𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 2 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 3 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
عمو رهام (بابای رعنا،ریرا،رامین) اینا هم بودن
اول رفتیم خونه خالم تا یکم استراحت کنیم ناهرمون رو خوردیم و خوابیدم ساعت ۶ بود با پاییز رفتیم حیاط قدم بزنیم بارون آمده بود بوی نم خاک میومد
پاییز: بنظرت حامی امشب اونجاس؟
پناه: مطمئن باش اون خونه خودشون خیلی کم میره خونه مستقلی هم تهرانه پس ۸۰ درصد اونجاس
پاییز: اهوم
برا شب چی میپوشی
پناه: لباس
پاییز: مسخره( خنده)
پناه: ....(خنده)
پناه: چه سرد شد یهو بیا بریم بالا کم کم آماده شیم
پاییز: اره سرده بریم
چند لحظه بعد>>>
از زبان پناه:
یه شومیز سفید با دامن زیتونی برداشتم شومیزم یه کمر بند نازک سفید داشت یه شال سبز با کتونی های سفید هم برداشتم
بابلیس رو برداشتم و موهامو فر درشت کردم دو لاخ مو انداختم جلوی صورتم و پشت موهامو نیمه باز بستم رفتم جلو آینه و یه آرایش ملایم مناسب مهمونی هم کردم بعد جعبه اکسسوریمو برداشتم و باز هم مات قشنگیش شدم گردنبند و انگشتر دم وال رو برداشتم و یه ساعت کاسیو سبز کامل آماده بودم و در آخر با عطرم دوش گرفتم
پناه: من آمادم بریم؟
پاییز: منم آماده شدم
مامان: عوو پرنسسای منو ببین چه قشنگ شدید اره بریم
بابا: این فرشته هایی که میبینم پاییز پناهن؟
پاییز/پناه: ......(خجالت)
پناه: عه من گوشیم جا موند
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 3 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
امیدوارم راضی باشید🤍
•~~~~~~~~~~~~~~~~~•
پ.ن: پناه قراره حامیو بکشی؟🤤
نظری داشتین در خدمتم:)
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1eu8c4x&btn=