± فاء
مامانم بستری شد کنج این خونه نشستمو نمیدونم چه فکری به حال نزارم کنم
عیدتون مبارک مهربونا
...
حتی دلم نخواست امسال سفره بچینم
حتی نخواستم شیرینی یا ماهی یا سبزه یا لباس.
نخواستم مامانم نباشه
خجالت کشیدم
با اینکه میدونستم بیدار میمونم اما رفتم توی غار تنهاییم
چقدر جای بوسیدن بعداز تحویل سال مامانم خالیه
کاش زودتر بیاد مامانم غم دل دخترش برطرف شه.
مامان تو همیشه شمارهِ یکِ من میمونی