3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای😂🤣
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیت گروه های خانوادگی😂
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
(✯جنگل اسرارღ)
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ:10
چشمانم را به نور سبزی که از میان درختان بلند میشد دوختم.
زمین هنوز میلرزید.
سوفیا با ترس گفت:ویولت... اون دیگه چیه!؟😨
ناگهان مادرم گفت:
سریع برید داخل!
اما دیگر دیر شده بود...
در میان نور سبزی که هر لحظه به ما نزدیک تر میشد،موجوداتی با چشم های بیرون زده و درخشان و گوش های بسیار بزرگ و کج و کوله از زیر زمین بیرون می آمدند.
بدنم یخ زده بود و نمیتوانستم تکان بخورم و خشکم زده بود.
سوفیا زیر لب زمزمه کرد:
اینا چی هستن؟
مادرم با صدایی لرزان گفت:
اجنه سیاه
سوفیا گفت:
اجنه سیاه؟!
مادرم گفت:
قرن ها پیش در اعماق جنگل،زیر آتشفشان وحشت زندانی شده بودند.
کسی آنها را آزاد کرده...کسی که قدرت شیطانی داره و نباید توی جنگل باشه اونها رو آزاد کرده!هیچ وقت نباید این اتفاق میوفتاد.
جنگل...جنگل دیگه امن نیست😱
ناگهان یکی از آن موجودات به ما خیره شد.
بعد با صدایی خش دار گفت:
انتخاب شد!
بدنم یخ زد.
گفتم:
چی...چی انتخاب شد؟!
تمام اجنه ها به سمتم برگشتند.
یکی دیگر گفت:
او را پیدا کردیم...
اجنه با سرعت سمتم آمد و ....
نویسنـבه: ღآیلینـ
ܭܝ݆ߺࡅ࡙؟ ܣܩܝߊܘ ߊܢܚܩܢ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܢܚࡅ߭ܥܘ ࡐ ܥ݆ࡅ߭ܠܙ ܧܢܚ݅ࡅ߭ܭَܩ🥰
𝐹𝑜𝓇𝑒𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒮𝑒𝒸𝓇𝑒𝓉𝓈
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
(✯جنگل اسرارღ) ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ:10 چشمانم را به نور سبزی که از میان درختان بلند میشد دوختم. زمین هنوز
(✯جنگل اسرارღ)
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ 11
به سمتم آمد و انگشت استخوانی اش را روی مچ دستم کشید...
ناگهان یک علامت خال کوبی مانند روی دستم پدیدار گشت.
یک علامتی که هیچ وقت ندیده بودم.
گفتم:
وای این چیه!؟😱
اجنه گفت:
علامتی که من روی دستت زدم😈
گفتم:
خب چرا همچین کاری کردی؟
+با این علامت هرجایی هم که باشی وجود منو حس میکنی،میتونم هرجایی که بروی بفهمم و همان لحظه آنجا حاضر شوم
این علامت یک طلسمه.
با ترس گفتم:
طلسم😱
با صدای خفه و ترسناکی گفت:
ما تو را انتخاب کردیم، چون پری معمولی نیستی.
قدرت های تو میتونه فراتر از چیزی باشه که فکرشو بکنی و ارباب تاریکی همینو میخواد....😈
نویسنـבه: ღآیلینـ
ܭܝ݆ߺࡅ࡙؟ ܣܩܝߊܘ ߊܢܚܩܢ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܢܚࡅ߭ܥܘ ࡐ ܥ݆ࡅ߭ܠܙ ܧܢܚ݅ࡅ߭ܭَܩ🥰
𝐹𝑜𝓇𝑒𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒮𝑒𝒸𝓇𝑒𝓉𝓈
396.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
(✯جنگل اسرارღ)
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ 12
گفتم:
ارباب تاریکی کیه؟
اجنه گفت:
همون کسی که قدرت شیطانی داره و میتونه کل جنگل رو تصاحب کنه.
اجنه این را گفت و بلافاصله زمین آن ها را بلعید.
خانه به شکل قبل در آمده بود و اثری از ترک یا شکستگی وسایل خانه وجود نداشت.
مادرم به دلیل نبود امنیت در جنگل سوفیا را تا خانه شان همراهی کرد.
من هم مدام به این فکر میکردم که ارباب تاریکی کیست و چرا من را میخواهد.
در همین فکر ها نگاهی به علامت جمجمه اسکلتی که روی دستم بود انداختم که صدای باز شدن در خانه آمد.
مادرم آمده بود و سریع به سمت صندوقچه ی کنار حفره رفت و کتاب جنگل اسرار را در آورد و صفحه به صفحه اش را گشت تا نشانی از ارباب تاریکی پیدا کند،اما انگار چیزی به نام ارباب تاریکی در کتاب وجود نداشت.
اما در صفحات آخر کتاب،یک صفحه سیاه بود که وسط آن با رنگ قرمز نوشته شده بود:
موجودات پلید، در زیرِ زمین پر رمز و راز جنگل اسرار زندگی میکنند که نامشان در کتابیست که زیر زمین، در استوانه شیشه ای نفرین شده ای است که در اثر لمس موجودات معمولی،قربانی را تبدیل به خاکستر میکند وجود دارد.
🦦✨🌚
نویسنـבه: ღآیلینـ
ܭܝ݆ߺࡅ࡙؟ ܣܩܝߊܘ ߊܢܚܩܢ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܢܚࡅ߭ܥܘ ࡐ ܥ݆ࡅ߭ܠܙ ܧܢܚ݅ࡅ߭ܭَܩ🥰
𝐹𝑜𝓇𝑒𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒮𝑒𝒸𝓇𝑒𝓉𝓈