اینجا اسمش دنیاس
یا زمین
و یک جسم که دارای کالبدی به اسم من
لحظه لحظه زمان میگذرد
تا به انتها برسد
هر چند که انتها نامشخص است
ولی میخواهد تو را از کالبدت بگیرد
چه هیاهویی راه انداخته این هیولای دنیا
همه را میبلعد
گویا نه سیر میشود و نه پایانی دارد.
± فاء
این دنیا همه چیزو در خودش حل میکنه
امروز رفتیم چاه عباسعلی
روی سنگ نشونه نوشتیم
جیغ زدیم و عکس گرفتیم
حتی گریه کردم
خدامیدونه که امید چقدر میتونه زندگی بده به یه دختر
یه حالیام
ضداحساسات آدما شدم
هر حرفی به فکر و زبونم میاد میزنم
برامم مهم نیست که شاید بشکنه
هرچی میخوابم که حالم خوب بشه نمیشه
نمیدونم چه مرضی گرفتم که فکر و ذکرم شده دلخور کردنشون
فکر میکنم رازهای که میدونم باید به همه بگم
غیبت کنم و هی از آدما بگم
دلم نمیخواد نماز بخونم روزه بگیرم
دلم نمیخواد حالش خوب باشه
که اگه باشه گند میزنم به احوالش
سرم سنگین شده حس میکنم
محتویات سرم از چشمام میخوان بزنن بیرون
تمرکز ندارم ذهنم خواب رفته انگار
سلولای مغزم دارن از کار میوفتن
و حسابی رقیق شدم
نمیدونم این چه دردیه گرفتم
اصلا حالت تعادل و نرمالی ندارم
حتی نمیدونم چند روزه این شکلی شدم
نمیدونم خستمه نمیدونم مریض شدم کاش خوب بشم زودتر
نمیتونم تحمل کنم این خودمو.
قبلا این شکلی نبودم
هیچوقت نبود جوری که نماز و روزه رو نخوام
غیبت کنم و هی گوهخوری آدما رو
یا حتی گوه زدن به حال آدمای شماره یکم
اینقدر بی درک و بی تفاوت نسبت به شرایط نبودم
خاک بر سرم کنن که وقتی قول میدم درست شم بدتر گوه تر میشم
خدایا کمکم کن اینقدر حال بد کن نباشم
خواهش میکنم خداجون.
دلم یه دل سیر گریه میخواد
دلم یه دل سیر مسافرت میخواد
دلم یه دل سیر دلخوشیای کوچیک و بزرگ میخواد
دلم یه دل سیرهیئت و کارای خوشکل فرهنگی میخواد
دلم یه دل سیر دوست و رفیق درست ودرمون میخواد
دلم یه دل سیر تفریح و گشت و گذار میخواد
یه دل سیر نگاه خدا رو میخواد
یه دل سیر انرژی و انگیزه میخواد
یه دل سیر پول میخواد
یه دل سیر بغل میخواد
یه دل سیر نفس عمیق میخواد
یه دل سیر جیغ بلند میخواد
یه دل سیر تنهایی تو جنگل میخواد
دلم خیلی چیزا میخواد خدا
نوبت به من کی میرسه؟؟
عهد بستم تا چهل روز دعای توسل بخونم
و به نیت این عهد صد تومن بدهکار جانماز نقرهای هستم
البته به شرط عمل به حرفهام
برای سربلند شدن پیش خدای پراز محبتم
به نیت امام رضای مهربونم
هرشب ساعت ۸ تا ۸:۳۰ وقت دعاس.