eitaa logo
فدایی مازندرانی ؛ کانون شعر و نغمه
271 دنبال‌کننده
3 عکس
11 ویدیو
0 فایل
کانون شعر و نغمه میرزا محمود فدایی مازندرانی مرکز حفظ و نشر آثار شاعران آئینی مازندران لینک ارسال شعر @fadaeimazandarani
مشاهده در ایتا
دانلود
35.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاعر برگزیده آقای اختتامیه سومین کنگره ملی شعر " " مسجد جامع ساری ۱۳ رجب ۱۴۴۶ ۲۵ دی ۱۴۰۳ 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
51.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاعر برگزیده آقای اختتامیه سومین کنگره ملی شعر " " مسجد جامع ساری ۱۳ رجب ۱۴۴۶ ۲۵ دی ۱۴۰۳ 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
24.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاعر برگزیده آقای اختتامیه سومین کنگره ملی شعر " " مسجد جامع ساری ۱۳ رجب ۱۴۴۶ ۲۵ دی ۱۴۰۳ 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
39.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاعر برگزیده آقای اختتامیه سومین کنگره ملی شعر " " مسجد جامع ساری ۱۳ رجب ۱۴۴۶ ۲۵ دی ۱۴۰۳ 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
63.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاعر برگزیده آقای اختتامیه سومین کنگره ملی شعر " " مسجد جامع ساری ۱۳ رجب ۱۴۴۶ ۲۵ دی ۱۴۰۳ 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
✔️ اشعار مبعث رسول اکرم (ص) 👇
خوش بودم از آن مژده که از سوی خدا بود هاتف به سرِ ماذنه در بانگِ رسا بود صبحی که طلوعش به جهان بوده مبارک تفسیرِ علق زمزمه ی غارِ حرا بود خورشید سر از کعبه ی توحید درخشید وقتِ سحر و آن همه الطاف کجا بود دستانِ نیازم به درِ خانه ی معشوق آن لحظه مرا حالِ خوش و عطرِ دعا بود آمد به مشامم ز حرا رایحه‌ای پاک کز هر نفسش جامِ خوشِ آبِ بقا بود از خاک رسیدم به سرِ عالمِ افلاک آن نغمه ی ناز از نفسِ باد صبا بود تا سر به رهِ حضرتِ معشوق نهادم من غرقِ تمنا شد و او دستِ عطا بود مدهوش شدم این صله از هیبتِ رویش در جلوه ی لبخند لبش بس که صفا بود قربانِ جمالش که مرا وصفِ بیان نیست رخشنده تر از آینه ی شمس وضحی بود خرّم شدم از رویتِ مسعودِ رُخِ یار آن بختِ همایون که به سر سایه ی ما بود تا کامروا گشتم از آن ساقیِ رحمت هر جرعه زدم باده‌ی آن کامِ شفا بود این طالعِ فرخنده مرا موهبتی بس آن روی خدا یا که همان بختِ هما بود گلبانگ سروش آمده از ساحتِ قدسی مدحِ نبوی هلهله ی ارض و سما بود! 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
در هر نفس که نبض بهاران به دست توست ای باغبان! شکوه گلستان به دست توست ای بعثت مکارم اخلاقِ روح‌بخش! با یک تبسّمت عربستان به دست توست بر نردبان عشق تو پای بشر که رفت فهمیده‌ام تکامل انسان به دست توست سود معاش زندگی و خیر آخرت هم این به دست توست وَ هم آن به دست توست تا بین جهل و سیره نابت نزاع شد دیدم در این جدال گریبان به دست توست آسوده می‌رود رمه‌ای در میان دشت حقا که چوب‌دستی چوپان به دست توست وقتی که دور سفره‌ی منّان نشسته‌ایم دندان برای ماست ولی نان به دست توست با بوسه بر دو دست پر از لطف فاطمه حس‌ کرده‌ای که فیض دوچندان به دست توست روز غدیر دست علی بین دست تو گویا تمام روضه‌ی رضوان به دست توست با سلطنت به مُلک دل ای خاتم الرسل! هرآینه نگین سلیمان به دست توست گیرم قریش سیم و زری بسپرد به تو یک عمر جان هرچه مسلمان به دست توست از ابتدای بعثت تو در حرا ، دلم در سلطه‌ی تو بود و کماکان به دست توست 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
باز بُستان ز سبزه تَزيين شد كوه و صحرا بهشت آئين شد از سَر شاخسار غُنچه  دَميد كُوهسار از بنفشه تزيين شد طُره ی سُنبل از نسيم سحر همچو جَعد بنفشه پُر چين شد بر  لب   جويبار  سبزه  و  گُل غیرت و رَشك سَرو و نسرين شد نوبهار  آمد  و  خزان   بگذشت سُهره شادان و زاغ غمگين شد رُستني رُست و جای جای زمين مَملو  از  نَفخه ی  رياحين شد از   شميم   بهار   جان   پرور نفس   صبح   عطرآگين   شد دف زنان زُهره درسَما به سماع است كف زنان  مِهر  و ماه  و پروين   شد زيب و زينی دگر جهان بگرفت موسم   سربلندي    دين   شد جبرئيل  از  سما  ندا  در   داد بعثت     خاتم النبيّين     شد تكيه  زد   بر   سَرير   پادشهی حكمران او به چين و ما چين شد فخريه  عرش  ميكند  بر فرش پهنه ی هر دو كُون آذين شد او  مُدبّر  به  سوره ی   طاها او مُفسر به آيه ی تِين شد او مُنادي دين پاك و حَنيف او مُبادي سعي و تمكين شد مهربان  يار  دوستان  سليم دشمن دشمنان پُر كين شد هر كه با حضرتش ستيز كند مورد سَبّ و لَعن و نِفرين شد مُتنعّم   ز  خوان  نعمت  او بينوا  و فقير و مِسكين  شد بوي مُشك خُتن به مُشكينی از شكنج دو زلف مُشكين شد نافذﹾ حُكمش به دل همانندِ نامه ی مُنزَلي كه تَدوين شد دين  پاك   نبيِّ   عالي جاه همه جا  از ثُبات  تبيين  شد دشمن  پاي  بست  ديو  صنم پست تر از شراب و سِرگين شد از  تَف  آه  آن  سُتوده  شیم دشمنش در مُذاب سِجين شد دوست  با  رهروان  فرزانه دشمن مردمان بدبين شد دوستش با صحابه گشت نديم دشمنش همطراز گُرگين شد دوستش را به كام جان هر دَم كاسه ی زهر جام  نوشين  شد دشمنش همچو صَعوه در چنگِ پُر تَوان  و  قويِّ   شاهين   شد ز آن تَفضّل كه كرد حَيّ مُبين مركب  راهوار  او  زين  شد لب  او  بر  لسان حق گويا قاري عنكبوت و ياسين شد اين  يك  از  آن  دگر مُتأثر وآن دگر نيز حادث اين شد « اِقراَء بِاسمِ » شنيد  از  يزدان در چنان باغ حُسن گلچين شد نام به مِدحتش امشب زين چكامه چه خوب تعيين شد بهر   پَذرُفتنش   به   قُرب اله از فرشته دو دست آمين شد 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
خبری آمده از عالم دیگر، اقرا حضرت باده به نام می و ساغر، اقرا تا شود از نفست عرش معطر، اقرا و خداوند تو را خوانده، پیمبر اقرا "ساقیا، رونق میخانه مبارک باشد" بر تنت خلعت شاهانه مبارک باشد همه در میکده ی غار حرا مست شدند عالمین از کرم ساقی ما مست شدند از شراب نگهش ارض و سما مست شدند انس و جن و ملک عرش خدا مست شدند "ساقی ار باده از این دست به جام اندازد عارفان را همه در شرب مدام اندازد" آیه آیه لب جبریل عسل می ریزد "وجعلناکم نورٌ" ز ازل می ریزد طبع مستانه، غزل پشت غزل می ريزد به زمین "حی علی خیر عمل" می ریزد "اشهد" عشق من انگار به لحن یمنی ست مرجع عاشقی ام عشق اویس قرنی ست برسد تا به ضریح نگهت دستانم پای چشمت "قمر" و "شمس" و "ضحی"می خوانم وقف محراب دو ابروی کمانت جانم عبد ایرانیتان، هموطن سلمانم افتخارم همه این است که در آن وادی تو به یک مرد عجم منصب "منا" دادی شجری طيبه از خانه ی طاها بايد دختری تا که شود همدم بابا بايد پس کنار تو فقط "ام ابيها" بايد مادرانه بشود مادر دنیا باید و خدا خواسته او صاحب کوثر بشود منکرش نیز بنا بوده که ابتر بشود حضرت ختم رسل لطف کن از شاه بگو تو صراط اللهی از راستی راه بگو ای که خورشيد منی خواهشا ًاز ماه بگو "أشهد أن علياً ولی الله" بگو "دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد" جان احمد شد علی، جان علی شد احمد... 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
ای که وجودِ همه عالم تویی ذکرِ سجود همه آدم تویی منشاءِ خیرِ همه ی کائنات علتِ هستیِ دو عالم تویی تاجِ نبوَّت به سرت تا ابد پیمبرِ اعظم و اکرم تویی ای کرمت هر دو جهان آشکار چون همه فرعند و مقدٌم تویی از تو بوَد جانِ جهان بر قرار نورِ رُسل را همه خاتم تویی قبله ی عالم لبِ شیرینِ توست باغِ نبوٌت گلِ خرٌم تویی رتبه ی تو فخرِ همه انبیاء بر همگان ارجح و اعظم تویی ای که تویی خاتم ِ پیغمبران سلسله ی نسلِ مکرٌم تویی در شبِ معراج ملاقاتِ حق عالمِ غیبش همه محرم تویی بی تو جهان راهِ سعادت نبُرد در دو جهان مهرِ مُجسٌم تویی جانِ جهان از تو بوَد بر قرار ای که به ما مونس و همدم تویی چشمه ی زمزم عرقِ روی توست جوششِ این چشمه ی زمزم تویی سیٌد و سالارِ همه انبیاء رحمتِ حق نورِ دمادم تویی ای که تویی آینه ی بی مثال ماهیت نورِ مسلٌم تویی گوشه ی چشمی نظری کن به ما روزِ جزا دستِ نیازم تویی! 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
آواز خدا به جان احمد آمد فرمان پیمبری ز سرمد آمد بر سینه‌ی گل‌های جهان بنوشتند هنگامه‌ی مبعث محمد آمد 🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani