142986_226.mp3
4.12M
📖 ترتیل سریع جزء ۱۹ قرآن کریم
🎙 قاری محترم استاد معتز آقایی
❤️ #با_خدا_همکلام_شویم 👌
#ماه_رمضان #ترتیل_جزء_نوزدهم
💢 حجم: ۴ مگابایت
⏰ زمان: ۳۳:۲۹
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
نکات کلیدی جزء نوزدهم🌹
#ماه_رمضان
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
﷽
دعای #روز_نوزدهم ماه مبارک رمضان🌙✨
🍁
اللَّهُمَّ وَفِّرْ فِيْهِ حَظِّي مِنْ بَرَكاتِهِ، وَسَهِّلْ سَبِيلِي إِلى خَيْراتِهِ، وَلا تَحْرِمْنِي قَبُولَ حَسَناتِهِ، يا هادِيا إِلى الحَقِّ المُبِينِ
🍁
«ای خدا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان، و به سوی خیراتش، مسیرم را سهل و آسانساز، و از حسنات مقبول آن، مرا محروم مساز، ای راهنمای به سوی دین حق آشکار.»
🍁
#ماه_رمضان
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
8.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بوی عطر و کرم و ادویه جات و...روزه رو باطل میکنه؟🤔
(مسئله۱۹)
#ماه_رمضان
#عطریات_و_روزه
#احکام_رمضان🌙
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
با سلام و عرض ارادت خدمت شما بزرگواران؛
امشب صفحات ۴۸ و ۴۹ را تقدیم حضورتان میکنیم
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
📖صندوقچه گل رز
📜صفحه ۴۸-۴۹
جشن عروسی خیلی خوب برگزار شد مهمانان راضی بودند و عروس و داماد راضی تر؛ نه گناهی شد و نه حرف و حدیثی پیش آمد. زیر زمین خانه مان محوطه ای داشتیم که آشپزخانه و کمد دیواری داشت؛ کم و کسری هایش را رو به راه کردم و همان جا را در اختیار ابوالفضل و همسرش گذاشتیم اثاث شان را آوردند و همان جا زندگی مشترکشان را شروع کردند. رفته رفته سرشان شلوغ تر شد. برایشان مهمان می آمد بروبیای شان بیش تر شد و جایشان تنگ، خانه ای را اجاره کردند و از پیش ما رفتند. قبل از این که برای پسرم ابوالفضل به خواستگاری برویم رفته بودیم زیارت کربلا. عموی دختر خانمی که بعداً عروس ما شد و با ما نسبت خانوادگی داشت فوت کرده بود. ابوالفضل زنگ زد که مامان شما آنجا هستید برای این بنده ی خدا هم نماز بخوانید. ما هم نماز خواندیم و برای شادی روحش دعا کردیم. پدر آن دختر خانم برای ختم برادرش آمده بود تهران بعد از پایان ختم هم آمده بود منزل ما. روز هفتم این بنده ی خدای تازه در گذشته از سفر زیارتی به پاکدشت برگشتیم نمیدانم ابوالفضل چه دیده و چه شنیده بود که برای خواستگاری به تصمیم قطعی رسیده بود. وقتی آمدیم به من گفت: مامان اگر میخواهید بروید خواستگاری مهناز خانم من حرفی ندارم به پدر عروس مان زنگ زدیم گفت: همین الآن حرکت کنید و بیایید، شبانه راه افتادیم. وقتی آن جا رسیدیم، به رسم ادب گفتم: «شما عزادار هستید ما هم آمده ایم شما را ببینیم و عرض تسلیت داشته باشیم؛ مابقی صحبت ها هم باشد برای بعد» ایشان گفتند: «کسی که از دنیا رفته، داداش من بوده است کسی هم که به خواستگاری اش آمده اید، دختر من است؛ اختیار هر دو هم با من است که بزرگ ترشان هستم. هیچ اشکالی هم در پیگیری این امر خیر نمی بینم.» همان روز خواستگاری کردیم بحث مهریه شد. مادر عروسم گفت: «شما یک عروس تازه آوردید و تجربه دارید مهریه ی ایشان هر قدر هست مهریه ی دختر من هم طبق همان باشد.» گفتم:« مهریه ی آن عروسم پنجاه سکه است؛ اما ابوالفضل میگوید من چهارده سکه بیشتر مهریه نمیکنم میگوید من باید همان روز مهریه را پرداخت کنم و باید وسعم به این هدیه برسد. کاری هم به دیگران ندارم.» خانواده ی عروس خانم و همین طور خود عروس خانم خیلی به ابوالفضل علاقه داشتند چهارده سکه را قبول کردند بعد هم ابوالفضل و عروس خانم با اجازه بزرگترها رفتند داخل اتاق و چند دقیقه ای با هم صحبت کردند و آمدند. هر دو راضی بودند تا چهلم عموی عروسم محرم هم شدند که کارهای خرید و آزمایشهای پزشکیشان در حالی که محرم هم هستند انجام شود. در این مدت چهلم عموی عروسم هم رسید؛ پدر و مادر عروسمان باید می آمدند تهران برای اینکه دوباره به زحمت نیافتند پیشنهاد دادیم که حالا که این همه راه را آمده اند مراسم عقد را هم برگزار کنیم. بعد از چهلم آن خدا بیامرز رسماً عقدشان کردیم و عروس خانم را آوردیم پیش خودمان؛ یکی از اتاقها در اختیار ابوالفضل بود و همان جا زندگی شان را با هم آغاز کردند جشن عروسیشان هم به خوبی برگزار شد. یادم هست به ابوالفضل گفتم مادر شب دامادی تو است. یک دست لباس شیک و خوشگل بپوش گفت:« نه مادر! همین لباسی که دارم خوب است نمی خواهم در چنین شبی دخترهای قوم و خویش و آشنا نگاهم کنند و خدای ناخواسته حسرتی بخورند و بشوم مایه ی گناه!» شکر خدا عروسم دختر مهربان و بسازی بود به ابوالفضل گفته بود: «اگر دوست داری در سوریه بمانی یک اتاق گوشه و کنار جور کن؛ پیش ات می مانم و باهات زندگی میکنم.» ابوالفضل گفته بود:«اینجا جای مناسبی برای تو نیست.»
زهرا ابویسانی مادر شهید
🔸️ادامه دارد..
✍️نویسنده:هاجر پورواجد
#صندوقچه_گل_رز
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
حجر آیه ۴۹
ای رسول ما) بندگان مرا آگاه ساز که من بسیار آمرزنده و مهربانم.
تفسیر نور:
۱.بخشندگى او همراه با لطف و مهربانى است، نه تنها مىبخشد لطف هم مىكند.
۲.گنهكاران نيز بنده خدا هستند.
✏️با هنرمندی خانم فاطمه غفاری
#قرآن
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
❣#سلام_امام_زمانم ❣
📖 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلايَةِ...🤚🍃
🌱سلام بر تو ای مولایم،
سلام بر تو از سوی قلبی، که جز تو در آن راه ندارد!
بپذیر سلام کسی را که قلبش، خانه محبت توست و چشمهایش مشتاق دیدار تو...
📚 صحیفه مهدیه، دعای استغاثه به حضرت صاحب الزمان
🌟اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌟
تعجیل در فرج #امام_زمان صلوات🌼
🌹🍃🌹🍃
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯
﷽
دعای #روز_بیستم ماه رمبارک رمضان🌙✨
🌸
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أَبْوَابَ الْجِنَانِ، وَ أَغْلِقْ عَنِّي فِيهِ أَبْوَابَ النِّيرَانِ، وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ، يَا مُنْزِلَ السَّكِينَةِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ.
🌸
خدایا در این ماه درهای بهشت هایت را به رویم باز کن، و درهای آتش دوزخ را به رویم ببند، و به تلاوت قرآن موفقم بدار، ای فرو فرستنده آرامش در دل مؤمنان
🌸
#ماه_رمضان
─━━━━━━⊱🌼⊰━━━━━━─
❁❁ 🌳 گــــــــــــادوانـــــ 🌳 ❁❁
╭┅─────────┅╮
🇮🇷https://eitaa.com/Godone🌱
╰┅─────────┅╯