🔵 نام و نسب
برای وی نامهای مختلفی همچون غُمَیصا، سَهله، رُمَیله، انیفه و رُمَیثه نیز ذکر کردهاند .کنیهاش امّ سُلَیم و به آن نیز شهرت داشت. وی از زنان انصار و از قبیله خزرج بود. مادرش، ملیکه بنت مالک بن عدی، از طایفۀ بنی نجار بود.
🔵 پیش از اسلام
رمیصاء پیش از اسلام، با مالک بن نضر ازدواج کرد و اَنَس را به دنیا آورد. پس از انتشار اسلام در مدینه، رمیصاء از جمله نخستین انصاری بود که به دین اسلام گروید و پسرش انس بن مالک را نیز به اسلام ترغیب کرد.مالک بن نضر که از اسلام آوردن زن و فرزندش خشمگین شده بود به شام رفت و در آنجا درگذشت.
رمیصاء پس از مرگ مالک، تا بزرگ شدن انس ازدواج نکرد. پس از آن، چون ابو طلحه از وی خواستگاری کرد، وی شرط ازدواج با او را، اسلام آوردن ابو طلحه قرار داد و او را از بت پرستی نهی کرد. ابوطلحه مسلمان شد و حاصل این ازدواج ابو عُمَیر و عبدالله بودند.
🔵 شرکت در جنگها
رمیصاء بعد از ورود پیامبر(ص) به مدینه، مقدم وی را گرامی داشت و انس را که ۱۰ سال داشت، به خادمی ایشان گمارد.
رمیصاء در بسیاری از غزوات پیامبر اکرم حضور داشت. در جنگ احد (سال سوم هجرت) وی در حالی که مشک آبی بر پشت خود حمل میکرد، به مداوای مجروحان میپرداخت و خنجری برای دفاع از خود به همراه داشت.
در غزوۀ خیبر (سال هفتم هجرت) وی از جمله زنانی بود که در جنگ مشارکت نمود.
در سال هفتم هجرت، مُقَوقَس، پادشاه اسکندریه، در جواب دعوت پیامبر به پذیرش اسلام، هدایایی از جمله دو کنیز برای ایشان فرستاد. پیامبر آنان را برای مدتی نزد رمیصاء جای داد.
در غزوه حنین (سال هشتم هجرت)، رمیصاء از پیامبر خواست افرادی را که فرار میکردند، همچون مشرکان بکشد. وی با وجود فرار مردان، در حالی که پسرش عبدالله بن ابی طلحه را باردار بود، خنجری برای دفاع از خود به همراه داشت
🔵 پس از رحلت پیامبر(ص)
پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، از زندگی رمیصاء خبری در دست نیست و فقط ابن شهر آشوب قولی از او روایت کرده که، بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام از آسمان بارانی سرخ رنگ باریده است.
🔵 جایگاه نزد پیامبر اکرم(ص)
به گفته انس بن مالک، پیامبر برای دیدار رمیصاء به خانهاش میرفت و با اقامۀ نماز مستحبی، برای وی و خانوادهاش دعا میکرد.
هنگامی که پیامبر اکرم برای صرف غذا در خانۀ رمیصاء و ابو طلحه بود، به برکت الهی، پیامبر و همراهانش از غذای اندک وی سیر شدند.
وقتی اختلافی بین رمیصاء و همسرش ابو طلحه رخ داد، رمیصاء به پیامبر شکایت برد و ایشان شخصاً اختلاف آنان را برطرف کرد.
🔵 نقل روایت
رمیصاء را از جمله راویان حدیث و از زنان عاقل و فاضل دانستهاند.
عایشه، امّ سَلَمه و انس بن مالک از وی روایت کردهاند.
🔵 شأن نزول آیه 🔵
یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} (حشر: 9)
و آنها را بر خود مقدم میدارند، هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند، کسانی که از بخل و حرص نفس خویش بازداشته شدهاند، رستگارانند.
•°از تـبـار فـاطـܩــہ۳۱۳°•
🔵 شأن نزول آیه 🔵 یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْس
گفته شده كه این آیه درباره خانواده زنی به نام امّ سلیم بنت ملحان نازل شده، كه با وجود تنگدستی، مرد فقیری را اطعام كرده و خود سر گرسنه بر زمین نهادند.
•°از تـبـار فـاطـܩــہ۳۱۳°•
گفته شده كه این آیه درباره خانواده زنی به نام امّ سلیم بنت ملحان نازل شده، كه با وجود تنگدستی، مرد ف
این زن، رمیصاء دختر ملحان بن خالد بن زید بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدیّ بن النجار انصاری خزرجی و مادرش ملیكه،دختر مالك بن عدی بن زید مناه بن عدی بن عمرو بن مالك بن النجار بود. او در ابتدا با مالك بن نضر بن ضمضم بن زید بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدی بن النجار ازدواج كرد و از او صاحب فرزندی به نام انس بن مالك شد كه از اصحاب رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) بود.
•°از تـبـار فـاطـܩــہ۳۱۳°•
این زن، رمیصاء دختر ملحان بن خالد بن زید بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدیّ بن النجار انصاری خزر
پس از مرگ پدر انس، با ابوطلحه زید بن سهل بن اسود بن حرام بن عمرو بن زید مناه بن عدی بن عمرو بن مالك بن النجار ازدواج كرد كه از او صاحب دو فرزند به نامهای عبدالله و اباعمیر شد.
•°از تـبـار فـاطـܩــہ۳۱۳°•
پس از مرگ پدر انس، با ابوطلحه زید بن سهل بن اسود بن حرام بن عمرو بن زید مناه بن عدی بن عمرو بن مالك
پس از ظهور اسلام، امّ سلیم مسلمان شد و با پیامبر ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) بیعت كرد. هنگامی كه امّ سلیم به پیامبر ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) ایمان آورد، همسرش مالك بن نضر، (پدر انس) در شهر نبود، و هنگامی که بازگشت به امّ سلیم گفت: «ترك این دین كن». امّ سلیم گفت: «چرا ترك این دین كنم. من به این مرد ایمان آوردهام». امّ سلیم میگوید: «سپس به انس كه آن موقع كودكی بیش نبود تلقین كردم تا بگوید: «اَشْهَدُ اَنْ لا إلهَ إلاَّ الله وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله» و انس چنین كرد». مالك گفت: «تو فرزندم را علیه من تحریك میكنی؟» گفتم: «نه من این كار را نمیكنم». مالك با عصبانیت از خانه خارج شد، با كسی كه از قبل دشمنی داشت، برخورد كرد و آن شخص او را كشت. امّ سلیم میگوید: «من به قضا رضا دادم و خود را سرگرم تربیت انس نمودم و ازدواج نكردم تا زمانی كه انس به من اجازه داد».
•°از تـبـار فـاطـܩــہ۳۱۳°•
پس از ظهور اسلام، امّ سلیم مسلمان شد و با پیامبر ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) بیعت كرد. هنگامی كه
امّ سلیم صاحب زیبایی و هوش و دارای اخلاقی نیكو بود. امّ سلیم تمام تلاشش را برای تربیت تنها فرزندش به كار گرفت و چون او به سن رشد رسید، با شرم به حضور رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) رفته و عرض كرد: «ای رسول خدا! میخواهم جگرگوشهام انس بن مالك را، به خدمت شما درآورم، تا در خدمت شما تعالیم اسلامی را بیاموزد». پیامبر ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) نیز پذیرفت.