eitaa logo
غلوپژوهی | درایات
1.2هزار دنبال‌کننده
87 عکس
16 ویدیو
130 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: t.me/gholow2 سایت مجموعه: deraayaat.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
https://deraayaat.ir/kulaini-mufazzal آیا می‌توان کلینی را از جریان مفضل بن عمر دانست؟ تأملاتی دربارۀ مصاحبه‌ای از آقای محمدهادی گرامی ✍️ عباس مفید و عمیدرضا اکبری
عبدالله بن میمون القدّاح در مصافّ با قدریّه و مرجئه عبدالله بن میمون المکّی القدّاح از راویان مشهورِ امام صادق (ع) است که علاوه بر شیعه در میان اهل سنّت نیز تا حدّی مورد توجّه بوده است. در این مقاله با بررسی روایات او، از برخی دغدغه‌ها و گرایش‌های کلامی او پرده برداشته‌ایم. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده عبدالله بن میمون القدّاح به طور جدّی با قدریّه درگیر بوده و بسیاری از احادیث خود را در راستای مبارزه با این گروه روایت می‌کرده است. البتّه مخالفت با مرجئه نیز در روایات او دیده می‌شود. تفصیل بحث: https://deraayaat.ir/qaddah/ @Gholow
📕ضرورت مراجعه به مقاتل معتبر و تأملی در روضه‌های بی‌سند جایگاه بسیار والای حضرت سید الشهداء علیه السلام مجوز این نیست که در انتساب هر مطلبی به ایشان تساهل بورزیم؛ بلکه برای شناساندن این جایگاه خطیر رعایت روش‌های علمی در بررسی روایات تاریخی بیشتر ضروری است. گمانه‌ نادرستی وجود دارد که بر اساس آن، اگر برخی مشهورات بی‌سند در بحث مصائب نقد شود، این موجب تردید در همۀ اخبار می‌شود، و یا دخالت در دستگاه سید الشهداء ع است (در همین زمینه). در صورتی که اتفاقاً با رعایت موازین علمی، منابع و روایات گسترده معتبر بیشتر مورد توجه واقع می‌شوند، و تصویری واقعی‌تر، تاریخی‌تر و البته شرعی‌تر و عقلانی‌تر از مصائب ارائه خواهد شد. 🔺منابع حاوی اخبار معتبر در مقتل بسیار زیاد است و در این مختصر نمی‌توان از همۀ آن‌ها یاد کرد، و متأسفانه حجم بسیاری از مقاتل اصحاب اهل بیت ع (که نامشان در فهرست نجاشی و طوسی موجود است) از بین رفته است. اما از آثار برجامانده، برخی منابع کهن اخبار زیادی در مقتل دربردارند که مناسب است جایگزین منابع ضعیف متأخر شوند. در اینجا به گزیده‌ای از آن اشاره می‌شود: 1. کهن‌ترین مقاتل؛ به‌ویژه مقتل ابومخنف (م 157ق) گزارش‌های آن مسند و متقدم است، و به ندرت در آن اضطرابی به چشم می‌خورد. روایات آن در آثاری مانند تاریخ طبری و ارشاد شیخ مفید برجامانده که به صورت کتاب وقعة الطف بازسازی شده و ترجمۀ فارسی آن نیز موجود است. روایات متقدم حصین بن عبدالرحمن و ابومعشر نیز از این دست‌اند، ولی امروزه در منابع موجود به حجم مقتلی مفصل نمی‌رسند. 2. از آثار متقدمانی مانند شیخ صدوق ره (م 381ق) (خاصه امالی او) و شیخ مفید ره (م 413ق) (خاصه ارشاد او) دو مقتل استخراج شده که با نام مقتل شیخ صدوق و مقتل شیخ مفید نشر یافته است که با وجود تأملات در برخی منابع شیخ صدوق، این آثار معمولاً بر آثار متأخر ترجیح دارند. این دست از روایات کهن مقتل را بعضاً در آثاری مانند کامل الزیارات نیز می‌توان پی گرفت. 3. برخی آثار کهن مورخان عامی و متشیع قرن سوم، غیر از نقل از منابع پیشین، اخبار گسترده‌ دیگری هم در مقتل آورده‌اند، که بسیاری اوقات مسند است و ریشه‌های آن قابل بازیابی است. این مورخان و محدثان در دورۀ تثبیت روش‌های نقلی عامه هستند، و معمولاً نمی‌توان اشکالات گسترده اسناد عامه در قرن 1 و 2 را متوجه خود این مؤلفان دانست. برخی منابع مقتل آنان شناخته‌شده و بعضاً به نقل از امامان است. آثاری مانند طبقات ابن سعد، انساب الأشراف، اخبار الطوال، تاریخ یعقوبی، تاریخ طبری از این دست هستند. در قرون بعدی می‌توان از مروج الذهب، العقد الفرید، مدخل سید الشهداء ع در تاریخ دمشق و برخی آثار تراجمی دیگر یاد کرد که با نگاه انتقادی از اسناد و متون آن می‌توان بهره برد. 4. روایات مقتل‌نگاری زیدیه مانند مقاتل الطالبیین، یا امالی الخمیسیة، که بی شباهت به بعضی از روایات امالی شیخ صدوق نیست. و یا فضل زیارة الحسین شجری که اثری مختصر در موضوعی مشابه کامل الزیارات است. 5. برخی آثار محققانه معاصر با وجود تسامح شدید بسیاری از مقاتل عصر صفوی تا امروز، در دوره معاصر برخی مقاتل با دقت بالاتری تألیف شده‌اند که می‌توانند محل مراجعه مقتل‌خوانان باشند. مانند المقتل الصحیح (دارالحدیث) و یا مقتل جامع سید الشهداء علیه السلام. 🔻اما مقاتل ضعیف یا متساهل هم زیاد است. مانند: - مقتلی دیگر از ابو مخنف که در دوران متأخر یافت شده و معلوم نیست از سوی چه کسی به او نسبت داده شده است. - روضة الشهداء که روایات نامعلوم و یا داستان‌پردازی آن کم نیست (غیر از نقدهای عمومی دست‌کم پنج مقاله مجزا در نقد آن وجود دارد). - منتخب طریحی ملغمه‌ای از اخبار کتب معتبر و اخبار کاملا ناشناخته و نقل به معنای آزاد است. (نک.: عادل‌زاده، «الگوی پردازش روایات در منتخب طریحی») - کتبی مانند اسرار الشهادة، تذکرة الشهداء و... (برای معرفی نمونه آثار، نگر: جدیدی، «نقش روضه‌الشّهدای کاشفی در گسترش تحریفات تاریخ عاشورا»؛ اکبری و جعفری، «تأملی در مبانی ملای دربندی در کتاب اسرار الشهاده») ——- البته در میان این دو طیف آثار بسیار دیگری همچون آثار با صبغۀ داستانی بیشتر (مانند الفتوح و مقتل خوارزمی) یا مقاتل قرون میانی (مانند لهوف، و مثیر الاحزان) یا جوامع متأخر روایی (مانند بحار و عوالم) هستند که از جهاتی وضعیت پیچیده‌تری دارند، و تحقیقاتی دربارۀ آن‌ها شده است. (برای نمونه تحقیقات آقای عبد الله حسینی و محسن رفعت) @Gholow
🏴 به سوی ما شتاب کن              در آن روز نخستین کسی که از فرزندان ابوطالب به شهادت رسید، علی اکبر فرزند حسین بن علی (ع) بود. هنگامی که به میدان می‌رفت، حسین علیه السلام چشمانش را به زمین دوخت؛ گریست و گفت: خدایا تو شاهد باش، جوانی به جنگ آنان رفت که شبیه ترین مردم به رسول خدا (ص) بود. علی، به سوی دشمنان تاخت و کرّ و فرّی نمود؛ سپس نزد پدر بازگشت و گفت: پدرجان! تشنگی ... حسین (ع) فرمود: دلبندم! صبر کن، روز را به پایان نخواهی برد مگر آن که رسول خدا (ص) از جامش تو را سیراب کند. پس به میدان بازگشت و پیوسته بر دشمن هجوم می‌برد‌ و می‌خواند: أنا عَلِيّ بن حُسَيْن بن علي نحن و رب البيت أولى بالنبي تالله لا يحكم فينا ابن الدعي (منم علی پسر حسین فرزند علی، به خدای کعبه سوگند ما به رسول خدا (ص) نزدیکتریم؛ به خدا قسم که فرزند [زیاد] زنازاده هرگز بر ما حکم نخواهد کرد)        مرة بن منقذ بن النُّعْمَانِ العبدي او را دید و گفت: همه گناهان عرب بر گردن من، اگر از پیش من بگذرد و پدرش را به عزایش ننشانم. این بار چون علی هجوم آورد، مرة بن منقذ بر سر راهش قرار گرفت و او را زخم زد؛ بر زمین افتاد؛ مردم‌ گرد او جمع شدند و با شمشیر پاره‌پاره‌اش کردند. و نیز گفته‌اند: تیری بر زرهش نشست و آن را شکافت. در لحظات آخر در حالی که در خون خود می‌تپید، فریاد زد: پدرجان سلام بر تو باد؛ این پدربزرگم رسول خدا است که تو را سلام می‌رساند و می‌گوید: در آمدن به سوی ما شتاب کن. پس نعره‌ای زد و از دنیا رفت. حسین (ع) گفت: پسرم! خدا بکشد مردمی را که تو را کشتند! چقدر در برابر خدا جسور و بر دریدن حرمت رسول خدا (ص) گستاخ‌اند. خاک بر سر این دنیا بعد از تو. زینب از خیمه‌گاه بیرون دوید و در حالی که فریاد می‌زد: "ای وای برادرم! ای وای پسر برادرم!" آمد و خود را بر پیکر علی اکبر انداخت. حسین دست او را گرفت و به خیمه برگرداند. سپس خود برگشت و به جوانان بنی‌هاشم گفت: نعش برادرتان را ببرید. پیکر پاکش را برداشتند و بر در خیمه‌ای که مقابل آن می‌جنگیدند‌، گذاشتند ... ۱. قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي زهير بن عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ زهير الخثعمي، قَالَ: كَانَ آخر من بقي مع الْحُسَيْن من أَصْحَابه سويد بن عَمْرو بن أبي المطاع الخثعمي، قَالَ: وَ كَانَ أول قتيل من بني أبي طالب يَوْمَئِذٍ علي الأكبر بن الْحُسَيْن بن علي، و أمه لَيْلَى ابنة أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي، وَ ذَلِكَ أنه أخذ يشد عَلَى الناس وَ هُوَ يقول: أنا عَلِيّ بن حُسَيْن بن علي نحن و رب البيت أولى بالنبي تالله لا يحكم فينا ابن الدعي قَالَ: ففعل ذَلِكَ مرارا، فبصر بِهِ مرة بن منقذ بن النُّعْمَانِ العبدي ثُمَّ اللَّيْثِيّ، فَقَالَ: عليّ آثام العرب إن مرّ بي يفعل مثل مَا كَانَ يفعل إن لم أثكله أباه، فمرّ يشدّ عَلَىّ النّاس بسيفه، فاعترضه مرة بن منقذ، فطعنه فصرع، و احتوله الناس فقطعوه بأسيافهم. قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي سُلَيْمَان بن أبي راشد، عن حميد بن مسلم الأَزْدِيّ، قَالَ: سماع أذني يَوْمَئِذٍ من الْحُسَيْن يقول: قتل الله قوما قتلوك يَا بني! مَا أجرأهم عَلَى الرحمن، وعلى انتهاك حرمة الرسول! عَلَى الدُّنْيَا بعدك العفاء. قَالَ: و كأني أنظر إِلَى امرأة خرجت مسرعة كأنها الشمس الطالعه تنادى: يا اخياه! و يا بن أخياه! قَالَ: فسألت عَلَيْهَا، فقيل: هَذِهِ زينب ابنه فاطمه ابنه رسول الله ص، فجاءت حَتَّى أكبت عَلَيْهِ، فجاءها الْحُسَيْن فأخذ بيدها فردّها إِلَى الفسطاط، و أقبل الْحُسَيْن إِلَى ابنه، و أقبل فتيانه إِلَيْهِ، فَقَالَ: احملوا أخاكم، فحملوه من مصرعه حَتَّى وضعوه بين يدي الفسطاط الَّذِي كَانُوا يقاتلون أمامه قَالَ: ثُمَّ إن عَمْرو بن صبيح الصدائي رمى عَبْد الله بن مسلم بن عقيل بسهم فوضع كفه عَلَى جبهته، فأخذ لا يستطيع أن يحرك كفيه، ثُمَّ انتحى لَهُ بسهم آخر ففلق قلبه، فاعتورهم الناس من كل جانب ... (تاريخ الطبري؛ ج۵، صص۴۴۶ و ۴۴۷) ۲. حدّثني أحمد بن سعيد، قال: حدّثني يحيى بن الحسن العلوي، قال: حدثنا غير واحد، عن محمد بن عمير، عن أحمد بن عبد الرحمن البصري، عن عبد الرحمن بن مهدي، عن حماد بن سلمة عن سعيد بن ثابت، قال: لما برز علي بن الحسين إليهم، أرخى الحسين-صلوات الله عليه و سلامه -عينيه فبكى، ثم قال: اللهم كن أنت الشهيد عليهم، فبرز إليهم غلام أشبه الخلق برسول الله (ص) ، فجعل يشدّ عليهم ثم يرجع إلى أبيه فيقول: يا أباه، العطش، فيقول له الحسين: اصبر حبيبي فإنك لا تمسي حتى يسقيك رسول الله (ص) بكأسه، و جعل يكر كرّة بعد كرّة، حتى رمى بسهم فوقع في حلقه فخرقه، و أقبل ينقلب في دمه، ثم نادى: يا أبتاه عليك السلام، هذا جدّي رسول اللّه (ص) يقرئك السلام، و يقول: عجّل القدوم إلينا، و شهق شهقة فارق الدنيا. (مقاتل الطالبيين، ص۱۱۶) @Gholow
▪️صلی الله علیك يا ابا عبد الله از ابومخنف نقل است که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمود: «وَ اللَّهِ مَا تَعَمَّدْتُ كَذِباً مُنْذُ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ يَمْقُتُ‌ عَلَيْهِ أَهْلَهُ» 🔸به خدا سوگند از آن هنگام که دانسته ام خداوند بر دروغگویان خشم می گیرد؛ قصد دروغ گفتن نکرده ام. 📚 الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‌2، ص97؛ تاريخ الطبري، ج5، ص425. @Gholow
▪️آجرک الله یا بقیة الله ... ثُمَّ حَمَلَ عَلَى الْحُسَيْنِ الرِّجَالُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ وَ هُوَ يَجُولُ فِيهِمْ بِالسَّيْفِ يَمِينًا وَ شِمَالًا، فَيَتَنَافَرُونَ عَنْهُ كَتَنَافُرِ الْمِعْزَى عَنِ السَّبُعِ، وَ خَرَجَتْ أُخْتُهُ زَيْنَبُ بِنْتُ فَاطِمَةَ إِلَيْهِ فَجَعَلَتْ تقول: ليت السماء تقع على الأرض ... (البدايه و النهايه، ج۸، ص۱۸۷، ابن کثیر الدمشقی، ط. الفكر؛ و مانند آن: وقعة الطف، ص252) ... سپس [نا]مردان از هر سو بر حسین هجوم آوردند؛ حسین با شمشیر به چپ و راست می‌چرخید و آنان را چُنان گله بز از برابر شیر فراری می‌داد.‌ در این حال خواهرش زینب دختر فاطمه بیرون دوید و فریاد برآورد: ای کاش آسمان بر زمین می‌افتاد ..‌. کاش آن‌زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند‌ستون، بیستون شدی کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی کاش آن زمان ز آه جهانسوز اهل بیت یک شعله برق خرمن گردون دون شدی کاش آن‌زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان همه از تن برون شدی کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه‌ی دریای خون شدی ... هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بی اختیار نعره ی هذا حسین او سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعهٔ بتول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول این کشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این غرقه محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه کم سپاه که باخیل اشک و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست... عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسين عليه السّلام
▪️باز این چه شورش است که در خلق عالم است... ولقد عهدتُني -وأنا ابن دون عشر سنين- قرأت مَقتله - يعني الحُسين - رضي الله عنه من كتابٍ استُعير لي، فحصَل لي منه بكاءٌ عظيم أزعَج أعضائي كلها، فلم أبِتْ إلا محموما، واستمرَّ ذلك بي نحوًا من شهرين، حتى آلى والدي رحمه الله أن لا أقرأه ما عاش. (إكمال تهذيب الكمال، ج2، ص347) مغلطای (م 762ق) محدث و حافظ شهیر اهل سنت می‌نویسد: یاد دارم وقتی هنوز ده ساله نبودم از کتابی که برایم امانت گرفته شده بود، (بخش) مقتل الحسین - رضی الله عنه - را خواندم و چنان زیاد گریستم که همه اعضای بدنم را رنجور کرد که با تب می‌خوابیدم و دو ماه بر این حال بودم، تا آن‌که پدرم سوگندم داد که تا زمانی که او زنده است آن را نخوانم.
فاجعه عاشورا از زبان ابوریحان بیرونی (م 440ق) «و كانوا يعظّمون هذا اليوم، الى ان اتّفق فيه: قتل الحسين بن علىّ بن ابى طالب بالطفّ، مع اهل بيت رسول اللّه، من آل ابى طالب- عليهم السلام- اجمعين‌ -؛ و فعل به و بهم، ما لم يفعل فى جميع الامم بأشرار الخلق، من القتل بالعطش و السيف و الإحراق بالنّار، و صلب الرؤوس، و إجراء الخيول على الاجساد المؤرّبة، و هتك الستر بسبى النساء و الاطفال، و حملهم مشهرين على الجمال‌، فتشاءموا به. فامّا بنو أميّة، فقد لبسوا فيه ما تجدّد، و تزيّنوا، و اكتحلوا، و عيّدوا، و أقاموا الولائم و الضيافات، و طعموا الحلاوى و الطّيّبات؛ و جرى الرسم فى «العامّة»، على ذلك ايّام ملكهم، و بقى فيهم بعد زواله عنهم. و امّا الشيعة، فانّهم ينوحون، و يبكون أسفا لقتل سيّد الشهداء فيه؛ و يظهرون ذلك بمدينة السلام، و امثالها من المدن و البلاد؛ و يزورون فيه التربة المسعودة بكربلا، و لذلك كره فيه فعل «العامّة»، من تجديد الاوانى و الأثاث. و لمّا جاء نعيّه الى المدينة، خرجت ابنة عقيل بن ابى طالب، و هى تقول: «ماذا تقولون إن قال النّبىّ لكم: ماذا فعلتم؟ و انتم آخر الأمم، بعترتى و بأهلى عند مفتقدى، نصف أسارى و نصف ضرّجوا بدم، ما كان هذا جزائي، إذ نصحت لكم‌ أن تخلفونى بسوء فى ذوى رحمى.» (الآثار الباقية عن القرون الخالية، ص 420) https://t.me/azbarresihayetarikhi/3176
روش خوارج را در پیش گرفته‌اید! جَابِرٌ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: دَخَلَ عَلَى أَبِي قَوْمٌ، فَقَالَ لَهُمْ: مَا لَكُمْ وَ لِلْبَرَاءَةِ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ؟ إِنَّمَا أَخَذْتُمْ أَخْذَ الْخَوَارِجِ، ضَيَّقُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى بَرِئَ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ، إِنَّ أَمْرَنَا أَوْسَعُ مِمَّا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ، وَ إِذَا أَبْغَضْتَ الرَّجُلَ فَقَدْ بَرِئْتَ مِنه (اصول سته عشر، ص۲۲۹ اصل جعفر بن محمد حضرمی) جابر گفت: از او شنیدم که می‌گفت: عده‌ای نزد پدرم آمدند، و او به آنها گفت: شما را با تبری جستن از یکدیگر چه کار؟ شما فقط روش خوارج را در پیش گرفته‌اید، آنها کار را بر خود دشوار کرده‌اند تا جایی که برخی از آنها از یکدیگر تبری جسته‌اند. امر ما وسیع‌تر از آن چیزی است که بین آسمان و زمین است، و اگر از مردی نفرت کنی، از او بیزاری جسته‌ای. برای روایت مشابه، نیز نگر: الكافي ط - الإسلامية، ج‌2، ص405 @Gholow
تأملی در اصالت متن زیارت جامعه کبیره، فاکر میبدی، حدیث‌پژوهی، ش11، 1393.pdf
حجم: 289K
📔تأملی در اصالت متن زیارت جامعه کبیره محمد فاکر میبدی حدیث‌پژوهی، ش11، 1393ش. این مقاله به شبهه سانسور زیارت جامعه مروی از آقا امام هادی علیه السلام توسط مرحوم صدوق پاسخ داده است. ____ ادعای سانسور زیارت جامعه از سوی مرحوم محدث نوری بر اساس نسبتی به صدوق ره از سوی علامه مجلسی است که خود این بزرگواران نیز بدان ملتزم نیستند. و حتی فراوان مطالبی ناسازگار با آن بیان داشته اند. اما وقتی این نظر را برخی امروزه جدی می گیرند، ارائه مقاله فوق مفيد است. گفتنی است گرچه زیارت جامعه حاوی مضامین عالی بسیار و البته برخی متشابهات است، و عموم فرازهای زیارت جامعه در اخبار دیگر شواهد متعدد دارد، اما دیدگاه نویسنده محترم مقاله در تصحیح سندی خبر کاستی‌هایی دارد. @Gholow
«اتّهام بی‌پایه تحریف زیارت جامعه به شیخ صدوق (ره)» عادلزاده، علی پایگاه درایات deraayaat.ir/saduq_jamea @Gholow