HUG,:)
یک نفر را میشناختم که به هرکسی هر آنچه که دوست داشت بشنود، میگفت. محبوب بود و دروغگو...
او دروغگو نبود.
تنها میدید که هر کس چه چیزی را نیاز دارد بشنود و همان را میگفت.
گاهی انسان ها نیاز به شنیدن حرفهایی دارند که عمیقا به شنیدن آنها نیاز دارند...
گفتن آنها سخت نیست.
وجود انسانی که حاضر باشد اینها را بگوید سخت است!
او حرفها را میزد.
هر چه که آنها نیاز دارند...
برای همین محبوب بود، نه دروغگو(:
HUG,:)
اینکه یکیو بغل می کنی و بوی عطر ش روی لباس ت میمونه خیلی جذابهههه🥲🥲🥲
خیلی دیگه واقعا مشکوکی
HUG,:)
تکیه داده به دیوار در سکوت در انتظار هیچکس ؛ سوی بی سوی نگاهم به سمت قاب پنجره و ماهی که درونش جای خ
چقدر قشنگ بود
چقدر قشنگ بود
چقدر قشنگ بود
HUG,:)
اینکه یکیو بغل می کنی و بوی عطر ش روی لباس ت میمونه خیلی جذابهههه🥲🥲🥲
خوشم باشه کیو بغل کردی؟؟؟