eitaa logo
|عطرمشکاتـــ
1.6هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
4.3هزار ویدیو
107 فایل
اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج:)🌱 برای‌‌ِآمدنت تمامِ‌مردمِ‌شهررا دعوت‌گرفته‌ام‌! چرانمی‌آیی‌؟ انتقادات‌وپیشنهاداتتو‌ناشناس‌بگو:) : payamenashenas.ir/موسسه عطر مشکات ادمین: @Ghorbat1190 "موسسه‌عطرمشکات‌و‌بنیادمهدی‌موعودعج‌استان‌همدان"
مشاهده در ایتا
دانلود
🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 قسمت :دهم 🌹 نطفۀ بهشتى پيامبر (ص) نطفۀ بهشتى پيامبر (ص) اشاره درباره زمان باردارى آمنه عليها السلام، گزارش هاى گوناگونى وجود دارد. در يكى از آنها چنين آمده است: مدتى از جشن ازدواج عبدالله (ع) و آمنه عليها السلام گذشت. طلوع خورشيد نبوت نزديك شد. حق تعالى به جبرئيل امر كرد كه در جنّةالمأوى ندا كند: «اسباب تقدير ظهور پيغمبر بشير و نذير، سراج منير كه به نيكى‌ها امر و از بدى‌ها نهى خواهد كرد و مردم را به راه حق خواهد خواند، تمام شد. او صاحب امانت و صيانت و رحمت من بر عباد است و نور او در گسترۀ گيتى و همۀ شهرها ظاهر خواهد شد. هر كه او را دوست بدارد به شرف و عطا بشارت يافته است و هر كه او را دشمن دارد، بدترين عذاب‌ها براى اوست و اوست كه پيش از خلقت آدم طينت پاكيزۀ او را بر شما عرضه كردم و نام او در آسمان احمد و در زمين محمد و در بهشت ابوالقاسم است». پس ملائكه صدا به تسبيح و تهليل و تقديس و تكبير بلند كردند و درهاى بهشت را گشودند و درهاى جهنم را بستند و حوريان از غرفه هاى بهشت مشرف شدند و مرغان بر درختان جنان به انواع نغمات صدا به تسبيح خالق زمين و آسمان بلند كردند. عصر روز جمعه كه مصادف با روز عرفه بود، عبدالله (ع) با پدر و برادرانش در بيابان عرفات مى گشتند، در آن بيابان آب نبود، ناگاه نهرى از آب زلال به نظرشان آمد و منادى ندا كرد: «اى عبدالله از آب اين نهر بياشام». چون نوشيد، از برف سردتر و از عسل شيرين تر و از مشك خوشبوتر بود و چون فارغ شد، از آن نهر اثرى نديد. پس عبدالله (ع) دانست كه آن نهر آسمانى براى انعقاد نطفۀ آن برگزيدۀ پروردگار بر زمين ظاهر گرديده است. بنابراين به خيمه.مراجعت نموده به آمنه عليها السلام گفت: برخيز و غسل كن و جامه هاى پاكيزه بپوش و خود را معطّر كن كه نزديك است كه مخزن آن نور ربّانى شوى. پس در آن وقت به سيد رسل (ص) حامله گرديد و نور از صلب عبدالله به رحم طاهر وى منتقل شد، آمنه گفت: چون عبدالله در آن هنگام با من همبستر شد، نورى از او ساطع گرديد كه آسمان‌ها و زمين را روشن كرد. 🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 @Etr_Meshkat
۲ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 قسمت :یازدهم 🌹توطئه قتل حضرت آمنه عليها السلام پس از آنكه حضرت آمنه عليها السلام به پيامبر ختمى مرتبت (ص) باردار شد، آتش حقد و حسد در برخى زبانه كشيد و درصدد قتل حضرت آمنه برآمدند. در كتاب «الانوار» و نيز در حياة القلوب ماجرايى نقل شده كه خلاصه آن بدين قرار است: زنى به نام «زَرقاء» معروف به داهيۀ يمنى دريافته بود كه گوهر نبوت در صلب عبدالله (ع) است. ازاين رو در سفرى كه عبدالله (ع) به يمن كرد، پيشنهاد همبسترى به او داد و حضرت عبدالله از ارتكاب گناه به شدت پرهيز كرد. پس از آنكه متوجه ازدواج و باردارى حضرت آمنه (ع) شد، به مكّه آمد و سعى كرد با تعريف از بنى هاشم و بشارت به ميلاد پيامبر آخر الزمان نظر آنان را به خود جلب نمايد. سپس با طرح دوستى با زنى به نام «تكنا» كه آرايشگر زنان بنى هاشم بود، نظر وى را به خود جلب كرد و با پرداخت كيسه اى زر او را مأمور قتل حضرت آمنه عليها السلام نمود. تكنا به بهانۀ آراستن حضرت آمنه نزد وى رفت و خنجرى مسموم با خود پنهان كرد. هنگامى كه خواست نقشۀ شوم خود را عملى سازد، به اعجاز محمدى (ص) دلش درد گرفت و خنجر از دستش افتاد. حضرت آمنه متوجه شد و فرياد برآورد كه در اين حال به كمكش شتافتند. سپس تكنا ماجرا را بازگفت. بنى هاشم در پى «زرقاء» گشتند، ولى او گريخت. 🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 @Etr_Meshkat
۴ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 قسمت:دوازدهم 🌹رحلت جانسوز همسر   رحلت جانسوز همسر هنگامى كه پيوند زناشويى به مرحلۀ باردارى و فرزنددارى مى رسد، بارقه هاى اميد و نشاط و شادى محيط خانه و زندگى را روشن مى كند. اگر در اين ايام، زنى همسر خويش را از دست بدهد غصّه و ماتمش دو چندان خواهد شد؛ زيرا از طرفى همسر محبوبش را از دست داده و از سوى ديگر بايد فرزندى را بدون پدر سرپرستى كند. دست تقدير براى حضرت آمنه عليها السلام چنين روزگارى را رقم زده بود. در گزارش تاريخى آمده كه چون ماه هفتم داخل شد، عبدالمطلب عبدالله را طلب كرد و گفت: اى فرزند! ولادت فرزند آمنه نزديك است و در دست ما نيست آنچه لايق وليمه و عقيقه اوباشد. ص: ۵۰ بايد به جانب مدينه بروى و آنچه براى وليمه او مناسب و ضرورى است، خريدارى كنى. سپس عبدالله به سوى مدينه رفت و در همين مسافرت بر اثر بيمارى جان سپرد. البته روايت هاى ديگرى نيز زمان وفات عبدالله را هفت ماه يا يك سال و يا بيست و هشت ماه پس از تولد پيامبر (ص) دانسته گويا اين ازدواج تنها به اين دليل انجام شد، كه عبدالله امانتى را كه با خود همراه دارد، در وجود همسرش به وديعت نهد و خداوند پس از آن، وى را به سوى خود ببرد. تحمل مرگ عبدالله براى آمنه بسيار دشوار بود. آمنه از شنيدن اين خبر گريه‌ها كرد و نوحه گرى و عزادارى نمود. او در رثاى همسر خود عبدالله بن عبدالمطلب، اين ابيات را سرود: عَفا جانبُ البطحاء من ابن هاشمِ و جاور لحداً خارجاً في الغماغم سرزمين بطحا، از وجود پسر هاشم خالى شد و او ميان بانگ شيون در گورى خارج از اين سرزمين آرميد. دَعَته المَنايا دعوةً فاَجابَها و ما تركت في الناس مثل ابن هاشمِ مرگ از او دعوت كرد و دعوتش را پذيرفت، و مرگ هيچ گاه كسانى چون پسر هاشم را باقى نمى گذارد. عَشيّةَ راحوا يحملونَ سريرَهُ تَعاوَرَهُ اصحابهُ في التّزاحُمِ شامگاهى دوستان او در ميان ازدحام از اين سو و به آن سو رفتنند و تابوتش را به دوش كشيدند.هر چند مرگ و حادثه او را فرا گرفت، ولى چه بسيار بخشنده و پر مهر و محبت بود. 🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 @Etr_Meshkat
۷ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 قسمت :دوازدهم 🌹ميلاد مولود آمنه عليها السلام ميلاد مولود آمنه عليها السلام سرانجام آمنه پاكدامن عليها السلام، فرزند مطهر خود را به دنيا آورد و بدين ترتيب، جهان با تابش خورشيد اين وجود مبارك، روشن شد. روايت هايى كه در كتب تاريخ و سيره و حديث به چشم مى خورد، پُر است از رخدادهايى كه در پى ولادت اين مولود رخ داده يا با آن هم زمان بوده است. مرحوم «كلينى» از امام صادق (ع) روايت مي‌كند: وقتى آمنه به درد زايمان مبتلا شد، فاطمه بنت اسد همسر ابوطالب، نزد وى آمد و پيش او ماند تا آنكه زايمان كرد. در اين حال، يكى از آنها به ديگرى گفت: «آيا آنچه من مي‌بينم تو هم مي‌بينى»؟ او گفت: «چه مي‌بينى»؟ گفت: «اين نورى كه بين مغرب و مشرق درخشيده است». پس از آن، ابوطالب آمد و فاطمه برايش از نورى كه ديده بود، تعريف كرد. ابوطالب گفت: «آگاه باش كه به زودى فرزندى را به دنيا مى آورى كه وصى اين مولود خواهد بود». 🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 @Etr_Meshkat
۹ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 قسمت:سیزدهم 🌹میلاد مولود آمنه علیها السلام كتاب «شرف المصطفى» ماجراى ميلاد پيامبر (ص) را از زبان حضرت آمنه چنين توصيف كرده است: ... روز دوشنبه بود و من تنها در خانه بودم و عبدالمطلب به طواف كعبه مشغول بود. صدايى بلند شنيدم و وحشت نمودم؛ چنان ديدم كه پر مرغى بر دل من ماليدند و آن ترس از دل من رفت. نگريستم، نوشيدنى سپيد ديدم كه به من دادند. آن را نوشيدم. جماعتى از زنان را ديدم كه در هيئت زنان و دختران عبد مناف گرد من آمدند و ديبايى سپيد ميان آسمان و زمين كشيدند و جماعتى از مردان را ديدم كه در دست هايشان ابريق هاى سيمين بود و من عرق مى كردم كه از بوى مشك خوش تر بود و با خود مي‌گفتم: «اى كاش عبدالمطلب مي‌آمد». تعداد زيادى پرنده ديدم كه سقف اتاقم (حجره) را پوشاندند. منقارهاى آنان از زمرد و پرهايشان از ياقوت بود. سپس نگاه كردم، درد زايمان مرا فرا گرفت؛ چنان بودم كه به جماعتى از زنان پشت داده بودم. پس محمد (ص) به آسانى تولد يافت. چون بر او نگريستم او را ديدم كه سر به سجده نهاده و انگشت به سوى آسمان برداشته همچون كسى كه تضرع و ابتهال كند و سپس منادى آواز داد كه محمد (ص) را بگردانيد در مشرق و مغرب و.... سپس حضرت آمنه تفصيل گوشه هايى از فضيلت هاى پيامبر اكرم (ص) را مطرح كرد. 🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 @Etr_Meshkat
۱۱ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 قسمت:چهاردهم 🌹میلاد مولود آمنه علیها السلام در روايتى ديگر آمده است: هنگام ميلاد مولود آمنه، خداوند به ملائكه امر كرد تمامى درهاى آسمان را بگشايند و همگى حضور يابند و تبريك و تبشير به يكديگر گويند. علاوه بر روايات مذكور، روايات متعددى مبنى بر حضور فرشتگان هنگام وضع حمل آمنه عليها السلام وارد شده است تا جايى كه گفته اند: «پرده هاى بهشت بر هيچ زنى زده نشد، جز آمنه و مريم، و ملائكه بر زادن زنى گماشته نشدند جز مريم و آمنه». ازاين رو بعضى از منابع تاريخى، حضور فرشتگان هنگام ميلاد پيامبر (ص) و دوران حمل حضرت آمنه عليها السلام را با حضرت مريم عليها السلام مقايسه كرده اند. [۲] هنگامى كه ميلاد فرزند آمنه را به عبدالمطلب بشارت دادند، نزد وى رفت و به مولودش محبت كرد. آمنه عليها السلام آنچه در زمان حاملگى اش ديده و درك كرده بود و نيز دستورهايى كه در مورد نام گذارى نوزادش به او داده شده بود را با عبدالمطلب در ميان گذاشت. 🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 @Etr_Meshkat
۱۴ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 قسمت:پانزدهم 🌹میلاد مولود آمنه علیها السلام سپس عبدالمطلب نوه اش را در آغوش گرفت و به شكر و سپاس گزارى از خداى متعال پرداخت. سپس او را به اركان كعبه پناه داد و شعرى سرود كه ترجمه آن چنين است: خدا را شكر كه اين طفل پاك و آراسته را به ما عنايت كرد؛ طفلى كه در گهواره اش بر ديگران ترجيح و برترى دارد. مطالبى كه ذكر شد تنها گوشه اى از معجزات وامور شگفت انگيز دربارۀ حضرت آمنه عليها السلام و مولود گرامش (ص) است. يك محقق پژوهشگر دينى كه ملتزم به احكام دين و قرآن و سنت است و در محيط دينى آموزش ديده و با قرآن و عترت به خوبى آشناست، مي‌داند كه بسيارى از افاضات خارق العاده اى كه در مورد حضرت مريم عليها السلام، مادر موسى، مادر اسماعيل و اسحاق (عليهم السلام) اتفاق افتاده، از جمله امورى است كه از تحليل هاى عادى خارج است و نمى توان بدون در نظر داشتن عوالم غيبى، آنها را به خوبى بررسى كرد. در مورد پيامبر (ص) نيز چنين است؛ آفريننده، به گونه اى از ازل برنامه ريزى كرده كه امور خارق العاده اى اتفاق افتد تا گل سرسبد هستى از دامان حضرت آمنه عليها السلام بشكفد. اين امور هرگز از حريم عقل دور نيست. البته بايد به افسانه سرايي هاى عده اى در نقل‌ها دقت كافى داشت و قواعد پژوهش را رعايت كرد. ولى نبايد تمامى نقل هاى امور غيبى را به صرف خارق العاده بودن آنها، نفى يا تكذيب كرد؛ كارى كه با تأسف عده اى از غرب زدگان، آن را انجام مي‌دهند و مى كوشند با مقايسه معجزات انبيا با قوانين تجربى و علمى طبيعت، حقيقت اين امور خارق العاده را تكذيب يا خدشه دار كنند. 🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿 @Etr_Meshkat
۱۶ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 قسمت:هفدهم 🌹 دوران شيرخوارگى مولود آمنه عليها السلام آمنه عليها السلام تنها سه يا هفت روز به فرزند خود شير داد. پس از آن، مدت كوتاهى ثُوَيْبه او را شير داد. آن گاه طبق عادت بزرگان عرب و به دستور عبدالمطلب، او را به «حليمه سعديه» از قبيله «بنى سعد بن بكر» سپردند كه در باديه زندگى مي‌كرد. هنگامى كه پيامبر (ص) به حليمه سپرده شد، آمنه عليها السلام به وى گفت: «اى دايه مهربان! در مورد اين پسر از من بپرس كه به زودى داراى شأن و منزلت خاصى خواهد بود». بدين ترتيب، آنچه ديده و شنيده بود و امورى كه هنگام تولد اتفاق افتاده بود را به اطلاع وى رساند.حليمه پس از دو سال، پيامبر (ص) را نزد مادرش آورد. در اين مورد كه آيا آمنه در طول اين مدت ارتباط و ديدارى با فرزند خود داشته يا خير، مطلب يا گزارشى در دست نيست. البته برخى متون، در مورد يكى از شروطى كه عبدالمطلب براى حليمه تعيين كرده بود، نوشته اند كه عبدالمطلب گفت: «در هر جمعه او را نزد من بياور؛ زيرا من تاب مفارقت او را ندارم». حليمه گفت: «چنين خواهم كرد». از اين شرط و با توجه به روحيۀ عرب در پايبندى به عهد مى توان نتيجه گرفت كه حضرت عبدالمطلب در طول اين دو سال بارها نوه اش را ملاقات كرده و بعيد به نظر مى رسد كه وى نوه اش را ديدار كند، ولى آمنه فرزندش را ملاقات نكرده باشد. پس از گذشت دو سال، پيامبر را نزد مادرش آمنه آوردند. آمنه عليها السلام با توجه به علاقه شديدى كه به يگانه فرزند خود و يادگار همسر مهربانش داشت، از بيم شيوع وبا در مكه، مجبور شد فرزندش را به باديه برگرداند. در بعضى از متون آمده است: «حليمه بار ديگر پيامبر (ص)، را در پنج سالگى به مكه آورد و به مادرش سپرد». 🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 @Etr_Meshkat
۲۳ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 قسمت :هجدهم 🌹 وفات مادرحضرت آمنه علیها السلام   وفات آمنه عليها السلام در راه بازگشت از يثرب به مكه، در ابواء به علت بيمارى درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد. البته برخى روايت‌ها محل دفن ايشان را در «مقبره حجون» يا «مقبره معلاة» و نيز «شعب ابى ذر» و «شعب ابى الذب» - كه هر چهار مورد در مكه واقع شده اند - دانسته اند. البته قول اول (ابواء) مشهورتر است. آمنه هنگام وفاتش درحالى كه در بستر مرگ بود، به رسول خدا (ص) نگاه مى كرد و در همان حال اشعارى مى سرود كه ترجمه آن چنين است: اى پسر! خداوند وجود تو را مايه بركت قرار دهد. اى فرزند شخصى كه كبوتران [براى به دست آوردن غذا] نزد او ازدحام مي‌كردند؛ به يارى خداوند آگاه، پيروزى از آن تو گردد؛ تو به سوى مردم به پيامبرى مبعوث مى گردى؛ تو به حقيقت و اسلام برانگيخته مي‌شوى و در مكه و خارج از مكه دين پاك پدرت ابراهيم (ع) را بر پا مي‌دارى. آمنه عليها السلام در لحظه هاى آخر عمر گفت: هر زنده اى سرانجام مي‌ميرد و هر تازه اى كهنه آمنه موجود بوده كه در زمان تسلّط وهابيون تخريب شد. نقل كرده اند كه حضرت آمنه عليها السلام هنگام وفاتش، سى سال داشته است. 🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 @Etr_Meshkat
۲۵ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾   قسمت :نوزده 🌹فضايل آمنه عليها السلام مادرى خاتم الانبياء (ص) در مورد فضيلت هاى آمنه عليها السلام، همين بس كه خداوند افتخار مادرى پيامبر ختمى مرتبت (ص) را به وى بخشيد. در اين مورد گزارش هاى تاريخى و حديثى فراوانى وجود دارد كه البته ما به تعدادى از آنها بسنده مي‌كنيم: پيامبر (ص) فرمود: «بهترين رحم مادر من است». همچنين در نقلى ديگر فرمود: «او بهترين مادران است». در نقلى ديگر چنين آمده است: خداى تعالى، آمنه را نورى و عفافى و كمالى گران قدر بداد كه در تمامى قوم برتر از او كسى نبود تا حق تعالى دستور داد نور مصطفى را بدو انتقال كردند. كرامت نفس حضرت عبدالمطلب در توصيف ايشان فرمود: «كريمة من كرائم قومي» ؛ «دخترى عفيف و شريف از اقوام من است». شرافت و مكانت نسب ابن اسحاق در وصف ايشان مي‌نويسد: «آمنه بهترين زنان قريش از جهت شرافت و جايگاه خانوادگى بود». نزول ملائكه هنگام وضع حمل وى كعب الاحبار گفته است: من هفتاد و دو كتاب خوانده‌ام كه همه از آسمان فرود آمده است و در همه كتاب ها، هنگام ولادت هيچ پيغمبرى ملائكه نازل نشدند، به غير عيسى (ع) و احمد (ص) و حجاب هاى بهشت را نزدند براى زنى، به غير از مريم و آمنه عليها السلام و ملائكه موكل نشدند بر زنى در وقت حامله بودن، به غير مريم عليها السلام و آمنه عليها السلام. 🌿🌾🌿🌾🌾 @Etr_Meshkat
۲۸ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 قسمت:بیستم فضائل آمنه علیها السلام 🌹محدثه «وى محدثه بود و ملائكه با او سخن گفتند». فراست و هوشيارى و نيكويى بيان؛ «وى برترين و بافضيلت ترين زنان قريش از جهت جايگاه خانوادگى و نسب بود و به فراست و هوشيارى و نيكويى بيان، ممتاز بود. «عبدالله» همه بزرگ نياكانش پاك و دين پرور سزاي همسري اش آمنه كه چشم عفاف به پاكدامني او نديده بود بُد همسر ز مادر و پدري پاك آيين نثار دامن هستي شد آن يگانه گهر مادر و آمنه آن با وفا آن كه باشد معدن سعي و صفا بي گمان باشد زني پاك و عفيف در ميان مكيان باشد شريف ذكر نام آمنه عليها السلام در زيارت نامه ها در زيارت مخصوص خود حضرت، چنين آمده است: السَّلامُ عَلَيْكِ أيَّتُها الطَّاهِرَةُ المُطَهَّرَةُ، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مَنْ خَصَّها اللهُ بأَعْلَى الشَّرف، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مَن سَطَعَ مِنْ جَبِينِها نُورُ سَيّدِ الأنْبِيَاءِ. سلام بر تو اى پاكيزۀ پاكيزه شده، سلام بر تو اى كسى كه به بالاترين درجۀ شرف از جانب خدا انتخاب شدى. سلام بر تو اى كسى كه نور سيد انبيا از پيشانى ات ساطع شد. در زيارت پيامبر (ص) از نزديك يا دور نيز چنين وارد شده است: «السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ... وَعَلَى أُمِّكَ آمنةَ... » «سلام بر تو و بر اهل بيتت... و بر مادرت آمنه». 🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 @Etr_Meshkat
۳۰ دی ۱۳۹۸
🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 قسمت:بیست ویک 🌹فضائل حضرت آمنه علیها السلام ذكر نام آمنه عليها السلام در حرزهاى مربوط به پيامبر (ص) خداوند متعال براى حفظ پيامبر (ص) حرزى به وى آموخت كه قسمتى از آن چنين است: «أعوذُكَ بِالواحِدِ مِنْ شَرِّ كُلِّ حَاسِدٍ قَائِمٍ أَوْ قاعِدٍ وَكُلِّ خَلْقٍ رائِدٍ... ». نام ايشان به عنوان مادر پيامبر (ص) در حرز پيامبر (ص) آمده است: «أُعيذُ مُحمدَ بنَ آمنةَ بِالواحِدِ مِنْ شَرِّ كُلِّ حاسد... ». توسل به حضرت آمنه عليها السلام (مشكل گشاى امور مالى) در حديث معتبرى منقول است كه «داود رقّى»، به خدمت حضرت صادق (ع) آمد و عرض كرد: «به مردى مال دادم و مي‌ترسم به دست من نيايد». حضرت فرمود: چون به مكه روى، يك طواف با دو ركعت نماز به نيابت عبدالمطلب بكن و يك طواف ديگر با دو ركعت نماز به نيابت ابوطالب بكن و يك طواف ديگر با دو ركعت نماز به نيابت عبدالله بكن و همچنين براى آمنه مادر حضرت رسول (ص) و فاطمه مادر امير مؤمنان (ع) به جا آور. چون چنين كردم در همان روز مال به دستم آمد. پایان... 🌿🌾🌿🌾🌿🌾🌿🌾 @Etr_Meshkat
۲ بهمن ۱۳۹۸