⭕️ خطای ارتش رژیم صهیونیستی موقعیت صدها تأسیسات راهبردی را فاش کرد
🔻حساب کاربری «اینتل اسکای» خبر داده ارتش رژیم صهیونیستی زمانی که قصد داشته فهرستی از مراکز آزمایش کرونا را منتشر کند، به اشتباه موقعیت جغرافیایی پایگاههای نظامی و امنیتی حساس خود را به اشتراک گذاشته است.
🔻فایل افشا شده صدها پایگاه امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی از جمله برجهای دیدبانی، بنادر نیروی دریایی، اماکن امنیتی، پناهگاههای نظامی، انبارهای تسلیحاتی و پایگاههای نیروهای هوایی را بر روی نقشه نشان میدهد.
@Emam_kh
⭕️روحانی همه عمرش را باید در زندان بماند»
🔻ذوالنور از نمایندگان مجلس به کمکاریهای روحانی حمله کرده و گفته:
🔻 اگر قرار باشد به همه تخلفات روحانی درزمینه پدافندغیرعامل، تعلل در راهاندازی شبکه ملی اطلاعات رسیدگی کنیم باید همه عمر را در زندان بماند.
@Emam_kh
‼️آموزش آرایشگری
🔷س ۵۷۱۱: انجام آرایشهای جدید و آموزشهای آنها که توسط کانالهای ماهوارهای تبلیغ و ترویج میشود، توسط آرایشگران مردانه یا زنانه شرعاً چه حکمی دارد؟
✅ ج: فینفسه مانعی ندارد ولی چنانچه منجر به ترویج فرهنگ منحط و معاند غربی میشود، جایز نیست.
‼️آرایش مو
🔷 س ۵۷۱۲: آموزش دادن و اصلاح موهای سر و صورت به مدلهای فِرَق ضاله و شیطانی چه حکمی دارد؟
✅ ج: جایز نیست و اجرت دریافتی نیز حلال نمیباشد.
@Emam_kh
رمان #بغض_محیا
قسمت سیودوم
از غیرت الکیت متنفرم امیر عباس...
مردي رو فقط تو دست بلند کردن میبینی بیچاره ...
مغزت تو دهه ي چهل گیر افتاده ...
و من احمق توهم زدم که عاشقتم ...
اما االن میخوام روي هیکلت بالا بیارم ...
صدایم را بالا بردم ...
روي مردونگیت ...
روي غیرتت باالا بیارم ...
فکم را گرفت ...
از درد صورتم جمع شد ...
صورتش نزدیک تر شد ...
درست کنار گوشم ...
ببند دهنتو محیا ...
ببند ...
خودت خواستی ...
پاي حرفت وایسا ...
از اونشب به بعد دوتارا بیشتر جلو روت نداري ...
یا من ...
یا مرگ ...
عقب رفت و دوباره برگشت ...
راستی ...
بهت گفته بودم مودب باش...
مودب باش دختر ...
استارت زد و من هنوز دربهت حرف هاي بی ربطی بودم که بر زبانم راندم...
من از کی اینقدر بی حیا و بی ادب شده بودم ...
من از کی اینهمه سرکش شده بودم ...
این بعد وجودم براي خودم هم ناشناس بود چه برسد به امیر عباس...
به خانه رسیدم ...
همه ساکت داخل حیاط نشسته بودند و در دنیاي خود بودند ...
محسن با دیدنم در آغوشم گرفت ...
کجا بودي دختر ...
داشتم دیوونه میشدم ...
در آغوشم فشردمش...
توضیح میدم محسن عزیزم ...
نقاب بی خیالی به چهره ام زدم ...
سلام به همه ...
به طرف آقاجون رفتم ...
دستش را بوسیدم ...
سلام آقا جون شرمنده ي همتونم به خدا ...
انقدر حواسم پرت خرید شده بود زمان از دستم دررفت ...
خرید هارا بالا گرفتم ...
به خدا شرمندتونم ...
ببخشید منو...
عمو مجید خندید...
- اي بابا دختر تو که مارو نصف جون کردي ...
بفرما خانوم این دخترمون صحیح و سالم این همه اشک ریختیدبازهم شرمنده شدم ...
- من واقعا متاسفم ...
نعیم گفت ...
- خانومو باش مارو ازنگرانی کشته حاال اومده میگه متاسفم ...
برو بابا...
وبه سمت خانه رفت ...
دارا و دانیال هم پشت سرش...
مادر ملامت گر نگاهم کرد...
- آخ چقد بی فکري دختر دلمون هزارراه رفت ...
عمه مرجان جلو آمد...
این چه حرفیه مژگان جان خداروشکر سالم و سلامت اومده خونه ...- زن عموها هم بازچشمان و
دستانشان الهی شکري زیر لب گفتند...سلام آقا جون شرمنده ي همتونم به خدا ...
انقدر حواسم پرت خرید شده بود زمان از دستم دررفت ...
خرید هارا باالا گرفتم ...
به خدا شرمندتونم ...
ببخشید منو...
عمو مجید خندید...
- اي بابا دختر تو که مارو نصف جون کردي ...
بفرما خانوم این دخترمون صحیح و سالم این همه اشک ریختیدبازهم شرمنده شدم ...
- من واقعا متاسفم ...
نعیم گفت ...
- خانومو باش مارو ازنگرانی کشته حاال اومده میگه متاسفم ...
برو بابا...
وبه سمت خانه رفت ...
دارا و دانیال هم پشت سرش...
مادر مالمت گر نگاهم کرد...
- آخ چقد بی فکري دختر دلمون هزارراه رفت ...
عمه مرجان جلو آمد...
این چه حرفیه مژگان جان خداروشکر سالم و سالمت اومده خونه ...- زن عموها هم بازچشمان و
دستانشان الهی شکري زیر لب گفتند...
و آقاجون هنوز ساکت بود ...
عمو سعید گفت ...
- خداروشکر به خیر گذشت ...
آقاجون میان حرف عمو آمد ...
- دیگه اینکارو نکن دختر ...
دیگه نکن .. دوباره به سمتش رفتم و دستش را بوسیدم ...
چشم آقاجون ...
شرمنده ام بازم ...
همه یکی یکی به سمت ساختمان میرفتند ...
به طرف محسن رفتم ...
نگاهی حواله اش کردم که عقب تر ایستاده بود و دست در جیب و متفکر مشاهده میکرد منظره ي
روبه رویش که تا چند لحظه پیش همه ي خانواده بودند .. کنار گوشش گقتم ...
- محسن تو چرا نیومدي دنبالم ...
محسن سرش را خم کرد تا هم قدم شود ...
- چمیدونم نذاشت که ...
تا جواب دادي و آدرس و گفتی از در بیرون زد جواب هیشکیم نداد ...
بیا بریم تو حاال یه چیزي بخور...
خندیدم ...
بی خیال تنش هاي چند لحظه پیش...
ادامه دارد...
💖 🧚♀●◐○❀
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨
🌹شرح #حکمت6
🔴 قسمت اول
🔰 امیر المومنین علی علیه السلام در حکمت ۶ نهج البلاغه می فرمایند: «سینه خردمند صندوق راز اوست وخوشرویی وسیله دوست یابی و شکیبایی گورستان پوشاننده عیب ها است». بعضی هم گفته اند که حضرت فرموده است : «پرسش کردن وسیله پوشاننده عیبها است و انسان از خود راضی دشمنان او فراوان هستند». بنابراین ۵ مطلب را در این حکمت باید بررسی کنیم:
1. رازداری 2. خوشرویی 3. صبر و شکیبایی 4. آداب پرسش کردن 5. ازخودراضی و خودپسند نبودن.
🔸1. رازداری: درباره رازداری قبلاً در حکمت ۲ به بهانه مطلبی که پیرامون حاکمیت زبان بر انسان و نتیجه اش که خفت و خواری است کامل بیان کردهایم .
🔸2. خوشرویی:
🔹2.1 تعریف خوشرویی:
در حکمت ۳۳۳ نهج البلاغه امیرالمومنین علی علیه السلام در توصیف مؤمن می فرمایند : «شادی مومن در چهره او و اندوهش در دل پنهان است». یعنی با مردم خوشرو و بشاش برخورد می کند اگرچه مومن به خاطر دوری از جایگاه اصلی او که در قیامت به او خواهد رسید قلبش پر از حزن است.
🔹 2.2 آثار خوشرویی:
در نهج البلاغه چند مورد برای آثار خوشرویی بیان شده است:
2.2.1 اقبال مردم: در حکمت ۵۰ میخوانیم: «دلهای مردم گریزان است به کسی روی می آورند که خوشرویی کند»
2.2.2 دوست یابی: در حکمت ۶ میخوانیم : «خوشرویی وسیله دوست یابی است»
🔸3. پرسش کردن:
در نهج البلاغه بعضی آداب برای پرسش کردن و سوال کردن بیان شده است.
🔹3.1 سوال برای فهمیدن و دانستن است نه برای امتحان کردن و دست انداختن. حضرت در حکمت ۳۲۰ در جواب کسی که سوال پیچیده ای را پرسید فرمودند: «برای فهمیدن بپرس نه برای آزار دادن زیرا نادان آموزش گیرنده همانند دانا است و دانای بیانصاف مانند نادان بهانهجویی است». یعنی شما که چیزی را میدانید برای چه چیزی برای دست انداختن سوال میکنید.
🔹3.2 پرسش نکردن از چیزی که نیامده و اثری هم در دانش او ندارد. در حکمت ۳۶۴ می فرمایند: «از آنچه پدید نیامده است نپرسید زیرا آنچه پدید آمده برای سرگرمی تو کافی است».
🔻آداب پاسخ دادن:
پاسخ دادن هم آدابی دارد نمونه آن در نهج البلاغه بیان شده است.
1. اقناع و قانع کردن پرسش کننده است. حضرت در حکمت ۲۸۹ درباره یکی از دوستان قدیم خودشان می فرمایند: «گاهی که لب به سخن می گشود بر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسشگران را فرو می نشاند».
2. وقتی از انسان سوال کردند و جواب را بلد نبود از گفتن نمی دانم خجالت نکشد. امیرالمومنین درحکمت ۸۲ میفرمایند: «اگر از کسی سوال کردند و نمیدانست شرم نکند و بگوید نمی دانم و کسی که شرم نکند در آنچه نمی داند، بیاموزد». یعنی اگر هم چیزی را بلد نیست خجالت نکشد برود بیاموزد اما اگر کسی چیزی را نمی داند ولی از گفتن نمیدانم هم پرهیز کرد حضرت در حکمت ۸۵ می فرمایند : «کسی که از گفتن نمی دانم رویگردان است به هلاکت و نابودی می رسد»
🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع