گفت
_ماشاالله خدا حفظش کنه فرزند همین شهیده؟
_بله علی اکبر
او را بوسید و یک شیرینی دستش داد و بعد از چندی او هم رفت علی اکبر که از برخورد این خانوم ذوق کرده بود میخندید و به آن خانوم اشاره میکرد
بعد از نیم ساعت برگشتیم علی اکبر خوابش می آمد.
در بغلم بود رو به او گفتم
_بریم خونه عمه فاطمه؟
او فقط کلمات نا مفهومی میگفت که متوجه نمی شدم
زنگ فاطمه زدم و به او گفتم که به آنجا می آییم آقا مصطفی صبح های زود به محل کارش می رود و بعد از مغرب به خانه بر می گردد.
رؤیای_واقعی
پارت_۴۴
بدون علی بودن سخت بود اما علی اکبرم را داشتم امسال شانزده ساله میشود.
پسرم را مستقل تربیت کردم تا بتواند از پس خودش بر آید.
مدرک دکتری را گرفتم و در همان دانشگاه تدریس می کنم بعضی از روزها که دیر به خانه می روم علی اکبر با آنکه از مدرسه آمده و خسته است غذای حاضری درست میکند گاهی که به خانه می روم غذا آماده روی میز است.
بیشتر از سنش می فهمد و بزرگتر ها روی او حساب دیگری باز کرده اند
امشب می خواستیم به خانه پدرجون برویم.
آماده شده بودم و روبه روی آینه چادرم را روی سرم تنظیم می کردم که علی اکبر آمد و بعد با اخم نگاهم کرد.
سوالی نگاهش کردم کردم که گفت
_مامان این چیه پوشیدی
با تعجب نگاهی به خودم انداختم و گفتم
_مگه چه مشکلی داره؟
_روسریت چرا رنگش تیره هست؟
_خب به لباسم میاد
_مامان یادت نیست دکتر مامان جون گفت که محیط اطرافش باید روحیه بخش باشه
بعد از این حرفش برگشت و با روسری دیگه ای آمد.
من که از این کار هایش تعجب کردم بودم روسری را از دستش گرفتم
_نگاه کن مامان این یکی بیشتر از اون به لباست میاد.
راست هم میگفت
بعد از چندی سوار ماشین شدیم و به خانه پدرجون حرکت کردیم.
به همراه خانمها ظرف های شام را می شستیم و آشپزخانه را مرتب می کردیم که پدرجون صدایم زد.
در حالی که دستانم را با لباسم خشک میکردم به سمت پذیرایی رفتم
_جانم باباجون
نگاهی به مادرجون کردم که آرام اشک می ریخت نگران شدم.
و با نگرانی و هولی گفتم
_اتفاقی افتاده؟
پدرجون به مبل اشاره کرد و گفتم
_نه بابا جون بیا بشین
نگاهی به رضا انداختم که چهره درهمی داشت.
بچه ها در اتاق بازی می کردند و خداروشکر شاهد این صحنه نبودند
منتظر به پدرجون نگاه کردم و انتظار سخنی از او را می کشیدم.
که با حرفی که زد قلبم مچاله شد.
🍁🍃 🍁🍃 🍁🍃
🌴انسانِ درختی و انسانِ بوتهای
آیت الله حائری شیرازی:
◽️مشکلی که در آخرالزمان پیش میآید، این است که انسانهای کم ریشه پیدا میشوند. ریشهدار شدن انسان خیلی مهم است. اینکه کسی به فضای مجازی میرود و کافر برمیگردد، به این دلیل است که بیریشه بوده یا ریشهاش کم بوده و باد ریشهاش را کنده است. این آیه را نگاه کنید: {أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ}.
◽️اعتقاد محکم به خدا مثل درختی است که در برابر بادهای شدید مقاومت میکند. {وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ} شجرۀ خبیثه از بالای زمین ریشه زده و قراری ندارد. لذا یک باد تند، این بوته را از زمین میکَند.
◽️اینکه بعضیها به فضای مجازی میروند و ضایع(تباه) میشوند، به خاطر این است که اعتقاداتِ بوتهای دارند، نه اعتقادات درختی.
◽️چگونه اعتقادات انسان درختی و ریشهدار میشود؟ در موجودات عالَم فکر کن. وقتی خدا را در این موجودات دیدی، اعتقاداتت درختی میشود.
چرا میگویند قرآن بخوانید؟ برای اینکه درخت بشوید.
◽️چرا میگویند برای امام حسین (ع) گریه کنید؟ برای اینکه گریه بر حضرت، به اعتقاداتتان آب میدهد و ریشۀ این درخت، قوی و پایدار میشود.
◽️ قدیمها هفتهای یک بار روضهخوان محله میآمد در خانهها روضه میخواند و مردم گریه میکردند. این مثل درختی است که هفتهای یک بار به ریشۀ آن آب میدهی.
@Emam_kh
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ پروردگارا! این ملّت را در همه میدانها پیروز کن
✏️ پروردگارا! خیر و لطف خود را بر این ملت روزافزون کن.
✏️ پروردگارا! شرّ دشمنان این ملت و این کشور و این انقلاب را - کسانی که از تو بیگانهاند، با تو قهرند، از تو دورند و با این ملت هم به خاطر ارتباطش با تو دشمنند - از سر این ملت کم و کوتاه کن. شرّ آنها را به خودشان برگردان.
❤️ این ملت را در همه میدانها پیروز کن. ۱۳۷۵/۱۰/۲۸
@Emam_kh
🔴 لطفا کمی عزت
دیگر عادت کرده ایم که هر چند روز یک بار یکی از مسئولین بلندپایه دولت جنایتکار آمریکا، ایران را تهدید کند و از طرف ما یا سکوت و به روی خود نیاوردن و یا یک جواب بی بخار و نه چندان مقتدرانه و بلافاصله صحبت از پیگیری روند مذاکرات
آقایان واقعا اگر به دنبال نتیجه اید به پیر به پیغمبر ادامه مذاکره زیر سایه تهدیدات روزمره طرف مقابل نه عزتمندانه است و نه عاقلانه و نه حتی مطابق با اصول اولیه دیپلماسی که خودتان مدعی اش هستید
لااقل اگر نمی توانید قید مذاکره را بزنید اینقدر خود را شیفته و واله و شیدای آن نشان ندهید و دستکم به خاطر این تهدیدات، چند روزی زمان دور بعدی مذاکرات را به تعویق بیندازید ...
#مرگ_بر_آمریکا
#مذاکره
☑️ ۹ خرداد ۱۴۰۴
✍ "قاسم اکبری"
@Emam_kh
19.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
احسن 👌
خیلی عالی بود👏
انشاءالله با انتشار این فیلم با نیت خالص تلاش کنیم که فریب خوردگان که دانشجویان و اساتید همین مملکت هستند ، هرچه سریعتر از خواب غفلت بیدار شوند 🤲
لطفا این فیلم کوتاه ارزشمند که مصداق عینی جهاد تبیین و به معنای واقعی کلمه جهاد فرهنگی و بصیرتی میباشد
نصر من الله و فتح قریب
👈#لبیک_یا_خامنه_ای
#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج
@Emam_kh
💢واکنش انقلابیها چیست؟!
•خدا لعنت کند #اصولگرا و #اصلاحطلب و #مالهکش را، که جنگ را از سوریه و از کنار مرزهای اسرائیل به داخل ایران کشاندند و اکنون کار به جایی رسیده که امام عزیزتر از جانمان را بارها تهدید به ترور میکنند و واکنش وزیر امورخارجه هم اینگونه است!!
تعجب بیشتر این است که انقلابیها چرا ساکت هستند؟!
در گذشته یک بیاحترامی کوچک به امام مملکت را به هم میریخت
📌الان عدهای مالهکش سریع میگویند آقای عراقچی جواب دیپلماتیک داده و شما هم روایت ضعف نکن و نگران وحدت باش و ...
ای ننگ بر...
#خامنهای_جان_ایران_است
🇮🇷 @Emam_kh