eitaa logo
± فاء
16 دنبال‌کننده
416 عکس
67 ویدیو
0 فایل
(روزنامه‌ۍ‌روزانه‌)ツ ❞هر وقت ندونستی کجا بری بیا﮼بغلِ﮼من…
مشاهده در ایتا
دانلود
اینکه واتساپ و تلگرام و اینستا رو فیلتر کردن بنظرم یه موهبته
آرامش دعای فرج..
توی انتظار نشستم
:)
± فاء
:)
همین الان شروع کن.️ دست‌هایت را روی زانوهایت بگذار و بلند شو هیچ‌کس در این دنیا به اندازه خودت,تو را دوست ندارد پس منتظر نباش یک نفر بیاید و تو را به آرزوهایت برساند ,تو ,همان یک نفری
یه کوله غم قلبمو چنگ می‌زنه
شانزدهم.مهر.چهارصدویک یکی از همین روزهای ناخوشایند اجباری.. برای نماز صبح بیدار شدم و کمی مرطوب کننده زدم ، بویش را به مشام کشیدم و به رخت‌خواب برگشتم کمی به خواب رفتم ساعت شش‌و‌نیم بیدار شدم صبحانه میل نداشتم ولی دمنوش دارچین‌زنجبیل خوردم مادر تماس گرفت فرمایش داد: کلم پلو لطفا با انگیزه گفتم بله ظرف‌های کثیف را شستم کلم را روی تخته گزاشتم و تق تق خورد کردمُ توی تابه روغن جیلیز ویلیز می‌کرد ریختم برنج دم کشید و دمکنی گزاشتم و توی آگهی کاریابی چند شماره نشان کردم برای تماس یکی چهار یکی پنج و یکی شش تومن و بازهم می‌گویم نشد به زهرا زنگ می‌زنم وغمم را نشانه می‌گیرد‌ و می‌گوید چه کنیم ؟! اما من خودم هم نمیدانم چه کاری کنیم پول لیستر را توی کارت ریخته‌ام ولی برای مخارج از این پول استفاده می‌کنیم چون دیگر پولی نداریم مادر دیر می‌آید ناهار می‌خورد با غم می‌گوید دختر دیشب خوابم نرفت و خسته‌ام کاش میشد ‌کمی بخوابم اما خوشمزه بود کلم‌پلو! او زنگ میزند برای رفع دلخوری ولی حوصله ندارم و من در این حال از سبد پراز نارنگی یک نارنگی زرد برمی‌دارم کارهای‌ دیروزم را تیک می‌زنم ؛به رخت‌خواب می‌روم هنذفیری را می‌گذارم و موسیقی بی‌کلام را پخش می‌کنم البته ساعت سه‌وبیست‌دقیقه‌‌ بعدازظهر کتاب را از صحفه پنجاه‌‌و‌نه شروع می‌کنم
باز هم صبر می‌کنم. یک‌روز اما باید به تمام حرف‌هایم گوش بسپاری ؛با ادب ، خاموش ، حرف‌شنو ، باروحی که آماده پذیرفتن حرفِ درست باشد و تغییر دادنِ واقعیت به سود حقیقت...
برنامه ریزی قبلیم رو یکم سخت به آخر رسوندم ایندفعه رو هفتگی برنامه ریختم با تعداد کارهای کمتر و آخرش جایزه گزاشتم البته برای تشویق‌ کنم خودمو ؛ چه حس خوبی داره نه؟!