دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_سیزدهم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [فرماندهسپاهگیلان📒] فرمانده سپاه گیلا
::
#قسمت_چهاردهم
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[فرماندهسپاهگیلان📒]
فرمانده سپاه گیلان:
شب های البوكمال فوق العاده سرد بود.🥶 سرما باعث میشد که موقع نگهبانی هم به دور خودمون پتو بپیچیم. ساعت حدود ۱۲ شب بود که من برای سرکشی بین نیروها رفتم.🚶🏻♂شهید نظری، شهید کاید خورده و شهید نوری سه تایی پشت یک خاکریز بودند، چون خیلی پتو کم بود تو اون پست نگهبانی به هر کدومشون به سختی پتو رسیده بود.😢 شهید کاید خورده و شهید نوری كه خودشون رو زیر پتو پیچیده بودند گفتند: حاجی بیا اینجا.🗣
بیا اینجا. دوربین را نشان دادند و گفتند:
دشمن داخل ساختمان رو به رویی پنهان شده. متوجه شدم که آنقدر گشتند تا توانستند دشمن را در یک نقطه پیدا کنند.
گفتم: شما کاملا دشمن را تعقیب کنید.
آن شب هر موقع از کنارشان رد میشدم
و سوال میکردم، میگفتند: بله دشمن همان جا است تحرك داره و.. مشخص بود که کاملا دشمن را زیر نظر داشتند.👏🏻
شب بعد نیروهای اطلاعاتی را📞 برای شناسایی به جلو فرستادیم؛ وقتی دیدم فرصت مناسب هست همان شب عملیات را شروع کردیم. عملیات فوق العاده موفق بود و توانستیم همه ارتفاعات را تصرف کنیم.😍
📌~ادامہ دارد...
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_چهاردهم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [فرماندهسپاهگیلان📒] فرمانده سپاه گیل
::
#قسمت_پانزدهم
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[عمو شاهین📒]
وقتی قرار بود به منطقه البوکمال بریم گفتند یک سری از بچههای گیلان هم در راه هستند🚖 یک نفر هلال احمری هم با تمام تشکیلات اش میآید به اسم بابک نوری. خیلی خوش حال شدیم از اینکه قراره امدادگر بیاد😍 چون اگر یک نفر زخمی بشه توانایی داره که کمکش کنه.بعد از چند روز یک نفر من را صدا زد؛🗣 گفت: تا میتوانید و تا میشه بابک رو خط نبرید، سفارش شدست. خودِ بابک برای رفتن به خط خیلی مصر بود و میگفت: چون من آموزش موشکی دیدم🚀 باید موشکی کار کنم. موشکی و ضد زره زیر نظر ادوات فرماندهی میشدند و فرماندهی آنها هم آقای فرشید زارع بود. بابک تعهد اخلاقی داد و گفت که من کار امدادگری هم انجام میدهم، اگر کسی مجروح بشه از او مواظبت میکنم تا امدادگرهای سازمان برسند🚑 یک روز قرار بود دو تا ماشین برامون مهمات بیارند که راننده ماشینها راه رو گم میکنند و به جای اینکه به سمت ما بیان به طرف دشمن حرکت کردند از آتشی که به سمتشون🔥اومده متوجه شدن که دارند راه رو اشتباهمیروند.
ماشین مهمات داخل شیار گیر میکنه💔
و رانندهها به سمت نیرو های خودی فرار میکنند. بعد از نماز بود که حاجی آقا عبدی من رو صدا زد و گفت: شاهین مهمات ها باید تا امشب بیارید.💣 لطفا از دماغ یک نفر خون نیاد. حضرت زینب (س) پشت سر شماست.
📌~ادامہ دارد...
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
✍🏼نصیحت امشب: وقتی بفهمی آدما فقط بر اساس سطح درک خودشون همه چیزو میبینن از توضیح دادن دست میکشی.
✍🏼نصیحت امشب:
انسان های ساده را، احمق فرض نکنید؛
باور کنید، آنها خودشان خواستنده اند
که هفتخط نباشند..
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
↻آنچہامروز گذشت . .
ݪفندهرفیقبمونۍقشنگتره!
وضـویـٰادِتوننَـرھ••
شَبِـتونمنـوَربھنـورخُـدا••¡ッ
اِلتمـٰاسدُعـٰا!••
یـٰاعَـلۍمَـدد..••!:)
أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ:)🫀
#پایانفـعالیـتامـروز
#وضوفراموشنشھ
یهنیمنگاهیبهپستها
شبتوندرپناهاللّٰه .❤️