«رادیو تراژدی: ویژهی میناب» را از طاقچه گوش بدهید
https://taaghche.com/audiobook/259574
نه پرسشیم
نه پاسخیم
نه عزم جزم راسخیم
نه سرفه ایم
نه عطسه ایم
ما گیج و خواب الوده ایم
خمیازه ایم
خمیازه ایم
سیگار های بهمنش را دوست دارم
بوی بد پیراهنش را دوست دارم
گفتند دیوانه شنیدی زن گرفته؟
دیوانه ام حتی زنش را دوست دارم
اینجا ایران است
«کشوری به زیبایی یوسف
با غم و اندوه پدرش
و به خیانتکاری برادرانش»
ایران سرزمین غم های امیدوار
و روح های فاتح است
همواره تیشه های خیانت بر ریشه های این درخت
حتی با چشم غیر مسلح نیز به وضوح دیده میشود
اما وصله های جانفشانی و خون فرزندانش است
که حیات میبخشد به این تک درخت خسته
قصه نیست این که رستم و گردافرید دارد این خاک
این روز ها هر کجا چشم بیاندازی
کاوه ای با اراده پولادین،
درفش بر دست به پا خواسته.
بله اینجا ایران است
سرشار از قصه عشق،
لیلی و مجنون و مجنون و خارک.
اینجا ایران است؛ سرزمین تمدن و غیرت،
جایی که تاریخ در رگهایش جاریست
و هر دانه از خاکش، حکایتگر دلاوریها،
عشقها و فداکاریهاست.
این خاک، رئیس علی دلواری ها
و میرزا کوچک خان هایی دارد
که هیج عبایی از ریختن خون خود
برای ابیاریِ حتی بذر کوچکی در این سرزمین ندارند.
این خاک اریو برزن ها
و یعقوب لیث صفاری هایی دارد
که قد شجاعتشان
کیلومتر ها بر بلندای قله ی دماوند ایستاده.
اینجا روحهای شکستناپذیر،
با هر تازیانه، قویتر میشوند.
و قسم به واژگان
که« بکشید ما را، ملت ما بیدار تر میشوند»
اینجا ایران است جایی که در امتداد رودهایش،
قصهی ایثار جاری است
و در بلندای کوههایش، پژواک فریاد آزادگی
بلند تر و واضح تر از طبل رسوایی هر ابرقدرتیست.
گویی هر سنگش، راوی داستانیست
از صبر و استقامت
و هر نسیمش، نفس گرم مردمیست
که با عشق، بر این خاک بوسه میزنند.
اینجا
از مکر برادران، زخمی عمیق بر جان است،
اما از عشق پدر، امیدی به دلها پاشیده
که با هیچ نیرنگی از بین نخواهد رفت.
از خیانت، سیلی خورده،
اما با شاهرگ غیرت فرزندانش، برمیخیزد.
ایران؛
نه فقط یک سرزمین، که یک باور است،
یک روح است،
یک حماسه است که با خون نگاریده شده
و با عشق جاودانه خواهد ماند.
-گچپژ/ هزارو چهارصدو پنج
*به بهانه روز ارتش؛ تقدیم به پدرم.