𓊈 https://eitaa.com/Hsmmmmm/146 𓊉
𖹬 stαriᥒg αt hi𑜀 kᥒ𐔖wiᥒg i will ᥒᧉvᧉr
l𐔖vᧉ αᥒყ𐔖ᥒᧉ h𐔖w i l𐔖vᧉ hi𑜀 bc
hᧉ's h𐔖ᥒᧉstlყ 𑜀ყ first ᧉvᧉrყthiᥒg
« hᧉ's αll I'vᧉ ᧉvᧉr wαᥒtᧉd iᥒ gᥙყ »
د ویکند عزیز ، حضور اون آدم برای من شبیه قدمزدنِ نیمهشب توی خیابونهای خیسه ؛ سرد و خاموش به نظر میاد ، اما یه گرمای نامرئی زیر پوستش جریان داره که آدم رو وادار میکنه آهستهتر قدم برداره ، بیشتر بمونه و دلش نخواد به روشنایی برگرده.