eitaa logo
فدایی مازندرانی ؛ کانون شعر و نغمه
269 دنبال‌کننده
3 عکس
11 ویدیو
0 فایل
کانون شعر و نغمه میرزا محمود فدایی مازندرانی مرکز حفظ و نشر آثار شاعران آئینی مازندران لینک ارسال شعر @fadaeimazandarani
مشاهده در ایتا
دانلود
وقت باران و وقت رحمت شد رُخ او تا همینکه رؤیت شد به صحیحُ‌السَّند روایت شد دوزخ از یُمن او چو جنت شد حا و سین ، یا و نون ، رسید از راه عرش حق را ستون رسید از راه سیبِ کالِ جنان رسیده شده فاطمه دست بُرد و چیده شده بینِ آغوشِ او ‏که دیده شده روحِ عشقی بر آن دمیده شده عطر سیب آمد از گریبانش جان عالم همه به قربانش حلقه ی عشق را نگین آمد چار تن نور و... پنجمین آمد مَلَکی پَر زنان زمین آمد نزد گهواره همنشین آمد فطرسش بال و پر درآورده پیش ارباب سر درآورده کار و بارت نگو بهم خورده سر نوشتت به او رقم خورده هرکسی که بر او قسم خورده جرم هایش همه قلم خورده چشم پوشیده و بها داده جایِ تأدیب، کربلا داده کارمان دست دولت عشق است بُرد کرد آنکه رعیتِ عشق است رزق ما دست حضرت عشق است رعیت، ارباب، نسبت عشق است ما رکاب و نگین شده ارباب با گدا همنشین شده ارباب مشق مان نام حضرت مولاست هر کجاییم صحبت مولاست در دل ما محبت مولاست کام مان مستِ تربت مولاست دردمندیم و او دوا داده بار ها تربتش شِفا داده سجده بر تربتش اگر داریم سربلندی جز این مگر داریم؟ ذکر او تا خودِ سحر داریم سفره پهن است و توشه برداریم معنیِ توشه چیست؟ شش گوشه لذّتِ زندگیست شش گوشه او که ما را قدم قدم بخرد بار مان مانده، از کرم بخرد در مرامش که نیست کم بخرد کاش ما را چو محتشم بخرد شاعرش می‌شوم به دربارش شکر.. افتاده ام پیِ کارش نوکریم و تویی امام‌ْحسین ذکر هر صبح ما سلام‌حسین گفت زهرا به ما غلام‌حسین حرف ما چیست؟ یک کلام: حسین... یا حسین است بر لبم امشب متفاوت شده شبم امشب سرمان هست روی دیوارت واجب العینی است دیدارت خاکِ عالَم... که من شدم یارت عشق یعنی رَوَم سرِ دارت میثم‌ات نیستم ولی بپذیر جانِ بابایمان علی بپذیر . . . شب میلادِ اشک و لبخند است آه قلبم برایش آکنده است زینب از او چگونه دل کنده است تار حلقوم او به مو بند است ما به این روضه مبتلا هستم همه دل‌خون کربلا هستیم ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
خَلقاً و خُلقاً پیمبر آمده بار دیگر بوی حیدر آمده جلوه ی آیات محشر آمده بانی شش گوشه اکبر آمده علت لبخند اربابم رسید اولین فرزند اربابم رسید صورتش روشن تر از الماس شد داستانِ عشق لیلی خاص شد او رسید و در همه احساس شد: باعث دلگرمی عباس شد خون اکبر به عموجان می‌کشید دومین ماهِ بنی هاشم رسید پای تا سر اشبه الناس نبی‌ست با محمد دیدن رویش یکیست وقتِ شادی هست و اینک غصه چیست؟ خنده‌های عمه زینب دیدنی‌ست چشمهایش چون که مست خواب شد عمه زینب در دلش قند آب شد بوسه ی چون قندِ آقا دیدنی‌ست چهره‌ی خرسند آقا دیدنی‌ست میوه‌ی پیوند آقا دیدنی‌ست این پسر مانند آقا دیدنی‌ست بر سر ما قامت‌اش شد سایبان روز میلادش شده روزِ جوان زیر پایش عالمی کرده قیام دوستش دارند آری خاص و عام دشمن اش اقرار کرده والسلام در حقیقت می‌شود باشد امام جلوه های حق در او رؤیت شده دیدِ دشمن هم به او مثبت شده از کرمخانه نباید بُگذریم خانه ی امن است و پشت این دریم از سر این سفره روزی می‌بریم چونکه مثل مجتبی باشد کریم خانه ‌اش باشد مشخص در کَرَم محشرند این خاندان محترم تا موذن سوی معبد آمده عطر پیغمبر مجدد آمده با عبای سبز احمد آمده گوئیا شخص محمد آمده ای جماعت روح پیغبر رسید نسل پاکِ او علی اکبر رسید ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani