هدایت شده از رادیویِ کوچكِ زوزه.
رادیویِ کوچكِ زوزه. واقعی؛.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
حنجرهی محمدپارسا گنجوی
نوشتهی او.
☕ بنشین چای بریزم. بنشین تازه دم است.
چقدر لف دادن پدیده عجیبیه. یعنی طرف نمیخواد تو توی یه اپ نارنجیِ یک در یک توی قسمت کانالا یه نوار یک در پنج رو اِشغال کنی. یعنی برای طرف انقدر ناجالب و خسته کنندهای. انقدر برای یکی ارزش نداری.
کاش آدما میفهمیدن درواقع توی این دنیا هیچکس برای هیچکس مهم نیست و اگه بخواید خودتونو لوس کنید کسی دنبالتون نمیاد، پس به نفعتونه دنبال امتحان کردن آدما نباشید.
آدما اعصابشون خرده و همه به اندازه کافی مشکل دارن که حوصله دنبالتون اومدن رو نداشته باشن.
هیچوقت قرار نیست کسی دنبالت بیاد، تو توی این دنیا برای هیچکس مهم نیستی.
متنِسبز!
من بهم ریختهام. فقط میخوابم و بیدار میشوم؛ جوری که انگار فلج شدهام. دیگر توانایی انجام هیچکاری
بیا دستان تاریکم را بگیر دختر دریا...
متنِسبز!
من بهم ریختهام. فقط میخوابم و بیدار میشوم؛ جوری که انگار فلج شدهام. دیگر توانایی انجام هیچکاری
اینو من نوشتم!
جالبه واقعا
چه استعدادهایی داشتم
چرا همه چیز انقدر ناراحت کنندهست؟
چند وقت یه بار خودمو با یه چیزی گول میزنم. یه بار کتاب، یه بار فیلم، یه بار بازی، یه بار خواب... اما ولم نمیکنه. نمیتونم خودمو نجات بدم. افتاده روی سرم. مغزم رو ول نمیکنه. تاریکی رو میگم.
نمیدونم چند بار شده که اشکام رو پاک کردم و سراغ گوشی اومدم و ویس دوستام از خاطرات یا تخیلاتشون رو با عهههه چه جالب جواب دادم.
احساس میکنم پوچم. احساس میکنم گم شدم. گم شدم. بین شیارهای مغزم گم شدم.
نمیدونم چی شده. فقط میدونم که روی قلبم یه لایه سیاه نشسته.
دقت کردین که دیگه نمیتونم بنویسم؟