🏴 به سوی ما شتاب کن
در آن روز نخستین کسی که از فرزندان ابوطالب به شهادت رسید، علی اکبر فرزند حسین بن علی (ع) بود. هنگامی که به میدان میرفت، حسین علیه السلام چشمانش را به زمین دوخت؛ گریست و گفت: خدایا تو شاهد باش، جوانی به جنگ آنان رفت که شبیه ترین مردم به رسول خدا (ص) بود. علی، به سوی دشمنان تاخت و کرّ و فرّی نمود؛ سپس نزد پدر بازگشت و گفت: پدرجان! تشنگی ... حسین (ع) فرمود: دلبندم! صبر کن، روز را به پایان نخواهی برد مگر آن که رسول خدا (ص) از جامش تو را سیراب کند. پس به میدان بازگشت و پیوسته بر دشمن هجوم میبرد و میخواند:
أنا عَلِيّ بن حُسَيْن بن علي
نحن و رب البيت أولى بالنبي
تالله لا يحكم فينا ابن الدعي
(منم علی پسر حسین فرزند علی، به خدای کعبه سوگند ما به رسول خدا (ص) نزدیکتریم؛ به خدا قسم که فرزند [زیاد] زنازاده هرگز بر ما حکم نخواهد کرد)
مرة بن منقذ بن النُّعْمَانِ العبدي او را دید و گفت: همه گناهان عرب بر گردن من، اگر از پیش من بگذرد و پدرش را به عزایش ننشانم. این بار چون علی هجوم آورد، مرة بن منقذ بر سر راهش قرار گرفت و او را زخم زد؛ بر زمین افتاد؛ مردم گرد او جمع شدند و با شمشیر پارهپارهاش کردند. و نیز گفتهاند: تیری بر زرهش نشست و آن را شکافت. در لحظات آخر در حالی که در خون خود میتپید، فریاد زد: پدرجان سلام بر تو باد؛ این پدربزرگم رسول خدا است که تو را سلام میرساند و میگوید: در آمدن به سوی ما شتاب کن. پس نعرهای زد و از دنیا رفت. حسین (ع) گفت: پسرم! خدا بکشد مردمی را که تو را کشتند! چقدر در برابر خدا جسور و بر دریدن حرمت رسول خدا (ص) گستاخاند. خاک بر سر این دنیا بعد از تو. زینب از خیمهگاه بیرون دوید و در حالی که فریاد میزد: "ای وای برادرم! ای وای پسر برادرم!" آمد و خود را بر پیکر علی اکبر انداخت. حسین دست او را گرفت و به خیمه برگرداند. سپس خود برگشت و به جوانان بنیهاشم گفت: نعش برادرتان را ببرید. پیکر پاکش را برداشتند و بر در خیمهای که مقابل آن میجنگیدند، گذاشتند ...
۱. قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي زهير بن عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ زهير الخثعمي، قَالَ: كَانَ آخر من بقي مع الْحُسَيْن من أَصْحَابه سويد بن عَمْرو بن أبي المطاع الخثعمي، قَالَ: وَ كَانَ أول قتيل من بني أبي طالب يَوْمَئِذٍ علي الأكبر بن الْحُسَيْن بن علي، و أمه لَيْلَى ابنة أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفي، وَ ذَلِكَ أنه أخذ يشد عَلَى الناس وَ هُوَ يقول:
أنا عَلِيّ بن حُسَيْن بن علي
نحن و رب البيت أولى بالنبي
تالله لا يحكم فينا ابن الدعي
قَالَ: ففعل ذَلِكَ مرارا، فبصر بِهِ مرة بن منقذ بن النُّعْمَانِ العبدي ثُمَّ اللَّيْثِيّ، فَقَالَ: عليّ آثام العرب إن مرّ بي يفعل مثل مَا كَانَ يفعل إن لم أثكله أباه، فمرّ يشدّ عَلَىّ النّاس بسيفه، فاعترضه مرة بن منقذ، فطعنه فصرع، و احتوله الناس فقطعوه بأسيافهم. قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي سُلَيْمَان بن أبي راشد، عن حميد بن مسلم الأَزْدِيّ، قَالَ: سماع أذني يَوْمَئِذٍ من الْحُسَيْن يقول: قتل الله قوما قتلوك يَا بني! مَا أجرأهم عَلَى الرحمن، وعلى انتهاك حرمة الرسول! عَلَى الدُّنْيَا بعدك العفاء. قَالَ: و كأني أنظر إِلَى امرأة خرجت مسرعة كأنها الشمس الطالعه تنادى: يا اخياه! و يا بن أخياه! قَالَ: فسألت عَلَيْهَا، فقيل: هَذِهِ زينب ابنه فاطمه ابنه رسول الله ص، فجاءت حَتَّى أكبت عَلَيْهِ، فجاءها الْحُسَيْن فأخذ بيدها فردّها إِلَى الفسطاط، و أقبل الْحُسَيْن إِلَى ابنه، و أقبل فتيانه إِلَيْهِ، فَقَالَ: احملوا أخاكم، فحملوه من مصرعه حَتَّى وضعوه بين يدي الفسطاط الَّذِي كَانُوا يقاتلون أمامه قَالَ: ثُمَّ إن عَمْرو بن صبيح الصدائي رمى عَبْد الله بن مسلم بن عقيل بسهم فوضع كفه عَلَى جبهته، فأخذ لا يستطيع أن يحرك كفيه، ثُمَّ انتحى لَهُ بسهم آخر ففلق قلبه، فاعتورهم الناس من كل جانب ... (تاريخ الطبري؛ ج۵، صص۴۴۶ و ۴۴۷)
۲. حدّثني أحمد بن سعيد، قال: حدّثني يحيى بن الحسن العلوي، قال: حدثنا غير واحد، عن محمد بن عمير، عن أحمد بن عبد الرحمن البصري، عن عبد الرحمن بن مهدي، عن حماد بن سلمة عن سعيد بن ثابت، قال: لما برز علي بن الحسين إليهم، أرخى الحسين-صلوات الله عليه و سلامه -عينيه فبكى، ثم قال: اللهم كن أنت الشهيد عليهم، فبرز إليهم غلام أشبه الخلق برسول الله (ص) ، فجعل يشدّ عليهم ثم يرجع إلى أبيه فيقول: يا أباه، العطش، فيقول له الحسين: اصبر حبيبي فإنك لا تمسي حتى يسقيك رسول الله (ص) بكأسه، و جعل يكر كرّة بعد كرّة، حتى رمى بسهم فوقع في حلقه فخرقه، و أقبل ينقلب في دمه، ثم نادى: يا أبتاه عليك السلام، هذا جدّي رسول اللّه (ص) يقرئك السلام، و يقول: عجّل القدوم إلينا، و شهق شهقة فارق الدنيا. (مقاتل الطالبيين، ص۱۱۶)
@Gholow
▪️صلی الله علیك يا ابا عبد الله
از ابومخنف نقل است که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمود:
«وَ اللَّهِ مَا تَعَمَّدْتُ كَذِباً مُنْذُ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ يَمْقُتُ عَلَيْهِ أَهْلَهُ»
🔸به خدا سوگند از آن هنگام که دانسته ام خداوند بر دروغگویان خشم می گیرد؛ قصد دروغ گفتن نکرده ام.
📚 الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج2، ص97؛ تاريخ الطبري، ج5، ص425.
@Gholow
▪️آجرک الله یا بقیة الله
... ثُمَّ حَمَلَ عَلَى الْحُسَيْنِ الرِّجَالُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ وَ هُوَ يَجُولُ فِيهِمْ بِالسَّيْفِ يَمِينًا وَ شِمَالًا، فَيَتَنَافَرُونَ عَنْهُ كَتَنَافُرِ الْمِعْزَى عَنِ السَّبُعِ، وَ خَرَجَتْ أُخْتُهُ زَيْنَبُ بِنْتُ فَاطِمَةَ إِلَيْهِ فَجَعَلَتْ تقول: ليت السماء تقع على الأرض ... (البدايه و النهايه، ج۸، ص۱۸۷، ابن کثیر الدمشقی، ط. الفكر؛ و مانند آن: وقعة الطف، ص252)
... سپس [نا]مردان از هر سو بر حسین هجوم آوردند؛ حسین با شمشیر به چپ و راست میچرخید و آنان را چُنان گله بز از برابر شیر فراری میداد. در این حال خواهرش زینب دختر فاطمه بیرون دوید و فریاد برآورد: ای کاش آسمان بر زمین میافتاد ...
کاش آنزمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلندستون، بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهانسوز اهل بیت
یک شعله برق خرمن گردون دون شدی
کاش آنزمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقهی دریای خون شدی ...
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین او
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعهٔ بتول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که باخیل اشک و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست...
عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسين عليه السّلام
#مرثیه_سید_الشهدا
▪️باز این چه شورش است که در خلق عالم است...
ولقد عهدتُني -وأنا ابن دون عشر سنين- قرأت مَقتله - يعني الحُسين - رضي الله عنه من كتابٍ استُعير لي، فحصَل لي منه بكاءٌ عظيم أزعَج أعضائي كلها، فلم أبِتْ إلا محموما، واستمرَّ ذلك بي نحوًا من شهرين، حتى آلى والدي رحمه الله أن لا أقرأه ما عاش. (إكمال تهذيب الكمال، ج2، ص347)
مغلطای (م 762ق) محدث و حافظ شهیر اهل سنت مینویسد:
یاد دارم وقتی هنوز ده ساله نبودم از کتابی که برایم امانت گرفته شده بود، (بخش) مقتل الحسین - رضی الله عنه - را خواندم و چنان زیاد گریستم که همه اعضای بدنم را رنجور کرد که با تب میخوابیدم و دو ماه بر این حال بودم، تا آنکه پدرم سوگندم داد که تا زمانی که او زنده است آن را نخوانم.
فاجعه عاشورا از زبان ابوریحان بیرونی (م 440ق)
«و كانوا يعظّمون هذا اليوم، الى ان اتّفق فيه: قتل الحسين بن علىّ بن ابى طالب بالطفّ، مع اهل بيت رسول اللّه، من آل ابى طالب- عليهم السلام- اجمعين -؛ و فعل به و بهم، ما لم يفعل فى جميع الامم بأشرار الخلق، من القتل بالعطش و السيف و الإحراق بالنّار، و صلب الرؤوس، و إجراء الخيول على الاجساد المؤرّبة، و هتك الستر بسبى النساء و الاطفال، و حملهم مشهرين على الجمال، فتشاءموا به. فامّا بنو أميّة، فقد لبسوا فيه ما تجدّد، و تزيّنوا، و اكتحلوا، و عيّدوا، و أقاموا الولائم و الضيافات، و طعموا الحلاوى و الطّيّبات؛ و جرى الرسم فى «العامّة»، على ذلك ايّام ملكهم، و بقى فيهم بعد زواله عنهم.
و امّا الشيعة، فانّهم ينوحون، و يبكون أسفا لقتل سيّد الشهداء فيه؛ و يظهرون ذلك بمدينة السلام، و امثالها من المدن و البلاد؛ و يزورون فيه التربة المسعودة بكربلا، و لذلك كره فيه فعل «العامّة»، من تجديد الاوانى و الأثاث. و لمّا جاء نعيّه الى المدينة، خرجت ابنة عقيل بن ابى طالب، و هى تقول:
«ماذا تقولون إن قال النّبىّ لكم:
ماذا فعلتم؟ و انتم آخر الأمم،
بعترتى و بأهلى عند مفتقدى،
نصف أسارى و نصف ضرّجوا بدم،
ما كان هذا جزائي، إذ نصحت لكم
أن تخلفونى بسوء فى ذوى رحمى.»
(الآثار الباقية عن القرون الخالية، ص 420)
https://t.me/azbarresihayetarikhi/3176
روش خوارج را در پیش گرفتهاید!
جَابِرٌ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: دَخَلَ عَلَى أَبِي قَوْمٌ، فَقَالَ لَهُمْ: مَا لَكُمْ وَ لِلْبَرَاءَةِ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ؟ إِنَّمَا أَخَذْتُمْ أَخْذَ الْخَوَارِجِ، ضَيَّقُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى بَرِئَ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ، إِنَّ أَمْرَنَا أَوْسَعُ مِمَّا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ، وَ إِذَا أَبْغَضْتَ الرَّجُلَ فَقَدْ بَرِئْتَ مِنه (اصول سته عشر، ص۲۲۹ اصل جعفر بن محمد حضرمی)
جابر گفت: از او شنیدم که میگفت:
عدهای نزد پدرم آمدند، و او به آنها گفت: شما را با تبری جستن از یکدیگر چه کار؟ شما فقط روش خوارج را در پیش گرفتهاید، آنها کار را بر خود دشوار کردهاند تا جایی که برخی از آنها از یکدیگر تبری جستهاند. امر ما وسیعتر از آن چیزی است که بین آسمان و زمین است، و اگر از مردی نفرت کنی، از او بیزاری جستهای.
برای روایت مشابه، نیز نگر: الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص405
@Gholow
تأملی در اصالت متن زیارت جامعه کبیره، فاکر میبدی، حدیثپژوهی، ش11، 1393.pdf
حجم:
289K
📔تأملی در اصالت متن زیارت جامعه کبیره
محمد فاکر میبدی
حدیثپژوهی، ش11، 1393ش.
این مقاله به شبهه سانسور زیارت جامعه مروی از آقا امام هادی علیه السلام توسط مرحوم صدوق پاسخ داده است.
____
ادعای سانسور زیارت جامعه از سوی مرحوم محدث نوری بر اساس نسبتی به صدوق ره از سوی علامه مجلسی است که خود این بزرگواران نیز بدان ملتزم نیستند. و حتی فراوان مطالبی ناسازگار با آن بیان داشته اند.
اما وقتی این نظر را برخی امروزه جدی می گیرند، ارائه مقاله فوق مفيد است.
گفتنی است گرچه زیارت جامعه حاوی مضامین عالی بسیار و البته برخی متشابهات است، و عموم فرازهای زیارت جامعه در اخبار دیگر شواهد متعدد دارد، اما دیدگاه نویسنده محترم مقاله در تصحیح سندی خبر کاستیهایی دارد.
@Gholow
«اتّهام بیپایه تحریف زیارت جامعه به شیخ صدوق (ره)»
عادلزاده، علی
پایگاه درایات
deraayaat.ir/saduq_jamea
@Gholow