نماز صبح بیدار شدیم و خبر شهادت حاج قاسم را شنیدیم....نماز صبح بیدار شدیم و خبر شهادت شهید رییسی....نماز صبح و خبر شهادت فرماندهان نظامیمان....
نماز صبح و خبر شهادت رهبرمان😭
آقا جان!❤️🔥
ما نماز صبحها خیلی داغ دیدیم
🚩کاش صبحی بیایی و دلمان را آرام کنی
تکیه به دیوار کعبه بزنی
و ما با صدای آسمانیات جان بگیریم
الا یا اهل العالم انا بقیه الله... انا المهدی
🤲
اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج
☘اللّهُمَ اقضِ حَوائِجَ مُولانَا المَهدی
⇨@FZ1389
968.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️تلفیق زیبایی از مهندسی و هنر
📌شاهکار موشک ایرانی در آسمان
⇨@FZ1389
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴پیام جدید رئیس جمهور
⇨@FZ1389
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر گفت اما شما قبول نکردید برای اثباتش خودش و خانواده اش شهید شدند💔🥺
#آقای_ایران
#رهبر_شهید #رهبرانه
⇨@FZ1389
🔶 مداحیهای صوتی
🇮🇷 اتحداک (طاهری)
🇮🇷 بپا خیزید (رسولی)
🇮🇷 علی العهد (روحی)
🇮🇷 صحن ایران (هلالی)
🇮🇷 تکرار تاریخ (نریمانی)
🇮🇷 نحن جنود (طاهری)
🇮🇷 رجز حرم (حائری)
🇮🇷 ایران حسین (روحی)
🇮🇷 جاوید ایران (طاهری)
🇮🇷 اتحاد مقدس (روحی)
🇮🇷 منتصرون (حدادیان)
🇮🇷 سرباز وطنم (رسولی)
🇮🇷 نصرمن الله (نریمانی)
🇮🇷 ضربه قاضیه (رسولی)
🇮🇷 وقت پیکاره (طاهری)
🇮🇷 پایان با ماست (رسولی)
🇮🇷 دشمن فهمید (طاهری)
🇮🇷 ایران رنگی (نجم الثاقب)
🇮🇷 جانم ایران (میرهاشمی)
🇮🇷 آخرین نبرده (طاهری)
🇮🇷 کل زمان جدید (مطیعی)
🇮🇷 قله نزدیکه (نجم الثاقب)
🇮🇷 هیهات من الذله (هلالی)
🇮🇷 الله خیر الماکرین (کریمی)
🇮🇷 ایران جاویدان (بیوکافی)
🇮🇷 در روح وجان (کریمی)
🇮🇷 فرمانده کل قوا (اسداللهی)
🇮🇷 یامرگ یاخامنهای (رسولی)
🇮🇷 گلدستههای ایران (رحیمیان)
🇮🇷 ایران ذوالفقار علی (اسداللهی)
🇮🇷 انقلاب پنجاه و هفتمیم (رسولی)
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_ششم 💌 #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [اعتکاف📒] آقای مهدوی: یک روز نماز صبح
::
#قسمت_هفتم 💌
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[ اعتکاف 📒 ]
عموی شهید:
ما در اوج انتخابات بودیم روز دوشنبهای قرار بود به اعتکاف برود. از روز جمعهاش اصرار داشت که من دوشنبه باید برم هر چه به دوشنبه نزدیک میشدیم فشارهای ما بیشتر میشد چون بخش بسیار مهمی از کار استادیِ ما به عهده بابک بود.❤️در مقابل، مقاومت بابک شدت پیدا میکرد و میگفت من حتما باید برم. شب یکشنبه بود من با حالت عصبانیت و پرخاشگری😤بهش گوشزد کردم که آقا این همه کار.. این همه مهمون..مگه میشه شما بری؟! بمون این کار مهمه. اومد مچ دستم رو گرفت و من رو به اتاق برد. گفت: عمو تضمین بده که من سال دیگه این موقع هستم که برم اعتکاف 😇 گفتم: اگه تضمینه که من نمیتونم تضمین بدم که تا یک ساعت دیگه ما هستیم یا نه..‼️ گفت بحث همینه، خداوند فرصتی گذاشته که ما سه روز بریم اعتکاف که خدا از گناهمون بگذره. خلاصه بابک دوشنبه به اعتکاف رفت...
دوست شهید:
توی اعتکاف یک آقایی بود که وزنش زیاد بود و بنده خدا چشمهاش هم خوب نمیدید، حتما باید موقع راه رفتن یکی کمکش میکرد. این بنده خدا بلند شد دید کسی نیست کمکش کنه داشت تنها میرفت، همه نشسته بودیم داشتیم نگاه میکردیم تنها کسی که بلند شد و دست این آقا رو گرفت، خودِ بابک بود.🙂💔
📌~ادامہ دارد...
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_هفتم 💌 #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [ اعتکاف 📒 ] عموی شهید: ما در اوج انت
::
#قسمت_هشتم
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[مدافع حرم شدن📒]
آقای مهدوی :
بابک یک روز گفت: برای رفتن به سوریه رضایت پدر و مادر واجبه❓گفتم: بله چون رضایت پدر و مادر واجب کفایی است، باید پدر و مادر راضی باشند.🌱گفت: فضای خانه طوری هست که فکر نکنم رضایت بدهند🥺 گفتم:۱۰۰ صلوات به روح حضرت زهرا (س) هدیه کن انشاءالله حضرت زهرا(س) دل پدر و مادرت رو نرم میکنند❤️
دوست شهید:
یکی از دلایلی که بابک رفت سوریه این
بود که میخواست زمینهساز ظهور امام زمان(عج) باشه در رابطه با رفتن به سوریه و مدافعحرم شدن بهش گفتم که بابت خانواده و.. نمیتونم بیام😓بابک جواب خیلی خوبی داد👏🏻
گفت: زمان کربلا هم همین قضیه بود،💔
یکی میگفت خانوادم، یکی میگفت کارم، یکی میگفت زندگیم.
همین شد که امام حسین(ع) تنها موند.😔 الان هم دقیقا همون جوریه. که من واقعا هیچ جوابی نداشتم بدم...
📌~ادامہدارد...
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_هشتم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [مدافع حرم شدن📒] آقای مهدوی : بابک یک
::
#قسمت_نهم
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[خداحافظی📒]
خواهر شهید:
هر موقع بابک اسم سوریه رفتن را میآورد
من شروع میکردم به گریه کردن و میگفتم نرو😭 اما بابک گفت: من تصمیم خودم رو گرفتم؛ دیگه چند سال برای شما زندگی کنم؟! تا اسم رفتن رو میارم شما و مامان شروع میکنید به گریهکردن.🥺لطفا بزارید برای خودم باشم، برای خودم زندگی کنم. بابک میگفت: مادر اصلی ما اونجا تو سوریه است. من خواب حضرت زینب(س) رو دیدم باید برم😍
پدر شهید:
بعد از اینکه بابک رفت، گفتم برید
بابک رو بدرقه بکنید، بابک دیگه بر نمیگرده،💔این آخرین باری هست که بابک رو میبینید.🕊به بقیه گفتم ولی خودم توان اینکه از صندلی بلند بشم و برم ایوان با بابک خداحافظی کنم رو نداشتم😔و نه بابک توانست بیاد از من خداحافظی بکنه. از ترس اینکه من بگم نرو و بابک هم بیاد و بگم نرو هیچ کدوممون نتونستیم با هم خداحافظی بکنیم تنها با چشمهایمان از هم خداحافظی کردیم. از پشت سرش با دقت نهایت اینکه سیراب بشم نگاهش کردم چون میدانستم فرزند من اعتقاداتش چیه، باورهاش چیه، میدانستم فرزندم دیگه برنمیگرده..
خواهر شهید:
وقتی میخواست بره من و مادرم گریه میکردیم؛😭بابک گفت: لطفا گریه نکنید، اینجوری اشکهاتون همیشه جلوی چشمامه،😢 سه بار رفت و برگشت و دفعه چهارم ما رو خنداند و رفت.. سوریه..
📌~ادامہدارد...
⇨@FZ1389