بهترین اعمال در این شبِ قدر، دعاست.
دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن.*
[شهید سیدعلی خامنهای، ۲۹ مهر ۸۴]
_خاطرات ارسالی از رفیق شهید بزرگوار
سلام ، من رفیق اربعینی شهید والا مقام محسن گودرزی از تهران هستم که در راه اربعین حسینی با ایشان و خانواده محترم ایشان آشنا شدم و سال ها با ایشان در ارتباط بودم . آن سال بنده با خانواده در اربعین حسینی شرکت کردم و افتخار آشنایی با شهید والا مقام داشتم که چه محبت ها از ایشان در این راه که ندیدیم. به خدا جگر ام خون شد
این عکس پسر ام هست که بر دوش این شهید بزرگوار بود و خدا را شکر به برکت این شهید پسر ام هم با سن کم و بدون اینکه من بگویم آرزوی شهادت کرد . خدا یا شکرت
- @Everlasting20 🇮🇷`
سآیهساز
:)
_خاطرات ِارسالی از شهید ِبزرگوار :)..
داشتم از پله های راهرو پایین میرفتم که خیلی اتفاقی با ایشون روبرو شدم.. نمیدونم چی باعث شد زبونم نچرخه و نتونم سلام کنم اما این بی سابقه بود؛
با خودم گفتم یادم باشه بعدا ازشون عذر خواهی کنم و حالشونو بپرسم. نمیدونستم دیگه هیچ وقت قرار نیست ایشونو ببینم :) .
کاپشنی که روز اغتشاشات تنش بود و با اون مجروح شده بود رو گذاشته بود توی راهرو..
میگفت اینو گذاشتم اینجا که رد میشم ببینمش و شرمنده بشم که شهید نشدم💔 :)))
کی میدونست انقد زود .. به آرزوشون میرسن و شهید میشن :)))
زیارت به نیابت از شهید محسن گودرزی ..
توسط ِ استاد حجةالاسلام و المسلمین حاج آقا سجاد گودرزی ،
دیشب به دستمون رسید ..
- @Everlasting20 🇮🇷`
🌱عمو محسنِ شهیدِ ما
چند سالی است، که با او آشنا بودیم، اما روایتِ صمیمیتِ ما به رفاقتِ مسجد و هیئت بر میگردد. به خانهاش که حسینیهاش کرده بود. به ندبه هایی که در آن زار زار اشک میریخت. وقتی گروهِ یسری را تشکیل دادیم سرنوشت، آقا محسن را "عموی ما" کرد!
رسالت گروهِ ما عملیاتهای فرهنگی و تربیتی مانند برگزاری یادواره، اعیاد اهلبیت، عزاداری محرم و فاطمیه، ویژه برنامههای تربیتی در مدرسه، مساجد و محله برای گروه سنی نوجوان است.
خلاصه این برنامه تموم نشده، برنامه ریزی میکردیم برای برنامهی بعدی ..
اگر خیلی هم خسته بودیم صوت آقای شهیدمان را میگذاشتیم؛ "فَإِذا فَرَغتَ فَانصَب"
و با قدرتی الهی به کارمان و تلاشمان ادامه میدادیم.
حمایت مالی برنامهها از نذوراتی است که از طریق خیرین جمع آوری میشود.
هر کجا که کارمان به مشکل میخورد، یاد عمو محسن و گشایشهای دلبرانهاش میافتادیم.
یادش به خیر! در یادوارهی شهدا در مسجد امام رضا(ع) وقتی کار فضا سازی تمام شد، پرسید: «بچهها پذیرایی چی میدین؟» گفتم: «عمو والا خیلی پول نداریم، خودمونم موندیم چی بدیم! انشاالله شهدا نظر کنند تا فردا مشکل پذیرایی هم حل شه.»
یهو فکری کرد و گفت: «نظرتون چیه باقلوا بزنیم؟» گفتم: «عمو عالیه ولی چ جوری؟! کی درست کنه؟!»
و عموی شهیدِ ما از بعد از نماز ظهر تا شب در آشپزخانهی مسجد باقلوا درست کرد، چقدر هم دستش برکت داشت و چقدر هم شیرین بود.
شیرینی باقلوا ها به خاطر شکر نبود؛ بلکه شیرینی مهربانی و محبت عمویی بود که دخترانش را نا امید نمیکرد.
در حال فراهم ساختن مقدمات اعتکاف مسجد امام رضا(ع) بودیم، باز هم هر وقت کار پیش نمیرفت به یاد عمو محسن میافتادیم!
یا خودش میآمد و یا نیروی کمکی میفرستاد، بعدش هم که کار انجام میشد تماس میگرفت و میپرسید: «عمو حل شد؟! آره عمو دمت گرم ...»
بعد از اعتکاف و فتنهی ۱۸ دی به علت کمک رسانی به نیرو ها مجروح شده بود.
مدتی در بیمارستان بود. برای یک برنامهی فرهنگی و تربیتی در دههی فجر به دبیرستان پردیس دعوتش کردیم.
بچهها تا او را دیدن داد میزدن:«آخ جون عمو محسن و به سمتش میدویدند.»
عمو محسن با نگاهی محجوب و پر از مهربانی با لبخندی که همیشه در چهره داشت با بچهها صحبت میکرد.
سخن کوتاه کنم، دشمنانِ ما چشمِ دیدن این محبت های الهی را ندارند، اگر که غیر از این بود قلبِ تربیت و فرهنگ را نشانه نمیرفتند. آنها نمیفهمند که اگر انسانی پاک را از ما بگیرند؛ خونش درختی را آبیاری میکند که از میوههای پاکش هر چقدر هم بچینی تمام نمیشود.
عمو محسن عزیز، ما دختران حلقهی مهدویت حوزهی مقاومت حضرت زینب سلاماللهعلیها عهد میبندیم که تا جان در بدن داریم، در این راه، که راه تربیتِ نسل مهدوی است، راه عبودیت است، راه عشق و ايستادگي و مقاومت است، راه درستی و ایثار، راه انسان های شریف و آرمان های بلند است، بمانیم و از رشادتهای شما و همهی سربازان قائد شهید امت حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای بگوییم .
📝محدثه گودرزی
مدیر ارتباطات و رسانه تعلیم وتربیت#لرستان