نفس کشیدنِ کسى که بخاطر مظلومیت ما محزون باشد ، ذکر و تسبیح است .
📚نفسالمهمومباباولشیخعباسقمىره
#امامصادقعلیهالسلام
🌺@Gilan_tanhamasir
⭕️بیمارانی که این علائم را باهم دارند:
🔹۱. سرفه خشک دارند به طوری که وقتی سرفه میکنند قفسه سینه و پشت کمر احساس درد میکنند(و هر چه سرفه میکنند ،خلط سبز رنگی خارج نمیشود،فقط سرفه دارند)
🔸۲.بدن درد و خستگی
🔹۳.گاهی سرگیجگی
🔸۴.گاهی تب و داغی بالا تنه
🔹۵.موقع سرفه کردن گاهی سردرد و احساس فشار به مغز دارند
🔸۶.وقتی از خواب بیدار میشوند،بیشتر سرفه دارند تا بقیه مواقع روز
✅ در هنگام دارا بودن این علائم برای بهبودی فقط از این موارد استفاده کنید :
1.بخور سرکه هر روز یکبار : یک ماهیتابه روی گاز بگذارید وقتی داغ شد قاشق قاشق به آن سرکه سیب اضافه کنید تا بخار شود، بخار آن را استنشاق کنید به مدت 5 دقیقه(چشم ها راحتما ببندید).
🔺تذکر: درصورتیکه خیلی احساس نفس تنگی میکنید،در روزهای اول تعداد بخور سرکه را افزایش بدهید مثلا هر سه یا چهار ساعت.
2.دمنوش پونه : 1قاشق غذاخوری سرپُر پونه را در 2 لیوان آب ملایم بجوشانید تا 1 لیوان باقی بماند،سپس بدون هرگونه افزودنی (عسل، شکر، نبات) میل کنید. بسیار عالی هست.
3.یک لیوان آب سیب + ۱ قاشق چایخوری عسل، هر روز(اگر غلیظ است کمی رقیق کنید)
4.عصاره پیاز را آماده کرده و رقیق کنید، سپس بصورت جرعه جرعه با قاشق میل کنید.(روزی یکبار)
5.اصول تغذیه را حتما رعایت کنید (قبل و بعد غذا کمی نمک دریا، وسط غذا مایعات و آب نخورید، نوشابه و دلستر و... اصلا خوب نیست براتون و بقیه مواردی که مربوط به تغذیه هست رو رعایت کنید)
6.درصورتیکه احساس خستگی در ریه تان میکنید، بصورت سجده قرار بگیرید ،طوریکه هوا در اطراف سرتان نیز راحت جریان داشته باشد، (چند دقیقه در همین حالت بمانید).
⚠️اگر بعد از سرفه های مکرر خلط بیرنگی خارج شد، قورت ندهید و حتما خارج کنید، راحت میشوید.
🖼هوای آزاد و تنفس و پیاده روی در هوای آزاد و جریان هوای مناسب منزل برای کسانی که دچار سرفه خشک هستند، بسیار عالی هست👌یک مسیر خلوت بدون دود ماشین، پارک محل، کوه و...
در طی روز حتما نفس گیری داشته باشید و تا حد امکان نفس عمیق را تمرین کنید. (قوز نکنید و قفسه سینه تان را جمع نکنید، آزاد و رها نفس بکشید)
7. دمکرده بهدانه و بارهنگ روزانه 1 لیوان
📍در این علائم بالینی مذکور از این موارد اصلا استفاده نکنید:
1.بخور آویشن و زنجفیل و...
2. دمنوش آویشن، زنجبیل، سیر، دارچین به هر صورت
3. مصرف گوشت قرمز زیاد و غذاهای سنگین و یا خیلی خشک... ممنوع است. بهتر است غذاها لطیف و کمی گوشت بلدرچین یا ماهیچه داشته باشد تا تقویتی هم باشد.
📛از مصرف غذاهای با طبع گرم و یا پر ادويه و یا سرخ کردنی، چرب، جدا بپرهیزید. حالتون رو بد میکند.
📌در معرض سرخ کردنی و دود اسپند و دود ماشین و گرد و غبار و دود سیگار و غلیان و چیزهایی که وارد ریه میشود و التهاب را بیشتر میکند، قرار نگیرید.
⛔️در معرض بوهایی نظیر وایتکس، جوهر نمک، الکل، بوی صابونهای معطر و شامپوهای معطر، عطرهای طبیعی و یا مصنوعی قرار نگیرید.
4.تا حد امکان ماسک نزنید!
5.از مصرف چای سیاه بپرهیزید، معده تان را اسیدی تر میکند.
⚠️نکته: معده باید سبک باشد و غذای سنگین مصرف نشود و گرنه باعث تشدید سرفه میشود. سعی کنید پرخوری نداشته باشید.
❌غذای تیلیتی باعث سنگینی معده تون میشود. (مثلا آبگوشت بدون رب رو بصورت سوپی و با چندین لقمه نان بخورید، نه اینکه نان تیلیت کنید). مخلفات شور و ترش کنار غذا استفاده نکنید، رب و گوجه هم توی غذاهاتون نزنید.
اگر معده پر باشد و یا ترش کردهاید و سوزش معده دارید، دمنوش پونه بنوشید و معده را ماساژ دهید تا این حالت برطرف شود.
🚨اجابت مزاجتان باید مناسب باشد، تا معده تان سبک و سرفه هایتان کمتر شود، چنانچه دچار یبوست شده اید، ناشتا ۱ قاشق غذاخوری خاکشیر را در یک لیوان آب جوش دم کنید و میل کنید.
نکته آخر: استراحت هم داشته باشید، بعد فعالیت اگر خسته شدید کمی دراز بکشید .
❇️آرامش خودتان را حفظ کنید و از رفتارهای صفراوی و پراسترس و پرتنش پرهیز کنید.(اخبار گوش نکنید )
#نسخه_تخصصی
#مزاج_شناسی_تخصصی
#گوارش #درمان #کرونا
https://eitaa.com/joinchat/3658612752C778c1803ba
࿐❁🍀❒◌🦋◌❒🍀❁࿐
audio_۲۰۲۱_۰۸_۳۱_۱۱_۲۷_۲۳.mp3
1.46M
🔊 #بشنوید
🔸رهبر انقلاب: تلاش کنیـد، مردم معطل واکسن نمانند.
اختلال در تقسیم واکسن ناشی از بدقولی کسانی بود که قول دادند واکسن به ما بفروشند و یکبار دیگر به ملت ایران و مسئولین کشور یادآوری میکند که ما باید در همه مسائل روی پای خود بایستیم .
البته چاره ای نداشتیم که در کنار تولید داخلی ، ناچاربودیم و هستیم که از تولیدات کشورهای دیگر هم تا حدی که قابل اطمینان است استفاده کنیم
لکن تلاش را باید گذاشت روی تولید داخل
١۴٠٠/٠۵/٠١
#واکسن_کرونا
#تولید_داخلی
#امام_خامنهای
••※[🔹∷∷※∷∷🔹]※••
@Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔸سیستان وبلوچستان مقصد دومین #سفر_استانی رئیس جمهور
🔹حجت الاسلام والمسلمین رئیسی در دومین سفر استانی خود، عصر امروز وارد #چابهار در استان سیستان و بلوچستان شد.
🇮🇷@Gilan_tanhamasir
تنهامسیریهای استان گیلان🌳
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢 #عبور_از_سیم_خار_دار_نفس #پارت61 سنگینی ام را روی سعیده انداخته بودم. بیچاره با سخت
#عبور_از_سیم_خار_دار_نفس
#پارت62
وقتی به مامان خبردادم. با تعجب پرسید:
–میخواد بیاد ملاقاتت؟ –اینطور گفت.
طولی نکشید که دیدم مادر با یک سینی بزرگ وارد شد.– می خواستم اسراهم بیاد بعد ناهار بخوریم. ولی چون قراره مهمون بیاد زودتر بخوریم که من به کارهام برسم.
ــ ولی مامان من گرسنه نیستم، صبر کنیم تا اسراهم بیاد.
ــ آخه از صبح...صدای زنگ آیفن نگذاشت مادر حرفش را تمام کند. مامان از اتاق بیروت رفت و بعد از چند دقیقه برگشت.– خب دیگه اسرا هم آمد، با هم می خوریم.
اسرا وقتی پایم را دید بغض کردو نشست کنارم و گفت:– فکر کنم تو تقدیرته که سالی یه بارتصادف کنی.
از حرفش خنده ام گرفت و مشتی حواله ی بازویش کردم.مادر برای اسرا بشقابی آوردوگفت:
–لباست رو عوض کن وبیا بشین.
دوباره بی اشتها شده بودم ولی به خاطر مادر سعی کردم چند قاشق بخورم.مادر نگاهی به غذایم انداخت.
–چرانمی خوری؟
ــ خوردم مامان جان. از این به بعدکمتر بخورم بهتره، چون نباید زیاد تحرک داشته باشم ممکنه چاق بشم.
راستی مامان، اگه اون کتابه که اون روز تو اتاقتون بود رو نمی خونید برام میارید. من که نمی تونم کمکتون کنم، حداقل از وقتم استفاده کنم.ــ یه کم ازش خوندم، حالا تو بخون من بعدا می خونم.
اسرا فوری بلند شد.– بگین کجاست من براش میارم.مادر با تعجب گفت:
–به به خواهرمهربون...اسرا لبخندی زدو گفت:
– از این به بعد هر کاری داره خودم براش انجام میدم.ــ مادر سینی غذارا برداشت و گفت:
–آفرین به تو...تو اتاقمه...داخل کشو.
چند صفحه از کتاب را خواندم چون تمرکز نداشتم، متوجه نمی شدم. کتاب را بستم وبافکر آرش وقت گذراندم. نمی دانم چقدر طول کشید که اسرا امد و گفت: –راحیل کدوم لباست رو می پوشی برات بیارم.نگاهش کردم و گفتم: –لباس چی؟
ــ مگه صاحب کارت نمی خواد بیاد؟
ــ خب چرا.
به سلیقه ی خودش یک بلوز دامن معمولی و تیره رنگ برایم آورد و گفت:–اینا خوبه؟
اعتراض آمیز گفتم:
–اینا چیه؟ اینایی که الان تنمه که بهتر ازاوناست. دیگه چرا عوض کنم؟فقط یه ساق دست بده، چون بلوزم آستین کوتاست.
ــ مِنو مِنی کردو گفت: نمی خوام پیش آقای معصومی زیاد خوش تیپ باشی؟
خنده کجی کردم.–انوقت چرا؟
سرش را پایین انداخت.– اینجوری بهتره دیگه.
بعد ساق هارا انداخت روی تخت و رفت.
"این دیگه چشه؟" زنگ را که زدند.
اسرا با عجله آمد و گفت:– راحیل پاشو کمکت کنم ببرمت سالن روی مبل بشینی تا جلو صاحب کارت لنگون لنگون راه نیوفتی.در حال بلند شدن گفتم: –میشه اینقدر نگی صاحب کار.اون اسم داره.نگاهش رنگ تعجب گرفت.–واسه تو چه فرقی داره. بالاخره منظورم رو می رسونم دیگه.
پوفی کردم و گفتم: –خوشم نمیاد.نزدیک مبل بودیم که ناگهان رهایم کرد ودست به کمر شد که حرفی بزند، تعادلم را از دست دادم ولی قبل از این که بیفتم بازویم را گرفت و گفت:
– آخ ببخشید.اخمی کردم و گفتم:– چی می خواستی بگی؟ – هیچی.
چشم همون اسمش رو میگم.ــ اسرا، تو ازش بدت میاد؟ــ نه، فقط فکر می کنم یک سال تو رو از ما گرفت. می ترسم یه وقت بیشتر از اینا تو رو از ما بگیره.لبخندی زدم و گفتم:– خیلی اشتباه فکر می کنی، الان وقتش نیست بعدا برات توضیح میدم. که اون به ما لطف کرد. بعدشم همه چی به خواست خودم بوده نه اون.
با یاالله گفتن های آقای معصومی اسرا کمکم کرد تا چادرم راروی سرم مرتب کنم.وقتی وارد شد از دسته گل بزرگی که اکثر گلهایش نرگس بودند لبخند بر لبم امد و سعی کردم بلند شوم و سلام کنم.دسته گل را با احترام به مادرم که جلو در ایستاده بود داد و از همان جا با دست
اشاره کرد که بلند نشوم.
پشت سرش خواهرش، زهرا خانم را دیدم که با لبخند وارد شدو با مادر روبوسی کرد. از این که اوهم امده بودهم خوشحال شدم هم تعجب کردم. چون این ساعت ازروز شوهرش خانه بود.ریحانه دست پدرش را گرفته بودو هاج و واج به اطرافش نگاه می کرد.
آقای معصومی با نگرانی نزدیکم شدو حالم را پرسیدو با تعارف مادر روی مبل تک نفره کنارمن نشست. با زهرا خانم هم روبوسی کردم و تشکر کردم که آمده است. زهرا خانم عصا و یک کیسه کادویی دسته دار شیکی که زیر چادرش بود را کنار مبل روی زمین گذاشت
ریحانه تا نزدیکم شد دست هایش را دور پاهایم حلقه کرد و ذوق کرد. من هم کشیدمش بالاو نشوندمش روی پایم. پدرش دست دراز کرد وگفت:– شما پاتون اذیت میشه، بچه رو بدید به من.
بوسه ایی روی موهای لختش زدم و گفتم: نه، دلم براش تنگ شده بود. اذیت نمیشم.
اسرا رفت خرس عروسکی، که چند وقت پیش سعیده کادو تولدش خریده بود را آورد تا ریحانه را سر گرم کند و کمکم موفق شد.مامان گلها را داخل گلدان گذاشت وهمانطورکه روی میزجابه جایش می کردگفت: –زحمت کشیدید، دستتون درد نکنه.
آقای معصومی هم با همان حجب و حیای همیشگی گفت:– خواهش میکنم، قابل راحیل خانم رو نداره.
💐@Gilan_tanhamasir
7.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️امام سجاد علیه السلام پیام عاشورا را با اشک چشم به گوش تاریخ رساند...
🔘حجت الاسلام و المسلمین عالی
#شهادت_امام_سجاد_تسلیت
🥀@Gilan_tanhamasir
#به_نام_خدا
تنها خداوند است که توبه را از بندگانش می پذیرد، و گناهان را می بخشد، و آنچه را انجام می دهید می داند.
(شوری/ ٢۵)
#امام_زمانم
دل هوایِ رویِ ماهِ يار دارد، جمعه ها
دل هوای ديدنِ دلدار دارد، جمعه ها
صبح جمعه چشم در راهيم ما، ای عاشقان
يار با ما وعده ديدار دارد، جمعه ها
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
💐@Gilan_tanhamasir
ziyaratashoora-mirdamad.mp3
4.92M
قرائتـــ زیارت عــاشـورا با نوای سید مهدی میرداماد، هدیه میڪنیــم به #امام_زمــان ارواحنافداه ❤️🌹
🔸 روز بیست و پنجم
🔘شروع چله: ۱۴۰۰/۵/۱۹
🖤@Gilan_tanhamasir
🥀 هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
🥀 او ماند که در کنار زینب باشد
🥀 سجّاد که سجّاده به او دل میبست
🥀 تدبیر خدا بود که در تب باشد
شهادت وارث نهضت عاشورا، حضرت امام زین العابدین علیه السلام تسلیت باد🖤
🔹️🔸️🔷️🔸️🔹️
@Gilan_tanhamasir