او هیچوقت نِمیفهمید که من چقدر دوستش داشتهام،
نه به خاطرِ اینکه خوش قیافه هَست یا نیست موضوع اصلا این چیزها نیست!
به این خاطِر است که از خودم به خودم نزدیکتر است.
میپرسی کدامین احساس در عشق، شگفتانگیز است؟
میگویم: اَمنیت. اینکه حس کنی کسی قلبت را تنگ در آغوش میگیرد نه دستانت را ..!
و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور میدهم، به این امیدِ نور کمسویی که در دوردستها میدرخشد.
و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور میدهم، به این امیدِ نور کمسویی که در دوردستها میدرخشد.
تو شبیه سیبی و بِه، شبیه ریحانی و نعنا، شبیه لبخند و روشنی..
توشبیه به همه خوبی هایی،
محبوبِ من
محبوبِ من
محبوبِ من..