دارم به این فکر میکنم؛ اگر مادرم حرف زدن من رو ببینه، قطعا یکلحظه منِ کوچک رو میبینه، انگار تا دو روز پیش داشته برای راه رفتن تقلا میکرده. یا اون "من" که هرگز دست از خندیدن برنمیداشت و تازه حروف الفبا رو یاد گرفته بود. یکم تصورش دردناکه.
اگر خدا آنان را که با نام او، جوانان را کشتند و آرزوها و آیندگان را با خاک یکسان کردهاند را، ملاقات کند، چه خواهد گفت؟ چه گمانی خواهد گرد؟