eitaa logo
فِراق!🫀
1.2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.6هزار ویدیو
15 فایل
«بـِسـم ربــ آرام دل هاحُسـین» • از دل سخـن میگویـیم بآشـد تا یـآر بنگـرد🌱💔 •شـروع‌عـشق‌بازے:بَدوِ خِلقَـتــ✨ •شـروع‌‌مشق‌ِ فراق:1402/3/27 "کپی‌‌!؟حلالت‌‌ خادم⇩ @gharid_tos ادمین‌‌تبلیغ‌وتبادلات⇩ @Shahidch
مشاهده در ایتا
دانلود
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻 🌱🌻 🌻 🌻 🌱 ✨آرام✨ دستمو محکم توی دستش گرفته بود بدون اینکه حرفی بزنم تلاش کردم دستمو ازاد کنم ولی ولم نمیکرد اروم لب زدم _ولم کن +نمیخوام دستش داغ بود و از محکم گرفتنش دستم درد گرفت برگشتم باز طرفش و با اخم گفتم _اصن دلم میخواد اینجوری رفتار کنمممم به توچههههه؟؟ +توی حیاط ازم معذرت خواهی کردی به همین زودی یادت رفت؟؟ _خب...اونجا..اون بیرون..من..مجبور بودم +اها اونوخ چرا مجبور بودی؟؟ غیر از اینکه میخواستی اتفاق بدی برای من نیفته چه دلیل دیگه ای داشتی؟؟ نمیخواستم کوتاه بیام یا حتی رفتارم باهاش مثل سابق بشه دلم میخواست ببخشمش ولی از طرفی هم دلم نمیخواست باز هم از اشتباهش چشم پوشی کنم...اون دستمو اوردم و تلاش میکردم دستمو از دستش ازاد کنم در همین حین چشمم به صورتش افتاد رنگش خیلی پریده بود آب از موهاش میچکید و چشماش خسته بودن و معلوم بود ضعف داره ولی با این حالش مچ دست من رو محکم گرفته بود نفهمیدم چیشد و چرا دیگه تلاش برای آزاد کردن دستم نکردم و نشستم کنارش...بدون توجه به اینکه مچ دستم توی دستشه اون دستمو گذاشتم روی پیشونیش و دستی به موهای خیسش کشیدم و گفتم _آراد خوبی؟؟ دستم رو یکم فشارشو کم کرد تا اذیت نشم و لبخند بی جونی زد و گفت +دیدی گفتم که منم سرفه ای کرد که لیوان اب رو بردم جلوش که نخورد و گفت +دیدی گفتم...منم برای تو مهمم! چرا انکار میکنی؟؟ دیگه نمیتونستم مقاوت کنم حق با اون بود من دوسش داشتم این سال ها هم که ازش دور بودم دوستش داشتم فقط انکار میکردم ولی شب ها با قاب عکسش گوشه ی اتاق گریه میکردم...تمام اون خاطرات بد رو دور ریختم و آروم به سمت اراد متمایل شدم و سرمو گذاشتم روی شونش و آراد مچ دستمو ول کرد انگشتاش رو کرد لای انگشتام... صداش به گوشم رسید +من حقیقتاً؛ معنای «دوستت دارم» را نمی‌دانم‌؛ فقط می‌دانم كه يعنی؛ مرا، اينجا تنها رها مكن . . . اینبار مستقیم برام شعر خوند و من اصلا نفهمیدم چجوری در همون حالت خوابم برد...بعد از مدت ها بدون قرص آرام بخش یا خواب اور خیلی راحت خوابیدم 🌻نویسنده؛مصباح الهدی کپی رمان بدون ذکر منبع حرام است🔥https://harfeto.timefriend.net/17232765440029 •--------࿐✿࿐---------•
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻 🌱🌻 🌻 🌻 🌱 ✨آراد✨ تب داشتم و از درون داغ بودم برای همین رفتم توی حیاط زیر بارون نشستم...اون زمانی که توی اتاق بودم و سر مهسا روی بازوم بود بیدار بودم ولی چشمامو بستم تا ارام فکر کنه خوابم بعد از اینکه ارام سرشو گذاشت روی شونم خوابش برد و منم چند دقیقه بعد خیلی آروم توی همون حالت خوابم برد چشمامو باز کردم همه‌ی بدنم بخاطر اینجوری خوابیدنم درد میکرد و ارام هنوز خواب بود و سرش روی شونم بود...اروم دستمو بردم زیر سرش و خودم بلند شدم و سرشو گذاشتم روی مبل و پتویی که دورم بود رو انداختم روش...لباسام هنوز از دیشب نَم داشت به طرف اتاق رفتم و لباسام رو عوض کردم همین که خواستم از اتاق بیام بیرون چشمم خورد به دفترچه ای که این مدت وقتی دلم میگرفت شعر مینوشتم توش؛ روی تخت بود و نامه ی آرام هم که گذاشته بودم زیرش کنار دفترچه بود... به طرف تخت رفتم و برش داشتم؛ پس این مدت دفترچم دست آرام بوده و همشو خونده لبخندی زدم و دراز کشیدم روی تخت...بدنم ضعف داشت و بیحال بودم از طرفی هم تب داشتم و حالم اصلا خوب نبود...چشمامو بستم و سریع خوابم برد با تکون های آرام و صداش که داشت با نگرانی صدام میزد چشمامو بی جون باز کردم و متوجه شدم پارچه ی خیسی روی پیشونیمه...انگار دستمال خیس گذاشته بود روی آتیش چون داغ داغ بودم...بی حال گفتم... 🌻نویسنده؛مصباح الهدی کپی رمان بدون ذکر منبع حرام است🔥https://harfeto.timefriend.net/17232765440029 •--------࿐✿࿐---------•
🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻🌱🌻 🌱🌻🌱🌻 🌻🌱🌻 🌱🌻 🌻 🌻 🌱 ✨آرام✨ وقتی چشمامو باز کردم گردنم خیلی درد میکرد...بلند شدم نشستم و به دور و اطرافم نگاه کردم بلند شدم و همون موقع سرم گیج رفت ولی دستمو به مبل گرفتم تا نیفتم...خونه رو دنبال اراد گشتم و بالاخره توی اتاق پیداش کردم...دراز کشیده بود روی تخت و با اینکه چشماش بسته بود داشت چرت و پرت میگفت...جلو رفتم و دستمو گذاشتم روی پیشونیش هینننننن چقدر تبش بالاست پس بخاطر اینه که داره هزیون میگه...رفتم یه پارچه ی خیس برداشتم و گذاشتم روی پیشونیش بعد از اون تکونش دادم و اسمشو با نگرانی صدا زدم که بی حال چشماش باز شد و گفت +بله؟ _آراد خوبی؟؟ بلندشو بریم بیمارستان خیلی تبت بالاست به سختی نشست و لبخندی زد و گفت +نگرانمی؟؟ مکثی کردم و گفتم _اگه بگم اره بلند میشیی؟ خنده ی ارومی کرد و گفت +نگران نباش خوشگلم چیزیم نیست حرفی به اینجوری حرف زدنش نزدم و چشمامو ازش گرفتم که دستشو اورد جلو و چونمو اروم گرفت و به طرف خودش چرخوند و گفت +به من‌ نگاه کن توی چشماش زل زدم 🌻نویسنده؛مصباح الهدی کپی رمان بدون ذکر منبع حرام است🔥https://harfeto.timefriend.net/17232765440029 •--------࿐✿࿐---------•
هدایت شده از فِراق!🫀
~•بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم•~ ادامــہ‌رمان‌؏شق‌بہ‌طعم‌انتقام‌تقدیمتون🦋💙
هدایت شده از فِراق!🫀
أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ:)🫀 یه‌نیم‌نگاهی‌به‌پست‌ها شبتون‌در‌پناه‌اللّٰه .❤️
هدایت شده از فِراق!🫀
✩。:•.───── ✨❁✨ ─────.•:。✩ 🌘-شـبـتــون مہـدۅۍ✨ 🌘-نـفــسـتـون حیدࢪۍ✨ 🌘-ذڪࢪتــون یا عݪی✨ 🌘-مہـࢪتــۅن فـاطمۍ✨ 🌘-صݕࢪتـون زیـںْݕۍ✨ 🌘-قــلــبـتـۅن ࢪضایۍ✨ 🌘-عشقـتــون حسیںْۍ✨ 🌘غیࢪتـــتــون عݪـۅۍ✨ 🌘-شبتون متعالی✨ # خاموشی چنل
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوستانی کسی هست برای تب ادمینی!؟؟؟؟ پیوی پیام بدید ❕❕ @Shahidch آمار+۱۵۰ فورییییییییییی❌❌❌❌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از فِراق!🫀
ِاِلهۍ‌عَظُمَ‌الْبَلاء .. ُوَبَرِحَ‌الْخَفآءُ .. وَانْڪَشَفَ‌الْغِطآء .. وَانْقَطَعَ‌الرَّجآء .. ُوَضاقَتِ‌الاَْرْضُ .. ُوَمُنِعَتِ‌السَّمآء .. وَاَنْتَ‌الْمُسْتَعانُ .. ُوَاِلَیْڪَ‌الْمُشْتَڪۍ .. وَعَلَیْڪَ‌الْمُعَوَّلُ‌فِۍالشِّدَّةِوَالرَّخآء .. ِاَللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلۍ‌مُحَمَّدوَالِ‌مُحَمَّد .. اُولِۍالاَْمْر .. الَّذینَ‌فَرَضْتَ‌عَلَیْنا‌‌طاعَتَهُمْ .. وَعَرَّفْتَنابِذلِڪَ‌مَنْزِلَتَهُمْ .. فَفَرِّجْ‌عَنّابِحَقِّهِمْ‌فَرَجاًعاجِلا‌قَریباً .. ڪَلَمْحِ‌الْبَصَرِاَوهُوَاَقْرَب .. ُیامُحَمَّدُیاعَلِۍیاعَلِۍُیامُحَمَّدُ .. اِکْفِیانۍ‌فَاِنَّکُماڪافِیانِ .. وَانْصُرانۍ‌فَاِنَّکُماناصِرانِ .. یامَوْلانایاصاحِبَ‌الزَّمان .. ِالْغَوْثَ‌الْغَوْثَ‌الْغَوْثَ .. اَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍ .. السّاعَةَالسّاعَةَ‌السّاعَة .. الْعَجَلَ‌الْعَجَلَ‌الْعَجَل .. َیااَرْحَمَ‌الرّاحِمینَ .. بِحَقِّ‌مُحَمَّد‌وَالِہ‌الطّاهِرین ..
هدایت شده از فِراق!🫀
️ دعای_سلامتی_امام_زمان_عج 🌸 بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم💕 ۞اَللّهُمَّ۞ ۞کُنْ لِوَلِیِّکَ۞ ۞الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ۞ ۞صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ۞ ۞فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة۞ ۞وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً۞ ۞وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ۞ ۞طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها۞ ۞طَویلا۞ الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌ ️