هدایت شده از ماوی
داشتم دفترچهی خاطراتش را ورق میزدم، رسیدم به صفحهای که بالایش نوشته بود:
"عاشق چیزهای واقعیم..."
ورق زدم..، پشت صفحه اینها را نوشته بود:
آدمها، خندهها، خاطرهها، حسها، ممبرها، گلها، داستانها، چشمها، حتی گریهها!
اگرچه اندک، اما واقعی!
واقعی میدانی یعنی چه؟!
یعنی دلت را بلرزاند، یعنی چشمت را خیره کند، یعنی اشک به جانت بنشاند، یعنی هیچ حسی پیدا نکنی برای اثبات به خودت که چیزی که بر قلبم جاری میشود وجود ندارد.
اما... این روزها همه چیز هرچیزی هستند جز واقعی!
آدمها؟!
شاید واقعی باشند، گرچه که واقعی بودن بعضیشان هم بعید میدانم ولی... دست کم واقعیترینهایشان هم آنقدر واقعی نیستند!
نه آنقدر که غمها و اشکهایت را ببیند و کنارت باشند.
که مرهم باشند.
بیخیال!
تا حسین را داری آدمها را میخواهی چه کار؟!
او واقعی ترین چیزیست که از کودکیام با رگهای قلبم حسش کردم.
حتی اگر تو الکی بروی جلو، الکی الکیها، او واقعی میآید...
آنقدر میآید جلو که مبهوت میمانی، میگویی او چطور حاضر شد اینقدر معرفت خرجم کند؟ خرجِ منی که سر تا پایم را وجب کنند واقعی بودنم به یک وجب هم نمیرسد؟
آقا در دنیایی که لبریز از غیرواقعیهاست شما خیلی واقعی هستی، خیلی با معرفت.
حتی برای همچون منی که دیوارههای قلبم را هالهی سیاهی گناهانم پوشانده.
به قربان نام زیبای تو آقای ابا عبدالله🖤
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است آقا؟...
به منِ نافهم بفهمان، به منِ کوچکترین، به منِ شرمندهترین...
#آقای_ابا_عبدالله
میخواستم فردا بهتون بگم که "وااییییی بالاخره فردا میریم تهران و من تختم رو بغل میکنمممم و به گلام آب میدمممم و دوستامو میبینمممم و باید بگم دلم برای هوای آلودهی تهران تنگ شدههههه" ولی انقدر ذوق دارم الان گفتم.
متنِسبز!
میخواستم فردا بهتون بگم که "وااییییی بالاخره فردا میریم تهران و من تختم رو بغل میکنمممم و به گلام آ
این شنبه که میاد یه شنبه بهشتیه.
هدایت شده از BALLETIC
برای ماهایی که فردا آزمون سمپاد داریم چند تا الهی به رقیه بگین از استرس سکته نکنیم🤍
اینم فور کنین دست به دست شه
هدایت شده از تلخی قهوه
بیاین تولد یه انسان نازل شده از قمر را تبریک بگوییم
https://eitaa.com/joinchat/515310841C7dabb43f0c
#فور
دیگه حوصله بحث کردن ندارم.
حقمو خوردی؟ نوش جونت.
بهم توهین کردی؟ خوشحال شدم.
ری.دی رو کلهم؟ اشکال نداره راحت باش.
هرجایی میرم ۱۰۰ درصد مطمئنم که اضافهم و اگه نبودم همه راحتتر بودن. یه نونخور اضافی که به هیچ دردی نمیخوره.
واقعا فایده من توی این دنیا چیه؟
میدونم به هیچ دردی نمیخورم و هیچ کاری نمیکنم و همینجوری مثل ژله افتادم یه گوشه، ولی دلم نمیخواد خودمو تغییر بدم. چه فایدهای داره؟
متنِسبز!
میخواستم فردا بهتون بگم که "وااییییی بالاخره فردا میریم تهران و من تختم رو بغل میکنمممم و به گلام آ
*هرچی جلو جلو ذوقشو کنی کنسله.
بعله.