eitaa logo
سبزنوشته‍┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
685 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
445 ویدیو
3 فایل
﷽ «و گاهی بهتر است حرف ها به زبان قلم درآیند...»🪴 ࣬ صندوق پستی‌مون: @Green_Text_Chatroom کانال تقدیمی ها: @Green_Text2 ‌‌─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅ ⊹ ⋅ ─ ⋅⋅ ─ ⋅⋅ ─ •هرگونه کپی مطالب ممنوع و حرام می‌باشد!
مشاهده در ایتا
دانلود
ولادت با سعادت کریم اهل بیت؛ امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد.
سبزنوشته‍┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
ولادت با سعادت کریم اهل بیت؛ امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد.
امشب باید رهبر شهیدمان، حضرت امام خامنه‌ای رحمه‌الله علیه به رسم هر سال در بیت، «شب‌ِ شعر» می‌گرفتند! «بسته‌ست بی‌تو دفترِ شب‌های شعرِ بیت بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت...» 🌑 | @Green_Text
هدایت شده از کبوتر حرم🕊🕌
🔴تصاویر ارسالی موشک فتاح از یکی از سامانه های ی دفاعی گنبد آهنین(تاد) در سرزمین های اشغالی (اصلا هم شوخی نبود😐) @kabootar_haram
هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 چطور در شرایط جنگی کودکان خود را آرام کنیم؟ @iribnews
بسم‌الله الرحمن الرحیم 🍃 { اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولاتَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین} خدایا مرا در این ماه بر لغزشها سرزنش مکن، و از خطاها و افتادن در گناهان دور بدار، و هدف بلاها و آفات قرار مده، به عزّتت ای عزّت مسلمانان.🌷 دعای روز چهاردهم ماه مبارک 🌙 🌑 | @Green_Text
بسم‌الله الرحمن الرحیم 🍃 { اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِكَ یا أمانَ الخائِفین.} خدایا روزى كن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان و بگشا سینه‌ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اى امان ترسناكان.🫂 دعای روز پانزدهم ماه مبارک 🌙 🌑 | @Green_Text
با عرض تسلیت سلام🖤 طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق این روز ها بیشترین آسیب رو بچه ها میبینند خیلی مهم هست که در این شرایط حس امید و حماسه و پیروزی بهشون بدیم. ✌️🇮🇷 تصمیم گرفتیم با اهدای این رنگ آمیزی ها همراه با جملات امید آفرین و غرور آمیزی روحیه سربازان کوچک سرزمین مون تقویت کنیم💪 ✌️ شما هم با اهدای مبالغی هر چند کم (از ۵۰۰۰تومان تا ...) در این حماسه و امیدآفرینی شریک باشید: 6221061254327267 مبینا نیک بین 👇اطلاعات بیشتر و گزارش کار: @mobico 🎨 👤 ارتباط با ادمین: @Hiroshi_Sakata_09
: «بی‌صاحب شدیم بابا» ● عادت من این بود که هر روز صبح بین ساعت شش تا هفت صبح با بابا حرف می‌زدم. من اینجا در بلوار روبروی دفترمان پیاده‌روی می‌کردم و او آنجا در پارک پشت منزلشان.و این ساعتِ پیاده‌روی، ساعتِ خلوت هردویمان بود که بی‌دردسر می‌توانستیم باهم حرف بزنیم. ● آنروز بابا زنگ نزد، و نمیدانم چرا من هم از یادم رفت ... حوالی ساعت 11 صبح بود که یادم افتاد از بابا خبری نشد و دلشوره‌ی عجیبی نیز به جانم افتاد. ● بی‌درنگ شماره بابا را گرفتم. برخلاف همیشه که بابا به دو تا بوق نرسیده جواب میداد و بلند می‌گفت «الهی من فدات بشم بابا» ... پنج شش تا زنگ خورد و برادرم جواب داد و گفت بابا تصادف سنگینی کرده و ... ● خلاصه اینکه در این تصادف سنگین، بابا سه ماه روی تخت افتاد و به پشت خوابید... بعد از عمل و گذشتن روزهای پُردرد، روزی برای دیدنش وسایلم را برداشتم و از تهران خارج می‌شدم که چشمم به «کتاب انقلاب اسلامی و آینده جهان» خورد. ● بابا دبیر بازنشسته بود و اهل مطالعه، زیاد با انقلاب، میانه‌ی خوبی نداشت! یعنی معیشت سخت مردم و فسادهای زیرپوستی دولتها، سوالات و شبهات زیادی برایش ایجاد کرده بود. ● وقتی رسیدم آرام و صبور و در اوج شکر دیدمش! بااینکه مردی بی‌نهایت فعال و اهل تلاش بود، حتی ذره‌ای شکایت در جانش دیده نمی‌شد. از بچگی عاشق این اخلاقش بودم. رفتم کنارش نشستم و مادرانه بغلش کردم. «مادرانه بغل کردن» را باباها از دخترهایشان عاشقانه می‌خرند! مثل پیامبر ... بغل‌های مادرانه‌‌ی ام‌ابیهایش را ... ● کتاب را دادم دستش و چشمش به نام کتاب که افتاد به من نگاه کرد و خندید! گفتم بابا این کتاب را به «چشم نقد» بخوانید لطفاً. تمام که شد زنگ میزنم با استاد درباره نقدهایتان صحبت کنید. گفت : باشه دِتِر .. و دِتِر در گویش شمالی به معنای دختر است. ● یکهفته بعد خبر از کتاب گرفتم! بابا گفت : دو سوم کتاب را خوانده ام و تقریباً نیمی از سوالاتم را جواب گرفته‌ام ! گفتم تمام که شد ... خبرم کنید. ● کتاب تمام شد ... و بابا خبرم نکرد و چیزی هم نگفت ! نه انقلابی شد و نه دیگر شبهه‌ای از او شنیدیم ! کتاب را هم به من برگرداند. ● یکشنبه دهم اسفند حوالی ساعت 11 صبح زنگ زدم ، گوشی را برداشت و گفت : «الهی من فدات بشم بابا» گفتم سلام جانِ دل ... گفت : تسلیت میگم بابا ! (راستش حس میکردم این تسلیت فقط بخاطر علاقه قلبی من به آقاست ونگران حال دل من است) گفتم : بابا چرا تسلیت ؟ این حادثه تبریک دارد و بس ... عاشقی حاجت روا شد و به معشوق رسید. و... صدای هق هق بابا بلند شد .... «بی‌صاحب شدیم بابا ....» و من در یک لحظه، از آن تصادف سنگین تا صدای هق هق امروز بابا را مرور کردم ! چه زیبا سکوت و سکونی بود دوران نقاهت آن تصادف! علّتِ عاقبت بخیریِ بابا ... گفتم : نوش جاااان باااابا این گریه‌ها / اما ما بی‌صاحب نشدیم! ایران شیعه‌خانه امام زمان علیه‌السلام است. و صاحبش هیچ آیه‌ای را نسخ نمی‌کند مگر آنکه مثل آن آیه یا بهتر از آن را جایگزین می‌کند. تکیه می‌کنیم به خدای او ...که تاکنون نیز ایران به قدرت ایمان مردمش ایستاده بود... ● تلفن را که قطع کردم گفتم : جانت آباد که حکمتهای این کتاب، چه جانهایی را آباد کرد و خودت نمیدانی... هم بابایِ ما شدی و هم بابایِ باباهای ما ... ● این قصه‌ی واقعی را از این جهت تعریف کردم که ؛ این روزها اگر خودتان یا عزیزان‌تان تحت حملات «ترس» یا «شک» قرار می‌گیرید؛ این کتاب داروی شفابخش قلبهای ماست از هر آنچه که ممکن است استقامت ما را در رسیدن به آینده جهان سست کند. تمام فصل‌های کتاب صوتی انقلاب اسلامی و آینده جهان را از اینجا به بعد دریافت کنید 👇🏻 eitaa.com/ostad_shojae/51100 media.montazer.ir/?p=43295 نسخه فیزیکی آن را هم اینجا 👇🏻 🌎 mohipub.ir/product/enqelab/ منتظر : رسانه رسمی استاد محمد شجاعی @ostad_shojae