دلخور میشویم
و حتی یکبار به زبان نمی آوریم.
تغییر میکنیم،
کم میخندیم،
کوتاه حرف میزنیم،
بی توجهی میکنیم.
نمیدانند این کوتاه گفتن ها و اخم کردن ها
نتیجه ی همان نگفتن هاست.
درنتیجه: سرد میشوند، ترکمان میکنند، فکر میکنند دوستشان نداریم...
ما میمانیم و یک عالمه دلخوری و غم، ما میمانیم و دنیایی از سوال و تعجب، ما میمانیم و احساساتی که به مرز دیوانگی رسیده..
بسیار سالها گذشت تا بفهمم آن که در خیابان میگرید
از آن که در گورستان میگرید بسیار غمگینتر است
خدایا وقت کردی مسیر زندگی ما رو دوباره بررسی کن
ظاهرا قسمت آسفالتش دقیقا افتاده رو دهنمون