اما عزیز ِمن ؛
تو به امیدوار شدن معتاد شدهای ،
صبح ك بلند میشوی مثل کلاه و پیراهن
سنجاق کراوات ِامیدواری را میپوشی .
گاهي خــُدا اون پنجرهٔ رو میبنده و در هارو قــُفل میکنه ؛ اما مطمئن باش اون بیرون
هوا طوفاٰنیه و اون داره ازت مراٰقبت میکنه : ))🤍.
زندگي براي من قشنگه . خيلي چیزای دیگه توش هست ك دلم میخواد ببینم ، میخوام ببینم ظلم تا چه حد پیش میره ، میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوهی ستم کشیدن داره ، میخوام بمونم و تموم رنگهای رنگین کمون ِدروغ رو ببینم ، میخوام بمونم و بنویسم / صادق ِچوبك .
|| - آدمها فکر میکنند ؛ اگر یکبار دیگر متولد شوند ، جور دیگری زندگی میکنند . شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود . فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند ، محکم و بینقص ، اما حقیقت ندارد . اگر ما جسارت طور دیگر زندگی کردن را داشتیم ، اگر قدرت تغییرکردن را داشتیم ، اگر آدم ساختن بودیم ، از همین جاي ِ زندگیمان ، به بعد را میساختیم .
| * مــاٰ گــُمشدهایم . .