eitaa logo
فدایی مازندرانی ؛ کانون شعر و نغمه
271 دنبال‌کننده
3 عکس
11 ویدیو
0 فایل
کانون شعر و نغمه میرزا محمود فدایی مازندرانی مرکز حفظ و نشر آثار شاعران آئینی مازندران لینک ارسال شعر @fadaeimazandarani
مشاهده در ایتا
دانلود
خبری آمده از عالم دیگر، اقرا حضرت باده به نام می و ساغر، اقرا تا شود از نفست عرش معطر، اقرا و خداوند تو را خوانده، پیمبر اقرا "ساقیا، رونق میخانه مبارک باشد" بر تنت خلعت شاهانه مبارک باشد همه در میکده ی غار حرا مست شدند عالمین از کرم ساقی ما مست شدند از شراب نگهش ارض و سما مست شدند انس و جن و ملک عرش خدا مست شدند "ساقی ار باده از این دست به جام اندازد عارفان را همه در شرب مدام اندازد" آیه آیه لب جبریل عسل می ریزد "وجعلناکم نورٌ" ز ازل می ریزد طبع مستانه، غزل پشت غزل می ريزد به زمین "حی علی خیر عمل" می ریزد "اشهد" عشق من انگار به لحن یمنی ست مرجع عاشقی ام عشق اویس قرنی ست برسد تا به ضریح نگهت دستانم پای چشمت "قمر" و "شمس" و "ضحی"می خوانم وقف محراب دو ابروی کمانت جانم عبد ایرانیتان، هموطن سلمانم افتخارم همه این است که در آن وادی تو به یک مرد عجم منصب "منا" دادی شجری طيبه از خانه ی طاها بايد دختری تا که شود همدم بابا بايد پس کنار تو فقط "ام ابيها" بايد مادرانه بشود مادر دنیا باید و خدا خواسته او صاحب کوثر بشود منکرش نیز بنا بوده که ابتر بشود حضرت ختم رسل لطف کن از شاه بگو تو صراط اللهی از راستی راه بگو ای که خورشيد منی خواهشا ًاز ماه بگو "أشهد أن علياً ولی الله" بگو "دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد" جان احمد شد علی، جان علی شد احمد... 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
تا خدا آفرید لیلا را آن نگار بلند بالا را نقش چشمی خمار و زیبا را تب مجنون گرفت دنیا را از سمرقند تا بخارا را شرح آیات " تُنْفِقُوا" داد و رزقمان را به دست او داد و باده ی کوثر از سبو داد و او به میخانه آبرو داد و پای ساقی نشاند سقا را عکس او را به عرش قاب گرفت نامش از حُسن انتخاب گرفت "عسل بن ابوتراب" گرفت تا ز لبهای او شراب گرفت علنی کرد مستی ما را او ز خورشید ها نسب دارد هیبتی چون "یل عرب" دارد منصب غیرت و ادب دارد در عشیره "قمر" لقب دارد مشک او آفریده دریا را یل نام آور تبار علی ست آینه دار اقتدار علی ست وارث تیغ ذوالفقار علی ست وقت پیکار هم عیار علی ست رجزش داشت لحن مولا را حضرت جبرئیل دربانش جان پبغمبران به قربانش طعم اعجاز می دهد نانش ارمنی ها همه مسلمانش دم او جان دهد مسیحا را نذر آیینه ها شده سر او عشق زانو زده ست محضر او "كاشِفَ الكَرْب" نام دیگر او حضرت فاطمه است مادر او جانم این ساقی العطاشا را طبع ابیاتم اشتیاقی شد مست آرایه های ساقی شد لهجه ی واژه ها عراقی شد صحبت از گوشه ی رواقی شد که به تن داشت عطر زهرا را "رَبَّنَا آتِنَا" ز خوان حرم شهد شیرینی اذان حرم "اهْدِنَا" سمت آسمان حرم خوش به حال کبوتران حرم وقف او کرده اند پرها را... ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani