12.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥پاسخ قرآنی حجتالاسلام قاسمیان به رئیسجمهور/ تنها دستاورد برجام را از مردم دریغ نکنید
🔹پس از سخنان روحانی درخصوص نقض عهد دشمن و به کار بردن آیهای از سوره مبارکه انفال حجتالاسلام قاسمیان کارشناس و سخنران مذهبی با انتشار ویدئویی به ارائه پاسخ با استناد به آیات قرآن به صحبتهای رئیس جمهور پرداخت.
@Emam_kh
ترحلوا
مواد لازم
1.آرد برنج : 1 پیمانه
2.روغن : 3/4 پیمانه
3.گلاب : 1/4 پیمانه
4.زعفران مایع : 1 قاشق چایخوری
5.آب : 1/2 پیمانه
6.شکر : 1/2 پیمانه
طرز_تهيه
🔸در یک قابلمه کوچک بگذارید آب به جوش بیاید. سپس شکر، گلاب و زعفران را به آن اضافه کنید.تا زمانی که شکر کاملا در مخلوط حل شود به هم زدن ادامه دهید.و شعله را کم کنید.
در یک قابلمه بزرگ تر که روی دمای متوسط حرارت است روغن بریزید و سپس آرد برنج را اضافه کنید. در هنگام اضافه کردن آرد پیوسته به هم زدن ادامه دهید.
اول آرد باید تغییر رنگ دهد و رنگ آن تیره تر شود. آرد را از روی شعله بردارید و با دقت به مایع اضافه کنید.
سپس باید سریعا شروع به هم زدن مخلوط کنیدتا زمانی که مواد به خوبی مخلوط شوند، تا زمانی که مواد به یکدیگر بچسبند و کامل مخلوط شوند. در ترحلوا چسبندگی مثل حلوا نیست، چون مواد یکدیگر با هم متفاوت است.همچنین ترحلوا روغنی تر است.مواد رو در یک ظرف بریزید و پرس کنید،سپس تزئین کنید. و به مدت چند ساعت در یخچال قرار دهید.
@Emam_kh
✨﷽✨
❒پیر مرد دانایی به نوه اش گفت : فرزندم تا حالا دانسته ای که بهشت مجانی است و دوزخ را باید با پول خرید
❒نوه اش گفت : پدربزرگ چگونه بهشت مجانی است اما دوزخ رو باید با پول خرید ؟؟؟؟ پیرمرد گفت؟؟؟
❒پسرم نماز و روزه و کارهای نیک ، بابتشان هیچ پولی پرداخت نمیکنی و بهشت مجانی به دست می آید ؛ اما شراب و زنا و قمار و ربا بابتشان پول پرداخت میکنی پس جهنم را باید با پول خرید
✨قضاوت با شما؛: کدام بهتر است؛
♥️•☜بهشت ؟؟ ((مجانی ))
♥️•☜جهنم ؟؟ ((پولی))
@Emam_kh
🔴خب دیگه.....
با دستگیری زم و دانیال زاده توسط پاسداران گمنام امام زمان در خارج از کشور ، مشخص شد که سپاه به توانایی فوق تصور اطلاعاتی در به تور انداختن مجرمین فراری تحت حمایت سرویس های جاسوسی غرب دست پیدا کرده است.....
شنیده شده رعب و وحشتی در اردوگاه منافقین و سلطنت طلبها و ضدانقلابها افتاده و دیگر کشورهای غربی را خانه امنی برای خود نمی بینند ، و شنیده شده تعدادی قابل توجهی از ضدانقلاب فراری و مفسدان اقتصادی درخواست بخشش و تخفیف مجازات را از نظام کرده اند که بتوانند به کشور برگردند و به این زندگی نکبتی پر از ترس و وحشت خود پایان دهند.....
و البته هنوز مانده که ضدانقلاب فراری بخاطر سالها خیانت به میهن ضربه اصلی را بخورد. شاید به جرات بتوان گفت عمر سازمانهای ضدانقلابی و عناصر آنها در غرب را نمیتوان بیش از دو سال تصور کرد.....😉
هنوز مانده که در آینده نزدیک غربیها و بخصوص آمریکاییها برای حفظ حیات و تامین منابع انرژی خود مجبور به معامله با یک دولت جوان انقلابی در ایران بشوند و همه مجرمین و مفسدین و جاسوسها و منافقین و ضدانقلاب و سلطنت طلبها را کف بسته تحویل جمهوری اسلامی دهند.....
"سعید درخشان"
@Emam_kh
❤️ سلام_امام_زمانم
💚 سلام_آقای_من
💝 سلام_پدر_مهربانم
او حاضر و ما منتظران پنهانیم
هر چند که از غیبت خود میخوانیم
با این همه ای روشنی جاویدان
تا فجر فرج منتظرت می مانیم
🌹تعجیل درفرج صلوات🌹
@Emam_kh
❤️قال امـام علی علیه السلام:
ڪسانى ڪه خـود #عـــيب دارند
علاقه مند به شايع ڪردن عيبهاى
مردم هستند تا جاىِ عــذر و بهانه
براى عيبهاى خــــودشان باز شـود.
📚غــررالحڪم حدیث ۵۱۹۸
🌺🍃🌺🍃
🌸 چرا باید در نماز حجاب داشته باشیم؟ 🌸
بعضی ها می پرسند حجاب درست ولی چرا ما باید در نماز حجاب داشته باشیم؟ مسجد و حرم می آییم حجاب را می گذاریم. ولی ظهر در خانه یک خانم جوان کسی در خانه نیست و یکسره بی حجاب هستم و خدا من را آن موقع می بیند؛ حالا نمازهم می خوانم بی حجاب باشم. چرا در نماز باید چادر سر کنیم؟! مگه خدا نامحرم است؟ من که ده دقیقه بعد حجابم را برمی دارم.
🌻 گاهی به این عزیزان سه تا جواب می دهیم:
❶ نماز مظهر ارزش است. چرا می گوید در نماز وضو بگیر و تمیز باش؟ لباس سفید بپوش و مال ات حلال باشد. این ها ارزش است. وقتی می خواهی نماز بخوانی پاکیزه باش. مظهر ارزش است که نماز با ارزش برگزار شود. نماز فلسفه اش این است که یک دوره ارزش های دینی را مجسم کنیم. غصب نکردن مال مردم، نظم، طهارت، پاکیزگی این ها را می خواهیم مجسم کنیم. اگر حجاب ارزش نبود می گفت در خانه بدون حجاب نماز بخوان.
❷ نشانه ادب در مقابل خداست.
❸ نشان دهنده حضور قلب است. توجه انسان و حضور قلب انسان بیشتر می شود. چرا می گویند مردها در نماز عبا بیاندازند. چون برای مرد مستحب است و حضور قلب بیشتر می شود.
〖از بیانات حجت الاسلام رفیعی〗
@Emam_kh
هر وقت بابام میدید لامپ اتاق یا پنکه روشنه و من بیرون اتاقم، میگفت:
چرا اسراف؟ چرا هدر دادن انرژی؟
آب چکه میکرد، میگفت: اسراف حرامه!
اطاقم که بهم ریخته بود میگفت:
تمیز و منظم باش، نظم اساس دینه
حتی در زمان بیماریش هم تذکر میداد
تا اینکه روز خوشی فرا رسید
چون میبایست در شرکت بزرگی
برای کار مصاحبه میدادم
با خود گفتم اگر قبول شدم، این خونه کسل کننده و پُر از توبیخ رو ترک میکنم.
صبح زود حمام کردم، بهترین لباسم رو پوشیدم و خواستم برم بیرون که پدرم بهم پول داد و با لبخند گفت:
فرزندم!
۱- مرتب و منظم باش
۲- همیشه خیرخواه دیگران باش
۳- مثبت اندیش باش
۴- خودت رو باور داشته باش
تو دلم غرولند کردم که در بهترین روز زندگیم هم از نصیحت دست بردار نیست و این لحظات شیرین رو زهر مارم میکنه!
با سرعت به شرکت رویاییام رفتم
به در شرکت رسیدم، با تعجب دیدم هیچ نگهبان و تشریفاتی نبود، فقط چند تابلو راهنما بود!
به محض ورود، دیدم آشغال زیادی در اطراف سطل زباله ریخته، یاد حرف بابام افتادم
آشغالا رو ریختم تو سطل زباله
اومدم تو راهرو، دیدم دستگیره در کمی از جاش در اومده، یاد پند پدرم افتادم که میگفت: خیرخواه باش
دستگیره رو سرجاش محکم کردم تا نیفته!
از کنار باغچه رد میشدم، دیدم آب سر ریز شده و داره میاد تو راهرو، یاد تذکر بابا افتادم که اسراف حرامه، لذا شیر آب رو هم بستم...
پلهها را بالا میرفتم، دیدم علیرغم روشنی هوا چراغها روشنه، نصیحت بابا هنوز توی گوشم زمزمه میشد، لذا اونارو خاموش کردم!
به بخش مرکزی رسیدم و دیدم افراد زیادی زودتر از من برای همان کار آمدن و منتظرند که نوبتشون برسه
چهره و لباسشون رو که دیدم، احساس خجالت کردم، خصوصاً اونایی که از مدرک دانشگاههای غربیشون تعریف میکردن!
عجیب بود هر کسی که میرفت تو اتاق مصاحبه، کمتر از یک دقیقه میآمد بیرون!
با خودم گفتم: اینا با این دَک و پوزشون رد شدن، مگه ممکنه من قبول بشم؟ عُمراً!!
بهتره خودم محترمانه انصراف بدم
تا عذرم رو نخواستن!
باز یاد پند پدر افتادم که مثبت اندیش باش، نشستم و منتظر نوبتم شدم
توی این فکرها بودم که اسمم رو صدا زدن
وارد اتاق مصاحبه شدم، دیدم سه نفر نشستن و به من نگاه میکنند
یکیشون گفت:
کِی میخواهی کارت رو شروع کنی؟
لحظهای فکر کردم داره مسخرهام میکنه
یاد نصیحت آخر پدرم افتادم که خودت رو باور کن و اعتماد به نفس داشته باش!
پس با اطمینان کامل بهشون جواب دادم: انشاءالله بعد از همین مصاحبه آمادهام
یکی از اونا گفت: شما پذیرفته شدی!!
با تعجب گفتم: هنوز که سؤالی نپرسیدین؟!
گفت: چون با پرسش که نمیشه مهارت داوطلب رو فهمید، گزینش ما عملی بود.
با دوربین مداربسته دیدیم
تنها شما بودی که تلاش کردی از درب ورود تا اینجا نقصها رو اصلاح کنی...
در آن لحظه همه چی از ذهنم پاک شد
کار، مصاحبه، شغل و...
هیچ چیز جز صورت پدرم را ندیدم
کسی که ظاهرش سختگیر، اما درونش پر از محبت بود و آیندهنگری...
عزیز دلم!
در ماوراء نصایح و توبیخهای پدرانه
محبتی نهفته است که روزی
حکمت آن را خواهی فهمید...
اما شاید آن روز دیگر او کنارت نباشد