eitaa logo
『دختران‌فاطمی|پسران‌علوی』
547 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
311 فایل
اینجا‌خانھ #عشق است خانھ‌بۍ‌بۍ‌زهراو موݪا‌امیراݪمؤمنین{؏‌‌}♥️ آهستہ‌وذڪرگویان‌واردشو.....😌✋🏻 📡راه‌ارتباطی‌با‌ما پاسخ‌به‌ناشناس‌ها🔰 ♡➣ @nazar2 📩راه‌های‌ارتباطی⇩ ♡➣zil.ink/asheghe_shahadat.313 ♡➣zil.ink/building_designer
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊 بسم رب الشهدا و الصدیقین می دانستم سردار شهید محمد ناصر ناصری قرار است به افغانستان برود. شب در خانه نشسته بودم و روزنامه را ورق می زدم که تلفن زنگ زد. گوشی را برداشتم با همان لحن همیشگی گفـت:  « سلام، چطوری؟ دارم می رم، همین فردا پس فردا. این روزها مشغول خواندن غزل خداحافظی هستم.  با خیلی ها خداحافظی کرده ام. امروز رفته بودم بهشت رضا- علیه السلام- با شهید کاوه  خداحافظی کردم. آخر نمی شد بدون خداحافظی با او، به این سفر رفت. جایت خالی! کلی با محمود آقا حرف و حدیث کردیم. از آن جا رفتم دیدن پدر شهید کاوه و باهاش خداحافظی کردم. از پیرمرد خواهش کردم برایم دعا کند که در این سفر شهید بشوم. و بعد رفتم دیدن آقا بزرگ ،  خداحافظی کردم و از او هم خواهش کردم از خدا بخواهد من شهید شوم.» گفتم: «ناصرجان! این حرف ها چیه که می زنی؟ ما هنوز تو را لازم دارم ، شما باید زنده باشید و صد  تا کردستان دیگه رو هم فتح کنی.» از پشت تلفن آهی کشید و گفت: « تو سومین کسی هستی که ازت خواهش می کنم ، دعا کن خدا مرا بیامرزد ، با روی سرخ بپذیرد.  رئیس ! تو پیش خدا آبرو داری ، من از تو خواهش می کنم ... دعا کن شهادت نصیبم شود.  🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
🕊 بسم رب الشهدا و الصدیقین اویل جنگ در گروه جنگ های نا مننظم شهید با شهید چمران همکاری می کرد. شب ها که می خواست بخوابد با همان لباسی که تنش بود می رفت بیرون سنگر و روی سنگ ریزه ها می خوابید  یک شب بهش گفتم:چرا این کار رو می کنی،چرا توی سنگر نمی خوابی؟ جواب داد:بدن من خیلی استراحت کرده،خیلی لذت برده،حالا باید اینجا ادبش کنم. 🕊🌸 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
🔴 پیام شهید محمدرضابزرگی به پدر ومادرشان: پدر ومادر عزیزم! اصلا راضی نیستم برای شهادت من گریه کنید،بلکه برای مظلومیت امام حسین(ع) گریه کنید... 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
شُهَدآرَفتَندتاثآبِت‌ڪُنَند؛ ایݩ‌جَهآݩ‌ࢪآاِمتِحآنےبیش‌نیسٺ...🌍シ 📕⃟❤️¦⇢ •• 📕⃟❤️¦⇢ •• ⊰᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽⊱ 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃 ⊰᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽⊱
🕊 کتاب را که می خواند گفت: بابا! گفتم: جانِ بابا گفت: اینجا نوشته تو اگر دعام کنی حرفم بیشتر پیش خدا در رو دارد گفتم: من و ننه ات که صبح تا شب داریم دعات می کنیم گفت: آن را که می دانم، می خواهم دعا کنی دعای من به گوش خدا برسه... دعا کردم، آخرش هم به آسمان گفتم: فقط تا حدّی که داغش را نبینم..! شهید محمود کاوه 🌷 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
🕊 🥀 شهید جهاد مغنیه: فرازی از وصیت نامه شهید احمدمشلب🌷 🔸انتظار حضرت حجت🔸 🔻حضرت صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) ، خدا به شما صبر دهد؛زیرا او منتظر ماست، نه این که ما منتظر او باشیم. هنگامی می شود گفت منتظریم، که خود را اصلاح کنیم ،ولی اگر خود را اصلاح نکنیم، هیچ گاه ظهور نخواهد کرد.‼️ امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: از تقصیر های بر گردنم گریه می کنم و سؤالی که در قبر قرار است از من پرسیده شود. ➕اگر از من در قبر پرسیده شود که تو برای جبهه و این راه چه کرده ای؟ ➖چه می خواهی جواب بدهی؟؟ می گویی که می توانستم در این راه گام بردارم. می توانستی؟چرانرفتی؟؟؟😒🤨 باید بیدار شد...‼️ می توانی و نمی آیی؟ من خواب بودم و بیدار شدم...........❕ اکنون جهاد کردم و به جبه آمدم؛💣 🔐زیرا از تو سؤال می شود که چه می کنی و چه کرده ای برای این راه؟؟؟🧐 این راهی است که امام حسین و اهل بیت (علیهم السلام) و یارانش برای آن شهید شدند. ما الان داریم آن را ادامه می دهیم، ولی مردمی را می بینیم که به این راه ایمان ندارند. واقعاً چطور می شود؟؟؟😔 می گویند اینها چگونه می روند؟؟؟🤨 این راه امام حسین است و او به خاطر ما و دین و ناموسمان شهید شد. الان جوانان به جبهه می آیند و می جنگند و برای دین و ناموسشان شهید می شوند."🌱 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
🕊 درد سر زبان تعدادي از بچه ها به اسارت عراقي ها در مي آيند. در ميان آنها يك رزمنده مسن، احساس تشنگي مي كند و مدام داد مي زند و مي گويد: "ماء، ماء" آن هم در شرايطي كه عراقي ها به دنبال ايرانياني هستند كه عربي بدانند و آنها را از منطقه عملياتي رزمندگان اسلام مطلع كنند. تا رزمنده مسن مي گويد: "ماء"، عراقي ها او را محاصره مي كنند و يكي از آنها مي پرسد: انت عربي دانست؟ پيرمرد مي گويد: نه به خدا، تنها همين يك كلمه را دانست! عراقي ها با كلي جر و بحث متقاعد مي شوند و براي پيرمرد آب مي آورند. پيرمرد كه اهل روضه و مجالس فاتحه خواني است، بعد از خوردن آب مي گويد: رحم الله والديك. افسر عراقي با شنيدن آن جمله به خشم مي آيد و مي گويد: والله انت عرب و حسابي كتكش مي زنند. امّا وقتي با انكار پيرمرد مواجه مي شوند، رهايش مي كنند. يكي از برادران به شوخي مي گويد: تو را به خدا تا همه ما را به كشتن ندادي، اينقدر حرف نزن. پيرمرد كه از اين حرف ناراحت مي شود، تا شهر العماره عراق هيچ حرفي نمي زند. 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
🕊 “ای شهیــــــــــــد” ای آنکه بر کرانــه ازلی و ابــدی وجود برنشستــه ای دستـــــی برآر و ما قبــرستــان نشینــان عادات سخیف را از این منجلــاب بیــــــــــرون کش! 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
🕊🌱 لحظه‌یِ آخر قمقمه رو آوردن نزدیک لب‌های خشکش گفت: مگر مولایمان امام‌حسین(ع) در لحظه شهادت آب نوشید..؟! شهید که شد هم تشنه بود و هم بےدست... 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
🕊 عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است. ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد. کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کرد و فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده. ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند. ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.:)👌🏻🌱 🕊 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃
 ⃟🌸‌‌ 💚¦⇠ دلانہ✨ جدی گرفته‌ایم زندگےِ دنیایی را و شوخی گرفته‌ایم قیامت را، کاش قبل از اینکه بیدارمان کنند ! +شهید حسین معز غلامی🍃| . . @Fatemy_Alavi
«••𑁍••» عَشق‌یَعنے"اُستخٰوان‌و‌یِڪ‌پِلآك سآلہا‌تنہاۍ‌تنھا‌زیر‌خآك…‌! 🌸 دختران_فاطمے|پسران_علوے🍃