یکی هم سنه من
هم سنه تو اهله همینجا بود
جهادی هست تو این راه تا خون عمادی هست
عمادی هست تو این رزم
تا وقتی جهادی هست
#شهیدجهادعمادمغنیه
#شهید_جهاد_مغنیه
✨🍃🍃🌸🍃🍃✨ °○●•@dokhtarayehalavi•●○°
✨🍃🍃🌸🍃🍃✨
قَلبَـم گِرِفـت دَرتَنِ این شَهـرِ پُرگُناه
حالُ هوای جَمع شَهیدانَـم آرزوست...
#شهدا♥
#پروفایل🌸
☘☘🌹☘☘
●♡@dokhtarayehalavi♡●
☘☘🌹☘☘
قشنگع بخونید❤️🍃
یه موتور گازی داشت 🏍
که هرروز صبح و عصر سوارش میشد
و باش میومد مدرسه و برمیگشت .
یه روز عصر ...
که پشت همین موتور نشسته بود و میرفت❗️
رسید به چراغ قرمز .🚦
ترمز زد و ایستاد ‼️
یه نگاه به دور و برش کرد 👀
و موتور رو زد رو جک
و رفت بالای موتور و فریاد زد :🗣
الله اکبر و الله اکــــبر ...✌️
نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب .😳
اشهد ان لا اله الا الله ...👌
هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید 😂
و متلک مینداخت😒
و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد 😳
که این مجید چش شُدِه⁉️
قاطی کرده چرا⁉️
خلاصه چراغ سبز شد🍃
و ماشینا راه افتادن🚗🚙
و رفتن .
آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید ؟
چطور شد یهو؟؟!! حالتون خُب بود که؟!!
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت👀
و گفت : "مگه متوجه نشدید ؟ 😏
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود
که عروس توش بی حجاب نشسته بود 😖
و آدمای دورش نگاهش میکردن .😒
من دیدم تو روز روشن ☀️
جلو چشم امام زمان داره گناه میشه ❌.
به خودم گفتم چکار کنم
که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه .
دیدم این بهترین کاره !"👌
همین‼️✌️
🎌برگی از خاطرات شهید مجید زین الدین
#تلنگرانـہ
☘☘🌹☘☘
●♡@dokhtarayehalavi♡●
☘☘🌹☘☘
🍃 دل ࢪا بہ صفاێ صبح پیوند بزن
🖤 بࢪ پایِ شب سیاھِ غم ، بند بزن
🔥 هرچند ڪہ دلسوخٺہای،
☀️ چوݩ خورشید
🙃 بر شوخے روزگار
🙂 ݪبخݩد بزن
☘☘🌹☘☘
●♡@dokhtarayehalavi♡●
☘☘🌹☘☘
💥داستان
#فضايل_اميرالمومنين
حضرت اميرالمومنين علی علیه السلام بیشتر پیاده می جنگید و اگر هم سوار اسبی می شد، چندان برایش مهم نبود.
به حضرتش گفته شد که چرا سوار اسب نمی شود؟
پاسخ داد:
اسب یا برای تعقیب حریفی است که از میدان بگریزد و یا برای این است که کسی بخواهد خود بگریزد
و من نه کسی هستم که پشت به دشمن کنم و بگریزم و نه کسی هستم که اگر کسی گریخت تعقیبش کنم.
پس اسب را برای چه می خواهم
#ابن_شهرآشوب_مناقب_آل_ابي_طالب_ج٣ص٢٩٨
🍃🌱↷
☘☘🌹☘☘
●♡@dokhtarayehalavi♡●
☘☘🌹☘☘