🍃
آیه مباهله
❇️ فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ
فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ
وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ
✅ هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح)
به تو رسیده
(باز) کسانی با تو به ستیز برخیزند
به آنها بگو
«بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را ؛
ما زنان خویش را دعوت نماییم ، شما هم زنان خود را؛
ما از نفوس خود دعوت کنیم ، شما هم از نفوس خود؛
آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم ..
سوره مبارکه آل عمران، آیه ۶۱
#آیات_ناب
💐@Gilan_tanhamasir
تنهامسیریهای استان گیلان🌳
🍃 آیه مباهله ❇️ فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْع
✍ اینکه خدا بگوید؛ محمّد (ص) کاملترین جلوه از مهربانیِ اوست ...
و اینکه محمّد با همان مهربانی، بگوید؛ علی (ع)، تمام جانِ من است... اما او را با به وادیِ "ثمّ نَبْتَهِل " دعوت کند؛
مُهری تمام و کمال میشود؛ پایِ حقانیت غدیر!
محّمد (ص)، دستِ کسی را بالا میبرد و میگوید؛ او تمام من است؛
که روزی در میدان مباهله، او را برای تعبیرِ "انفسنا" با خود همراه کرده بود.
مباهله را اگر دنیا میفهمید؛
فهمیدن #غدیر ، کار مشکلی نبود 💫.
※ ویژه روز #مباهله
🌷@Gilan_tanhamasir
تنهامسیریهای استان گیلان🌳
🔰 مباهله، گواه روشن حقانیت اهل بیت علیهم السلام است. #مباهله ❇️ @Gilan_tanhamasir
#امروز_روز_مباهله، #مباهله چیست؟؟؟
💢عیدی فراموش شده...
✅بدون شک یکی از لحظات مهم تاریخی در اثبات #حقانیت اهل بیت روز #مباهله می باشد که متاسفانه با آن کمتر پرداخته میشود.
✅اصل ماجرا؟
پیامبر نامهای به اسقف #نجران نوشت و در آن نامه از ساکنان نجران خواست که اسلام را بپذیرند. #مسیحیان برای مذاکره با پیامبر هیاتی سه نفره به مدینه فرستادند و در نهایت اسلام را نپذیرفتند و قرار شد در روز مشخص #مباهله کنند.
✅معنای مباهله؟
«مباهله» یعنی یکدیگر را لعن و نفرین کردن. «بَهَلَهُ اللهُ» یعنی خدا او را لعنت نماید و از رحمت خویش دور کند.
✅واقعه #مباهله و شرط حضور؟
بامداد روز مباهله، حضرت رسول(ص) به خانه حضرت امیرالمؤمنین(ع) آمد. دست امام حسن(ع) را گرفته و امام حسین(ع) را در آغوش گرفت، و به همراه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) برای مباهله، از مدینه بیرون آمد. چون نصارا آنان را دیدند، ابوحارثه پرسید که اینها کیستند که با او همراهند؟ پاسخ شنید:
آن که پیش روی اوست، پسر عموی او و شوهر دخترش و محبوبترین خلق نزد اوست؛ آن دو طفل، فرزندان اویند از دخترش؛ و آن زن، فاطمه دختر اوست که عزیزترین خلق، نزد اوست.
پیامبر(ص) برای مباهله، به دو زانو نشست. سید و عاقب، پسران خود را برای مباهله برداشتند. ابوحارثه گفت: به خدا سوگند چنان نشسته است که پیغمبران برای مباهله مینشستند، و سپس برگشت. سید گفت: کجا میروی؟ گفت: اگر محمد بر حق نبود چنین بر مباهله جرأت نمیکرد و اگر با ما مباهله کند پیش از آنکه سال بر ما بگذرد، یکنصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.
در روایتی دیگر آمده است که وی گفت: من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهی را از جای خود بركَنَد، هر آینه کنده خواهد شد. پس مباهله مکنید که هلاک میشوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند
✅فرار نجرانی ها
سپس ابوحارثه نزد پیامبر آمد و گفت: ای ابوالقاسم! از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت ادای آن را داشته باشیم. پس، حضرت با ایشان مصالحه نمود که هر سال، دو هزار حلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد، و نیز اگر جنگی با یمن روی دهد، سی زره، سی نیزه و سی اسب را به مسلمانان، عاریه دهند، و پیامبر(ص)ضامن برگرداندن این ابزار خواهد بود. پس از نوشتهشدن صلحنامه آنان برگشتند.
📚الزمخشری، محمود، الکشاف، ۱۴۱۵ ق، ج۱، ص۳۶۸.
#مباهله_سندفضیلتپیامبرواهلبیتپیامبراست
☔️@Gilan_tanhamasir
4_5784965371664533887.mp3
19.04M
🔊 صوت سخنان #آیتاللهرئيسی در
مراسم تنفیذ سیزدهمین رئیسجمهور ایران
سهشنبه ۱۲مرداد ۱۴۰۰شمسی
🇮🇷@Gilan_tanhamasir
حضور #رئیس_جمهور در جلسه روسای کمیتههای تخصصی کرونا
🔹️ حجتالاسلام و المسلمین سید ابراهیم رئیسی درجلسه روسای کمیتههای تخصصی ستاد ملی مقابله با #کرونا حضور یافت.
📝 در این جلسه فرمانده قرارگاه عملیاتی و روسای کمیتههای بهداشت و درمان، تبلیغات و اطلاع رسانی و حمل و نقل گزارشهای مربوط به اجرای مصوبات ستاد ملی کرونا در مقابله و مهار موج پنجم بیماری و همچنین تهیه و تدوین دستورالعمل های مرتبط با برگزاری مراسم سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین _علیهالسلام_ در ایام محرم، شرایط بازگشایی مدارس و دانشگاهها در سال تحصیلی جدید و همچنین روند اجرای سند ملی واکسیناسیون را ارائه کردند.
📆 چهارشنبه | سیزدهم مردادماه ۱۴۰۰
✅@Gilan_tanhamasir
🔴«گرایی» طلایی شد
🔹«محمدرضا گرایی» کشتیگیر وزن ۶۷ کیلوگرم کشورمان در فینال کشتی فرنگی المپیک برابر حریف اوکراینی با نتیجه ۹ بر ۱ به پیروزی رسید و قهرمان شد.
#تبریک_به_ملت_ایران✌️😊
🇮🇷@Gilan_tanhamasir
💥 بهره مندی ۲۶ میلیون دانش آموز از اردوهای #راهیان_نور مجازی
🔹 رییس سازمان، اردویی و راهیان نور و گردشگری سپاه و بسیج با بیان اینکه راهیان نور زیارت معرفت هاست گفت: ۲۶ میلیون دانش آموز در #سامانه_شاد از سفر معنوی راهیان نور به صورت #مجازی بهره مند شدند.
👇👇
https://www.8deynews.com/607030
❇️@Gilan_tanhamasir
تنهامسیریهای استان گیلان🌳
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢 #عبور_از_سیم_خار_دار_نفس #پارت32 –بهم می گی چی شده؟باحرفش ناگهان قلبم ریخت. تمام تل
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢
#عبور_از_سیم_خار_دار_نفس
#پارت33
در حال تمیز کردن اتاق بودیم. سعیده دیوارهاراکف میزد و من هم پشت سرش خشک می کردم.
سعیده نگاه عمیقی به من انداخت و گفت:
–راحیل یه چیزی بگم؟
ــ بگو، راحت باش.
–می گم تو خیلی سخت نمی گیری؟ آخه زندگی که فقط این چیزایی که تو میگی نیست؟
ــ خب پس زندگی چیه؟
ــ خب وقتی بین دونفر علاقه باشه، اینا حل میشه.
دستمالی که در دستم بود را باز کردم پشت و رو تا کردم وکشیدم روی دیوار.
–چطوری حل میشه؟
ــ خب وقتی اون دوستت داره، کم کم علایق توام براش مهم میشه.
دستمال را محکم تربه دیوارکشیدم.
–فکر کنم فیلم زیاد دیدی اونم از نوع عاشقونش.
ــ خب اون فیلم هارم از داستان زندگی من و تو ساختن دیگه.
خنده ایی کردم و گفتم:
–آهان پس همیشه اینجوری خودت رو گول می زنی؟
ــ گول چیه بابا، تو خودت الان درگیرش هستی. به خاطرش کم کوتاه نیومدی.
با تعجب نگاهش کردم.
–منظورت چیه؟
ــ خب همین که چند بار سوار ماشینش شدی، همین رفت و آمدا و..
حرفش را بریدم.
–سعیده! چه رفت و آمدی؟
ــ بالاخره دیگه... یادت نیست پارسال، همین پسر همسایه ی ما چقدر پا پیچت شد.
سر قضیه تصادف همش خونه ی ما بودی فکر کرده بود خواهر منی.
چقدر خودش رو به آب و آتیش زد ولی تو محل سگشم نذاشتی.
هی بهت گفتم، پسر خوبیه، حالا یه بار با هم حرف بزنید، نیتش خیره.
گفتی: نه پسری که تو خیابون جلو آدم رو بگیره به درد زندگی نمی خوره، تازه تیپش هم از اون مدل هایی بود که تو دوست داری.
ــ اولا که تیپش رو دوست نداشتم چون ریش گذاشته بود تا از مد عقب نیوفته و فکر آدم ها برام مهم تره.
دوما: طرز حرف زدنش از همون اول تو ذوقم خورد.
سعیده جان هر گردی که گردو نیست.ظاهر و باطن باید حداقل نزدیک به هم باشن.اون پسره که ظاهرش با رفتارش زمین تا آسمون فرق داشت.
سوما: من هر بار سوار ماشین آرش شدم یه جورایی پیش امد، نشد که سوار نشم، قرار قبلی که نداشتیم.
در ضمن، عشق و عاشقی بین دونفر، زمانش که بگذره و تموم بشه،
اونوقته که تازه همه چی شروع میشه.
نگاه عاقل اندر صحیفی بهم انداخت و گفت:
–الان تو، داری این ها رو میگی؟ خودتی راحیل؟
دستمال راکناری پرت کردم و تکیه ام را به دیواردادم و گفتم:
–آره من میگم، منی که همه ی این ها رو می دونستم و...
سکوت کردم و نگاهم رااز نگاهش سُر دادم روی سطل آب، که حالا با چند بار شستن دستمال داخلش کدرو خاکستری شده بود.
سعیده با انگشت سبابهاش به بینیام زد و گفت:
–قربونت برم، عاشقی که خجالت نداره،
همانجا روی زمین نشستم وزانوهایم رابغل گرفتم و گفتم:
– خیلی ضعیف شدم سعیده، باید راه قوی شدنم رو پیدا کنم.
ــ تو راه همه چی روپیدا می کنی، باورم نمیشه حرف ازضعیفی بزنی.
نگاهش کردم.
–خودمم باور نمی کنم.واقعا درسته که میگن خدا از جایی امتحانت می کنه که ضعف داری، روبه روم نشست و دستم را گرفت و گفت:
– من مطمئنم امتحانت رو قبول میشی.
این قیافه رو هم به خودت نگیر که غم عالم میاد توی دلم.
همین موقع مامان داخل اتاق آمدو با دیدن ما در آن حالت، ابرو هایش را بالا داد وگفت:
– نشستین به حرف زدن؟
هر دو لبخند زدیم و سعیده گفت:
–خاله جان یه ربع دیگه تمومه، دیگه آخرشه.
✍#بهقلملیلافتحیپور
#ادامهدارد...
✿○○••••••══
💐@Gilan_tanhamasir
═══••••••○○✿
💌 #ڪــلامشهـــید
🌹شهـــید مصطفی چمران:
از خـــــدا پَروا ڪنید تا پَر ، وا ڪنید!
#شبتون_شهدایی
🌹🍃🌹🍃
@Gilan_tanhamasir
💜سلاااااااام صبح بخیر
☕️🍬زندڪَیتون پر از آرامش
💜لب هــاتون پـر از لبخند
☕️🍬سفره تون پـر از بـرڪت
💜لحظاتتون پر از خوشبختی
🍃🌸@Gilan_tanhamasir